🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت هشتم✍فیلیپ مگنسترجمه،…
انتشار: 2026/08/07 05:34 UTCدریافت: 2026/08/08 23:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:57 UTC
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت هشتم✍فیلیپ مگنسترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده در پاراگرافهای حذفشده مورد اشاره در پست قبل، میزس به این پرسش میپردازد که ایدئولوژی نژادی نازیها چه تفاوتی با دیگر اشکال تبعیض داشت. از نظر او، یکی از ویژگیهای متمایز نازیها این بود که تبعیض را بر پایه ایجاد پیوندهای تبارشناختی با یهودیت اعمال میکردند. در میان جملاتی که اسلوبودیان حذف کرده، این عبارات دیده میشود که موضع واقعی میزس را آشکار میکنند:«نازیها راه دیگری را برگزیدهاند. آنان میگویند که قصدشان تبعیض علیه پیروان دین یهود نیست، بلکه میخواهند علیه اعضای نژاد یهود تبعیض روا دارند. اما در عمل، اعضای نژاد یهود را کسانی تعریف میکنند که خود پیرو دین یهود باشند یا از کسانی تبار گرفته باشند که پیرو این دین بودهاند. بنابراین، ویژگی حقوقی تعیینکننده نژاد یهود در قوانین موسوم به نژادی نورنبرگ، عضویت شخص مورد نظر یا نیاکان او در جامعه دینی یهود است.» (Mises 2011/1944, 193)سپس میزس برای نشان دادن تفاوت شیوه عملکرد نظامهای تبعیضآمیز، نمونه قوانین «جیم کرو» در ایالات متحده را مطرح میکند؛ نظامی که تبعیض در آن عمدتا بر اساس ظاهر افراد و رنگ پوست اعمال میشد. اسلوبودیان نقلقول دوم خود را از دل همین مثال بیرون میکشد:«اگر آمریکاییها بخواهند علیه سیاهپوستان تبعیض روا دارند، برای بررسی پیشینه نژادی افراد به آرشیوها مراجعه نمیکنند؛ بلکه بدن شخص را برای یافتن نشانههایی از تبار آفریقایی او بررسی میکنند. سیاهپوستان و سفیدپوستان از نظر ویژگیهای نژادی، یعنی ویژگیهای جسمانی، با یکدیگر تفاوت دارند؛ اما تشخیص یک آلمانی یهودی از یک آلمانی غیر یهودی بر اساس هیچ ویژگی نژادی ممکن نیست.» (Mises 2011/1944, 194)برخلاف ادعای اسلوبودیان، هیچ شاهدی وجود ندارد که نشان دهد میزس تبعیض علیه سیاهپوستان آمریکایی را تأیید میکند. شواهد دقیقاً عکس این را نشان میدهند: او خود تبعیض را محکوم میکند.همچنین، مخالفت میزس با یهودستیزی (برخلاف ادعای اسلوبودیان) بر «تأیید تفاوت نژادی میان سفیدپوستان و سیاهپوستان» استوار نیست. او صرفا در حال تحلیل این نکته است که قوانین نژادی نازیها، چون نمیتوانستند یهودیان را از طریق رنگ پوست از دیگر اروپاییان متمایز کنند، برای اجرای سیاستهای آزار و تعقیب خود به معیارهایی غیر از ویژگیهای ظاهری، یعنی به نسبنامهها و تبارشناسی افراد، متوسل شدند.چنانکه میزس در همان پاراگراف بعدی تصریح میکند:«نازیها مدعی بودند که در حال نبرد نهایی میان نژاد برتر نوردیک و فرومایگان بشری هستند.»اما به گفته خود میزس،وجود چنین «نژاد برتری» چیزی جز یک افسانه نبود؛ افسانهای که نازیها بهصورت گزینشی به آن استناد میکردند تا آزار و تعقیب یهودیان و دیگر گروههای نامطلوب خود را توجیه کنند (Mises 2011/1944, 194).@Mehrannotes

