📄 از استاد سخن تا قصاب دانشگاه👤 البرز نظامیاگر حافظهام خطا نکند، نسل ما آرایه سجع را سر کلاس ادبیات فارسی اول دبیرستان، در همان درس نخست از استاد سخن آموخت. مناجات انسانی با خدای خود که آنچنان متواضع بود که بابت هر دم و بازدمش نیز خدای خود را شاکر بود.برای نسل ما که در آن روزگار بزرگترین عمل خلافش گوش دادن به رپ در اوقات تفریح بین کلاسها با همکلاسیهایش بود و گاهی هم برای آنکه کباده اینکاره بودن بکشد، فریاستایل میرفت؛ این آرایه و بازی آن با کلمات بسیار درخشان و فریبندهبود؛ آنچنان که اگر کمیت هر دانشآموزی در تفکیک استعاره از تشبیه یا نوع جناس هم لنگ میزد، در کشف و تشخیص آرایه سجع تیرش هرگز به خطا نمیرفت.لکن، از آن روزها دو دهه میگذرد. نسل ما برخی دوستانش را در فرودگاه از دست داد و برخی را در خیابان. اما، تلختر از آن، این نسل از خلال روزهایی دراز، از ۸۸ تا ۹۶، از ۹۸ تا ۴۰۱، از ۴۰۱ تا ۴۰۴، تمام باورهایش را به مرور زمان احمقانه یافت.هر بار که به بهانهایی آن #قصاب_دانشگاه به آرایه سجع پناه میبرد تا لاطائلاتش را در پوشش فضل و هنر به ما بیچارهها بفروشد، من یک راست پرت میشوم به درس نخست ادبیات فارسی اول دبیرستان و یک بار دیگر از نو تمام این راه دراز و جانکاه دو دهه گذشته را در ذهنم مرور میکنم. اینکه چه قصابانی را روشنفکر و چه شیادانی را معلم خطاب کردیم.لکن امروز که قصاب دانشگاه نام جواد طباطبایی فقید را آورد، خونم جور دیگری به جوش آمد. #موسی_غنینژاد که عمرش دراز باد، خود در قید حیات است و آنچنان زبان برندهایی دارد که نیازی به هیچکدام ما ندارد. اما، #جواد_طباطبایی فقید دستش از دنیا کوتاه است و این قصاب دانشگاه لات کوچه خلوت شده و جسارتی کرده که نباید بیپاسخ بماند.تا آن #دلاور_ایرانشهر زنده بود، هیچکدام از #قصابان و #شیادان جرات نداشتند که کلامی در مورد او به زبان آورند. چون او تاریخ میدانست و تاریخ چنته خالی ایدئولوژی را رسوا میسازد. از همین روی، این خطابهروندگان، این ایدئولوژیزدگان که از تاریخ هراس و نفرت دارند، جرات درافتادن با آن دلاور را نداشتند.دلاوری که قصاب دانشگاه و رهروانش از دانشگاه اخراج کردند و انتظار داشتند که برای همیشه انحصار دانشگاه و رسانه و خطابه در اختیار خود داشتهباشند. معالاسف، زمانی هم موفق بودند. دهه هفتاد و هشتاد با جعلیاتی بیسر و ته خواستند از اسلام #لیبرالیسم استخراج کنند؛ درست همانگونه که معلمشان میخواست از اسلام #سوسیالیسم بیرون کشد.لکن، دهه هفتاد و هشتاد به پشتوانه انحصاری که از دهه ۶۰ به مدد کوشش آقای روشنفکر، این قصاب بلامنازع دانشگاه، توانستند جعلیات خود را جا اندازند و ذهن سادهلوحانی چون من را فریب دهند. اما، دهه ۹۰ و تحولات تکنولوژی به مدد اینترنت بازی را بهم ریخت. شاید برای همین چیزهاست که آقای روشنفکر همیشه نسبت به تکنولوژی بدگمان بود.گوش نسل ما به حرفهای کسی برخورد که از تاریخ و روششناسی صحبت میکرد. این حرفها در توئیتر و اینستاگرام و تلگرام میچرخیدند. حرفها و نوشتارهایی که اول بار ما را شوکه میکردند، اما، به مرور سر عقلمان میآوردند. آنجا بود که سید جواد طباطبایی چنته خالی این آقایان روشنفکر را رو کرد. به ما نشان داد که دنیای اسلام با دنیای مسیحیت متفاوت است و مساله ایران با مساله امروز غرب یکی نیست. آنجا بود که نشان داد که باید ابتدا روش آموخت، مساله را شناخت و تاریخ خواند. تاریخ خواند تا پی برد که برخلاف تمام رودهدرازی آقایان روشنفکر برای تجدد نباید فریب این گزاره را خورد که «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.»سید جواد، همه ما را تکان داد. در برابر همه تهمتها و نارواها ایستاد و ما خوابزدگان را از جهل بیدار کرد. لکن، این برای صنف روشنفکر گلخانهایی سنگین آمدهاست. چون آنها عادت به منبر و بهبه و چهچه داشتند. حال که پروژه بیپرنسیب روشنفکری دینیشان به بنبست رسیدهاست، دهندریدگی میکنند.لکن، خطاب به قصاب دانشگاه باید بیان کرد که آن روزی که خودت طومار نوشتی و ادعا کردی که اسلام تماما برای قدرت بپاخاسته، فاتحه دین به مثابه معرفتی برای اخلاقی زیستن را خواندی و آن هنگام که ویدئو دادی و اعلام کردی که اسلام لیبرال معنا ندارد، خود الرحمن جبهه مشارکت و دوم خرداد را خواندی. به جای یاوهسرایی خودشکن که آینه شکستن نه خطا بلکه بلاهت است آقای روشنفکر.#روشنفکری_دینی#عبدالکریم_سروش#علی_شریعتی◽️@utfinance◽️
📄 آزادیخواهی و دموکراسیآزادیخواهی چیست؟ -قسمت پنجم👤موسی غنینژاددموکراسی به رغم اهمیتی که برای زندگی در دنیای مدرن دارد مفهومی مستقل از آزادیخواهی (لیبرالیسم) است. خلط این دو مفهوم اغلب منشاء سوء تفاهمهای ضایعهباری بوده است. دموکراسی به معنی تمکین به رای اکثریت آشکارا هیچ مضمون نظری مستقل و روشنی ندارد، و صرفاً وسیلهای صلحآمیز برای حل اختلاف در تصمیمگیریهای جمعی است به طوری که همه در آن جمع حق رای برابر داشته باشند. استفاده از این وسیله مفید از گذشتههای خیلی دور در معابد مذهبی و نیز کلیساهای مسیحی رایج بوده و امری شناخته شده بود. از آنجاکه در دنیای مدرن همه انسانها برابر حقوق تلقی میشوند دموکراسی به عنوان وسیله موثر و کارآمد برای حل اختلافات در مجامع گوناگون بشری جایگاه بسیار مهمی یافته است. نکته مهمی که اغلب دموکراسیخواهان سرسخت از آن غفلت میکنند این است که رای اکثریت را به صرف اینکه رای اکثریت است نمیتوان درست یا برحق تلقی کرد. درستی یا برحق بودن یک تصمیم جمعی به طور منطقی معیاری مستقل و متفاوت باید داشته باشد چون اکثریت به هر دلیلی ممکن است اشتباه کند.ترجمه دموکراسی به مردم سالاری در زبان فارسی اشتباه تاسفباری بود که سوء تفاهمهای زیادی ایجاد کرده است. در زبانهای اروپایی مفهوم دموکراسی معنایی فراتر از صرف تمکین به رای اکثریت دارد و ناظر بر نظام سیاسی دربر گیرنده نهادهای مقوم آزادی مانند احزاب و مطبوعات مستقل نیز است در حالیکه مفهوم مردمسالاری به خودی خود ظرایف مفهوم دموکراسی در زبانهای اروپایی را ندارد و گویای نوعی توده گرایی یا پوپولیسم صرف است. به این ترتیب است که بسیاری از تمامیت خواهان مدعی دین با افتخار و صدای بلند مرام خود را مردمسالاری دینی توصیف میکنند. البته نباید فراموش کرد که برخی چپها و حتی کمونیستها نیز نظام سیاسی مورد علاقه خود را دموکراسی مردمی یا خلقی مینامند. واضح است که این تعبیرها از دموکراسی هیچ سنخیتی با مفهوم آزادیخواهی به معنایی که پیش از این توضیح داده شد ندارد، بلکه حتی در تضاد با آن است. دموکراسی ابزاری کارآمد و حتی ضروری برای زندگی در جوامع مبتنع بر آزادیخواهی (لیبرالیسم) در دنیای مدرن است، اما این وسیله بسیار مهم و ضروری نباید با هدف یعنی آزادی اشتباه شود یا احیاناً جایگزین آن گردد.◽️@utfinance◽️#آزادی_خواهی#لیبرالیسم#دموکراسی#موسی_غنینژاد
📄 وقتی «پول ملی» میمیرد | مسیر کوتاه چاپ پول تا ابرتورم | یک ابرتورم، دو تجربه؛ چرا داستان یوگسلاوی برای ایران مهم است؟◽️ تجربه جمهوری فدرال یوگسلاوی بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ و دوران پس از آن، نمونهای از همزمانی جنگ داخلی، تحریمهای اقتصادی بینالمللی و فروپاشی کامل انضباط پولی است. ریشه بحران اقتصادی یوگسلاوی به انباشت بدهیهای خارجی دهه ۱۹۸۰ و ناکامی اصلاحات ساختاری برمیگردد. اگرچه در انتهای سال ۱۹۸۹ آنته مارکوویچ، نخستوزیر وقت، برنامهای برای تثبیت اقتصادی اجرا کرد که طی آن دینار یوگسلاوی با نرخ ۷ به ۱ نسبت به مارک آلمان میخکوب شد و تورم از نرخهای سه رقمی پائین آمد، اما این موفقیت به دلیل تضادهای شدید سیاسی میان جمهوریها و کنترلناپذیری بودجههای محلی پایداری نداشت.◽️ با آغاز فروپاشی فدراسیون یوگسلاوی و شعلهور شدن جنگ بالکان در سال ۱۹۹۱، نظام پولی مشترک به کلی منهدم شد و جمهوریها با چاپ پول برای تامین هزینههای نظامی، وارد رقابتی برای تخریب پایه پولی شدند.🔗 متن کامل را اینجا بخوانید◽️@utfinance◽️
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان ✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است. قسمت اول قسمت دومقسمت سومقسمت چهارم قسمت پنجمقسمت ششمقسمت هفتمقسمت هشتمقسمت نهمقسمت دهمقسمت یازدهمقسمت دوازدهمقسمت سیزدهمقسمت چهاردهمقسمت پانزدهمقسمت شانزدهمقسمت هفدهم@Mehrannotes
📄 از ذهن تا بازار، از ایده تا نهاد | پیش از قانون، پیش از بازار، پیش از ثروت | چگونه ایدهها سرنوشت جوامع را مینویسند؟◽️ وقتی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی مینگریم، ابتدا مجموعهای از واقعیتهای ملموس و مادی توجه ما را جلب میکند. ما وزارتخانهها، ساختمان مجلس، شهرداری، فرمانداری، ادارات دولتی، کارخانهها، شرکتها، بانکها، مجتمعهای تجاری، بورس و صرافی و... را میبینیم. این نمودهای فیزیکی و نهادی به قدری فضای اطراف ما اشغال کردهاند که بسیاری از افراد و حتی برخی از روشنفکران و دانشگاهیان هم تصور میکنند که تاریخ بشر و اقتصاد سیاسی کشورها صرفاً برآیندی از نیروهای مادی، جبر جغرافیایی، منابع طبیعی یا پیشرفتهای تکنولوژیک است. اما آنچه جهان مادی ما را میسازد، پیش از آنکه در عالم واقعیت تجلی یابد، به شکل یک «ایده» و «اندیشه» در ذهن انسانها جوانه زده است. در واقع، تاریخ اقتصاد سیاسی کشورها، تاریخ ابزارها و منابع نیست، بلکه تاریخ اندیشهها، ارزشها، نگرشها و باورهای انسانهاست.◽️ «به یاد داشته باشید شما مردان گردنفراز عمل که هیچ نیستید مگر بیآنکه خود بدانید ابزارهایی در دست مردان اندیشه، که در آرامش محقر خویش بسا قطعیترین طرحهای عمل شما را پیشاپیش در افکندهاند.»این جملهها از شاعر بزرگ آلمانی سده نوزدهم، هاینریش هاینه، در کتابی به نام «تاریخ دین و فلسفه در آلمان» است (۱۸۳۴) که آیزایا برلین در اوایل مقاله معروف خود، «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) از آن چنین یاد کرده است:«بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند.»◽️@utfinance◽️
📄 دولتگراییهای نقابدار: نقدی بر درک نادرست از نظام اجتماعی سرمایهداری👤 مهرپویا علاآقای محمد قوچانی، سردبیر نشریهٔ آگاهی نو، مقالهای را در شمارهٔ ۶۴۲ نشریه تجارت فردا با عنوان «لیبرالیسم نقابدار: نقدی بر اندیشهٔ اقتصادی-سیاسی دکتر عبدالکریم سروش» نوشته است که مصداق دفاع بد و درک نادرست از نظام فکری لیبرالیسم و نظام اجتماعی سرمایهداری است. این قضاوت را کاملاً فارغ از قضاوتم دربارهٔ مواضع سیاسی ایشان میگویم که در همین مقاله در کنار آقای سروش ایستاده است و همدل و همزبان با او درصد بالایی از جمعیت کشور را که اتفاقاً من به دلایل گوناگون خودم را جزوشان نمیدانم و بسیار هم با آنها کشمکش فکری داشتهام، «هتاک، بیوطن و خشونتورز» خطاب کرده است. داوری پیرامون این توصیفات را بر عهدهٔ مخاطب و بر عهدهٔ تاریخ میگذارم و کاملاً فارغ از اختلافات سیاسی، خطای نظری بنیادین متن را نشان میدهم.نخست برای آنکه انصاف مراعات شود، به این اشاره کنم که نقطهٔ قوت متن، روایت انتقادیای است که از تاریخچهٔ روشنفکری دینی و بررسی و مقایسهٔ بعضی نوشتهها و مصاحبههای آقای سروش به دست داده است و اطلاعات مفیدی در بر دارد.ایراد مقاله از همان عنوان آن آغاز میشود؛ عنوانی که به متن ارتباطی ندارد: منظور از «لیبرالیسم نقابدار» کیست یا چیست؟ نقاب را معمولاً برای پنهان ساختن چهره بر روی صورت میگذارند. آیا منظور قوچانی این است که سروش درواقع لیبرالی است که نقابی بر چهره گذاشته تا آن را پنهان کند؟ اما این کاملاً خلاف پیام مقاله است و قوچانی، بهدرستی، میخواهد بگوید سروش لیبرال نیست. آیا صرفاً خواسته کنایهای به عنوان جزوهٔ قدیمی «دگماتیسم نقابدار» سروش زده باشد؟اما هستهٔ اصلی نقد قوچانی به اندیشهٔ سروش که عمدتاً بر اساس کتاب تفرج صنع و مصاحبهٔ اخیر سروش با نشریهٔ اندیشهٔ پویا، بنا شده این است: «دکتر عبدالکریم سروش در نیمه و میانهٔ دههٔ ۶۰ در شرایطی علیه تکنولوژی سخن میگفت که میدانست تکنولوژی جوهرهٔ توسعه است» (تأکید از من است)🔗 ادامه را اینجا بخوانید◽️@utfinance◽️#دولتگرایی_نقابدار#لیبرالیسم_نقابدار#محمد_قوچانی#عبدالکریم_سروش