🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت ششم✍فیلیپ مگنسترجمه، ت…
انتشار: 2026/08/07 05:34 UTCدریافت: 2026/08/08 23:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:57 UTC
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت ششم✍فیلیپ مگنسترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده دامنه این خطا زمانی آشکارتر میشود که به آزادیهای دیگری که اسلوبودیان در برخورد با متن میزس به خود داده است نیز توجه کنیم. ادعای او مبنی بر اینکه «سیاسیشدن نظریه نژادی به دست فاشیسم نباید [از نظر میزس] برای همیشه موجب بیاعتبار شدن آن شود»، بر جابهجایی ساختار و ترتیب جملات متن اصلی میزس استوار است.در این کتاب، میزس بحث خود درباره پیامدهای پراکسئولوژیک نظریه نژادی را با این عبارت به پایان میرساند:«اینکه شعارهای نظریه نژادی برای توجیه اقداماتی به کار گرفته میشوند که هیچ ارتباطی با آن ندارند، اندیشه علمی را از مسئولیت اندیشیدن تا پایان درباره مسئله نژادهای انسانی از منظر اهمیت پراکسئولوژیک آن معاف نمیکند.»اسلوبودیان این جمله را چنان بازنمایی میکند که گویی نتیجه مستقیم بحث پیشین درباره بهرهگیری فاشیستها و نازیها از نظریه نژادی و اصلاح نژاد است. حال آنکه در متن اصلی، بحث میزس درباره نازیسم از پاراگراف بعدی برگرفته شده است؛ پاراگرافی که بهطور مشخص تلاشهای هیتلر برای طبقهبندی یهودیان بر اساس ویژگیهای جسمانی را مورد انتقاد قرار میدهد.در واقع، میزس این بخش را برای بیان نکتهای کاملاً متفاوت نوشته بود. او در اینجا نظریه ایدئولوژیک مارکسیستی را با «همتای زیستشناختی ـ نژادی» آن مقایسه میکند و نشان میدهد که هر دو، هم در پذیرش چندمنطقیگرایی و هم در تقابل با مفهوم پراکسئولوژی او، وجه مشترک دارند.به گفته میزس، نظریه نژادی بهاشتباه مدعی بود که «به تعداد نژادهای انسانی، منطق، ریاضیات، اقتصاد و علوم طبیعی متفاوت وجود دارد» (Mises 1940, 157).ازاینرو، هنگامی که میزس از دانشمندان میخواهد «مسئله نژادهای انسانی را تا نهایتِ دلالتهای پراکسیولوژیک آن مورد بررسی قرار دهند»، مقصود او گشودن «روزنهای» برای احیای اندیشههای نظریهپردازان نژادی پس از سقوط نازیسم نیست؛ بلکه برعکس، او خواستار مواجههای جدی، نظاممند و نقادانه با این اندیشههاست؛ مواجههای که بتواند آنها را بهطور ریشهای به چالش بکشد.@Mehrannotes

