🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت نهم✍فیلیپ مگنسترجمه، ت…
انتشار: 2026/08/07 05:34 UTCدریافت: 2026/08/10 05:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 05:50 UTC
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت نهم✍فیلیپ مگنسترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده شیوه نقلقولهایی که در نمونههای بالا مشاهده شد، ظاهرا به آن دو مقاله اسلوبودیان درباره میزس محدود نمیشود. در دیگر آثار او درباره تاریخ «نئولیبرالیسم» نیز استدلالهای اسلوبودیان بارها بر نقلقولهای گزینشی و بریدهبریدهای استوار شدهاند که خوانندهای را که به صحت نقلها اعتماد میکند، به برداشتهایی بهشدت نادرست از متون اصلی میکشانند.برای نمونه، اسلوبودیان در سال ۲۰۱۵، در سخنرانیای درباره کتابی که بعدها با عنوان Globalists (2018) منتشر شد، معنای جملهای از کتاب لیبرالیسم میزس را تحریف میکند.اسلوبودیان، سخنرانی ۲۰۱۵:«از نظر میزس، الزامات اقتصاد جهانی بر همه مطالبات سیاسی دیگر اولویت داشت. برای مثال، او در بحث از استعمار میگوید: "هیچ فصلی از تاریخ به اندازه تاریخ استعمار آغشته به خون نیست." اما در عین حال اصرار میورزد که، هنگامی که اروپا برای تأمین مواد اولیه خود به امپراتوری وابسته شده است، حفظ مستعمرات باید در اولویت نخست قرار گیرد. حق تعیین سرنوشت شاید قابل تصور باشد، اما تنها در صورتی که تحت نظارت یک ابردولت نیرومند باشد که بتواند استمرار تجارت آزاد را تضمین کند.» (Slobodian 2015, 9)میزس، لیبرالیسم:«هیچ فصلی از تاریخ به اندازه تاریخ استعمار آغشته به خون نیست. خونهایی که ریخته شد، بیهوده و بیمعنا بود. سرزمینهای آباد ویران شدند و ملتهای کامل نابود و ریشهکن گشتند. هیچیک از این اعمال را به هیچ وجه نمیتوان تخفیف داد یا توجیه کرد. سلطه اروپاییان بر آفریقا و بخشهای وسیعی از آسیا مطلق است. این سلطه آشکارا با همه اصول لیبرالیسم و دموکراسی در تعارض قرار دارد و هیچ تردیدی نیست که ما باید برای برچیدن آن بکوشیم. تنها پرسش این است که چگونه میتوان این وضعیت تحملناپذیر را با کمترین زیان ممکن از میان برداشت.» (Mises 2005/1927, 93–94)دقت کنید که اسلوبودیان استدلال میکند میزس معتقد بوده است که «حفظ مستعمرات» شرط لازم برای بقای اقتصاد اروپا بوده است. این نقلقولِ بریدهشده ظاهرا با روایت اسلوبودیان سازگار به نظر میرسد، اما در متن اصلی، همان جمله بخشی از محکومیت صریح استعمار است. تنها سه جمله پس از عبارتی که اسلوبودیان نقل کرده، میزس سلطه اروپا بر آفریقا و آسیا را «تحملناپذیر» میخواند و تصریح میکند که خوانندگانش «باید برای برچیدن آن بکوشند.»اگر متن را ادامه دهیم، روشنتر میشود که از نظر میزس، حق تعیین سرنوشت برای مستعمرات نه صرفاً «قابل تصور» بود و نه، آنگونه که اسلوبودیان (2015, 9) ادعا میکند، تنها در صورتی پذیرفتنی بود که زیر نظر یک قدرت برتر اعمال شود. برعکس، از دیدگاه میزس، این حق ضرورتی اجتنابناپذیر بود و در نهایت باید بهطور کامل و بدون قید و شرط تحقق مییافت:«اجرای این اصول در عمل بدین معنا خواهد بود که همه سرزمینهای فرادریایی کشورهای اروپایی، در مرحله نخست، به قلمروهای تحت قیمومت جامعه ملل تبدیل شوند. اما حتی این وضعیت نیز باید صرفاً مرحلهای انتقالی تلقی شود. هدف نهایی همچنان باید رهایی کامل مستعمرات از سلطه استبدادیای باشد که امروز تحت آن زندگی میکنند.» (Mises 2005/1927, 97)این بخش از متن اصلی بهروشنی نشان میدهد که روایت اسلوبودیان، نهتنها موضع واقعی میزس را بازتاب نمیدهد، بلکه با حذف جملات بلافاصله پیش و پس از نقلقول، معنای آن را وارونه کرده است. در حالی که اسلوبودیان میکوشد میزس را مدافع حفظ امپراتوریهای استعماری معرفی کند، متن کامل کتاب لیبرالیسم نشان میدهد که میزس خواهان الغای استعمار و استقلال کامل مستعمرات بوده است.@Mehrannotes

