🖥 رهایی بخش مانند، سارا شریعتی 👤 عباس سوری©️ رسانه پارسی#سارا_شریعتی فرزند دکتر #علی_شریعتی در سخ…
انتشار: 2026/08/12 17:13 UTCدریافت: 2026/08/15 23:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 23:51 UTC
🖥 رهایی بخش مانند، سارا شریعتی 👤 عباس سوری©️ رسانه پارسی#سارا_شریعتی فرزند دکتر #علی_شریعتی در سخنرانیای عنوان کرده است که علوم انسانی نقش رهاییبخش را برای انسان بازی میکند. رهایی بخش از طبقههای اجتماعی. این ایدئولوژی دقیقا همان چیزی است که دکتر علی شریعتی نیم قرن پیش در حسینیه ارشاد و در دانشگاه میگفت. خطر چنین گفتمانی دقیقا همان فاجعهای است که در سال ۵۷ روی داد. اما این گروه معتقد هستند که حادثه ۵۷ نتوانست رهایی بخشی را بدرستی انجام دهد و ما بار دیگر باید رها شویم!◽️@utfinance◽️
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 6 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — Finance & Economics
📄 آزادیخواهی و دموکراسیآزادیخواهی چیست؟ -قسمت پنجم👤موسی غنینژاددموکراسی به رغم اهمیتی که برای زندگی در دنیای مدرن دارد مفهومی مستقل از آزادیخواهی (لیبرالیسم) است. خلط این دو مفهوم اغلب منشاء سوء تفاهمهای ضایعهباری بوده است. دموکراسی به معنی تمکین به رای اکثریت آشکارا هیچ مضمون نظری مستقل و روشنی ندارد، و صرفاً وسیلهای صلحآمیز برای حل اختلاف در تصمیمگیریهای جمعی است به طوری که همه در آن جمع حق رای برابر داشته باشند. استفاده از این وسیله مفید از گذشتههای خیلی دور در معابد مذهبی و نیز کلیساهای مسیحی رایج بوده و امری شناخته شده بود. از آنجاکه در دنیای مدرن همه انسانها برابر حقوق تلقی میشوند دموکراسی به عنوان وسیله موثر و کارآمد برای حل اختلافات در مجامع گوناگون بشری جایگاه بسیار مهمی یافته است. نکته مهمی که اغلب دموکراسیخواهان سرسخت از آن غفلت میکنند این است که رای اکثریت را به صرف اینکه رای اکثریت است نمیتوان درست یا برحق تلقی کرد. درستی یا برحق بودن یک تصمیم جمعی به طور منطقی معیاری مستقل و متفاوت باید داشته باشد چون اکثریت به هر دلیلی ممکن است اشتباه کند.ترجمه دموکراسی به مردم سالاری در زبان فارسی اشتباه تاسفباری بود که سوء تفاهمهای زیادی ایجاد کرده است. در زبانهای اروپایی مفهوم دموکراسی معنایی فراتر از صرف تمکین به رای اکثریت دارد و ناظر بر نظام سیاسی دربر گیرنده نهادهای مقوم آزادی مانند احزاب و مطبوعات مستقل نیز است در حالیکه مفهوم مردمسالاری به خودی خود ظرایف مفهوم دموکراسی در زبانهای اروپایی را ندارد و گویای نوعی توده گرایی یا پوپولیسم صرف است. به این ترتیب است که بسیاری از تمامیت خواهان مدعی دین با افتخار و صدای بلند مرام خود را مردمسالاری دینی توصیف میکنند. البته نباید فراموش کرد که برخی چپها و حتی کمونیستها نیز نظام سیاسی مورد علاقه خود را دموکراسی مردمی یا خلقی مینامند. واضح است که این تعبیرها از دموکراسی هیچ سنخیتی با مفهوم آزادیخواهی به معنایی که پیش از این توضیح داده شد ندارد، بلکه حتی در تضاد با آن است. دموکراسی ابزاری کارآمد و حتی ضروری برای زندگی در جوامع مبتنع بر آزادیخواهی (لیبرالیسم) در دنیای مدرن است، اما این وسیله بسیار مهم و ضروری نباید با هدف یعنی آزادی اشتباه شود یا احیاناً جایگزین آن گردد.◽️@utfinance◽️#آزادی_خواهی#لیبرالیسم#دموکراسی#موسی_غنینژاد
◽️ رویدادتاریخ پل آیندهرونمایی کتاب «کاپیتالیسم و تاریخنگاران» 👤 با حضور مهدی تدینی🗓 سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵⏱ ساعت ۱۹📍 شهر کتاب ساری◽️@utfinance◽️#کاپیتالیسم#کاپیتالیسم_و_تاریخنگاران#فردریش_هایک#مهدی_تدینی#شهر_کتاب_ساری
📄 وقتی «پول ملی» میمیرد | مسیر کوتاه چاپ پول تا ابرتورم | یک ابرتورم، دو تجربه؛ چرا داستان یوگسلاوی برای ایران مهم است؟◽️ تجربه جمهوری فدرال یوگسلاوی بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ و دوران پس از آن، نمونهای از همزمانی جنگ داخلی، تحریمهای اقتصادی بینالمللی و فروپاشی کامل انضباط پولی است. ریشه بحران اقتصادی یوگسلاوی به انباشت بدهیهای خارجی دهه ۱۹۸۰ و ناکامی اصلاحات ساختاری برمیگردد. اگرچه در انتهای سال ۱۹۸۹ آنته مارکوویچ، نخستوزیر وقت، برنامهای برای تثبیت اقتصادی اجرا کرد که طی آن دینار یوگسلاوی با نرخ ۷ به ۱ نسبت به مارک آلمان میخکوب شد و تورم از نرخهای سه رقمی پائین آمد، اما این موفقیت به دلیل تضادهای شدید سیاسی میان جمهوریها و کنترلناپذیری بودجههای محلی پایداری نداشت.◽️ با آغاز فروپاشی فدراسیون یوگسلاوی و شعلهور شدن جنگ بالکان در سال ۱۹۹۱، نظام پولی مشترک به کلی منهدم شد و جمهوریها با چاپ پول برای تامین هزینههای نظامی، وارد رقابتی برای تخریب پایه پولی شدند.🔗 متن کامل را اینجا بخوانید◽️@utfinance◽️
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان ✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است. قسمت اول قسمت دومقسمت سومقسمت چهارم قسمت پنجمقسمت ششمقسمت هفتمقسمت هشتمقسمت نهمقسمت دهمقسمت یازدهمقسمت دوازدهمقسمت سیزدهمقسمت چهاردهمقسمت پانزدهمقسمت شانزدهمقسمت هفدهم@Mehrannotes
📄 از ذهن تا بازار، از ایده تا نهاد | پیش از قانون، پیش از بازار، پیش از ثروت | چگونه ایدهها سرنوشت جوامع را مینویسند؟◽️ وقتی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی مینگریم، ابتدا مجموعهای از واقعیتهای ملموس و مادی توجه ما را جلب میکند. ما وزارتخانهها، ساختمان مجلس، شهرداری، فرمانداری، ادارات دولتی، کارخانهها، شرکتها، بانکها، مجتمعهای تجاری، بورس و صرافی و... را میبینیم. این نمودهای فیزیکی و نهادی به قدری فضای اطراف ما اشغال کردهاند که بسیاری از افراد و حتی برخی از روشنفکران و دانشگاهیان هم تصور میکنند که تاریخ بشر و اقتصاد سیاسی کشورها صرفاً برآیندی از نیروهای مادی، جبر جغرافیایی، منابع طبیعی یا پیشرفتهای تکنولوژیک است. اما آنچه جهان مادی ما را میسازد، پیش از آنکه در عالم واقعیت تجلی یابد، به شکل یک «ایده» و «اندیشه» در ذهن انسانها جوانه زده است. در واقع، تاریخ اقتصاد سیاسی کشورها، تاریخ ابزارها و منابع نیست، بلکه تاریخ اندیشهها، ارزشها، نگرشها و باورهای انسانهاست.◽️ «به یاد داشته باشید شما مردان گردنفراز عمل که هیچ نیستید مگر بیآنکه خود بدانید ابزارهایی در دست مردان اندیشه، که در آرامش محقر خویش بسا قطعیترین طرحهای عمل شما را پیشاپیش در افکندهاند.»این جملهها از شاعر بزرگ آلمانی سده نوزدهم، هاینریش هاینه، در کتابی به نام «تاریخ دین و فلسفه در آلمان» است (۱۸۳۴) که آیزایا برلین در اوایل مقاله معروف خود، «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) از آن چنین یاد کرده است:«بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند.»◽️@utfinance◽️
📄 دولتگراییهای نقابدار: نقدی بر درک نادرست از نظام اجتماعی سرمایهداری👤 مهرپویا علاآقای محمد قوچانی، سردبیر نشریهٔ آگاهی نو، مقالهای را در شمارهٔ ۶۴۲ نشریه تجارت فردا با عنوان «لیبرالیسم نقابدار: نقدی بر اندیشهٔ اقتصادی-سیاسی دکتر عبدالکریم سروش» نوشته است که مصداق دفاع بد و درک نادرست از نظام فکری لیبرالیسم و نظام اجتماعی سرمایهداری است. این قضاوت را کاملاً فارغ از قضاوتم دربارهٔ مواضع سیاسی ایشان میگویم که در همین مقاله در کنار آقای سروش ایستاده است و همدل و همزبان با او درصد بالایی از جمعیت کشور را که اتفاقاً من به دلایل گوناگون خودم را جزوشان نمیدانم و بسیار هم با آنها کشمکش فکری داشتهام، «هتاک، بیوطن و خشونتورز» خطاب کرده است. داوری پیرامون این توصیفات را بر عهدهٔ مخاطب و بر عهدهٔ تاریخ میگذارم و کاملاً فارغ از اختلافات سیاسی، خطای نظری بنیادین متن را نشان میدهم.نخست برای آنکه انصاف مراعات شود، به این اشاره کنم که نقطهٔ قوت متن، روایت انتقادیای است که از تاریخچهٔ روشنفکری دینی و بررسی و مقایسهٔ بعضی نوشتهها و مصاحبههای آقای سروش به دست داده است و اطلاعات مفیدی در بر دارد.ایراد مقاله از همان عنوان آن آغاز میشود؛ عنوانی که به متن ارتباطی ندارد: منظور از «لیبرالیسم نقابدار» کیست یا چیست؟ نقاب را معمولاً برای پنهان ساختن چهره بر روی صورت میگذارند. آیا منظور قوچانی این است که سروش درواقع لیبرالی است که نقابی بر چهره گذاشته تا آن را پنهان کند؟ اما این کاملاً خلاف پیام مقاله است و قوچانی، بهدرستی، میخواهد بگوید سروش لیبرال نیست. آیا صرفاً خواسته کنایهای به عنوان جزوهٔ قدیمی «دگماتیسم نقابدار» سروش زده باشد؟اما هستهٔ اصلی نقد قوچانی به اندیشهٔ سروش که عمدتاً بر اساس کتاب تفرج صنع و مصاحبهٔ اخیر سروش با نشریهٔ اندیشهٔ پویا، بنا شده این است: «دکتر عبدالکریم سروش در نیمه و میانهٔ دههٔ ۶۰ در شرایطی علیه تکنولوژی سخن میگفت که میدانست تکنولوژی جوهرهٔ توسعه است» (تأکید از من است)🔗 ادامه را اینجا بخوانید◽️@utfinance◽️#دولتگرایی_نقابدار#لیبرالیسم_نقابدار#محمد_قوچانی#عبدالکریم_سروش

