🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت پنجم✍فیلیپ مگنسترجمه،…
انتشار: 2026/08/07 05:34 UTCدریافت: 2026/08/08 23:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:57 UTC
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت پنجم✍فیلیپ مگنسترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده نمونه دیگری از نقلقولهای ناقص را میتوان در مقاله اسلوبودیان در CP مشاهده کرد در ادامه، متن اسلوبودیان در کنار ترجمه ما از متن اصلی آمده است.اسلوبودیان، CP:«در نسخه آلمانی کتابی که بعدها با عنوان کنش انسانی منتشر شد و میزس آن را در مؤسسه عالی مطالعات بینالمللی ژنو نوشت، او (1940: 157) امتیاز بیشتری به علم نژاد داد و نوشت: "میتوان این را مفروض گرفت که عنصر نژادی در میان عواملی که شخصیت انسان و در نتیجه ارزشها و شیوه فهم او را شکل میدهند، نقشی ایفا میکند." آنچه میزس با آن مخالفت داشت، نه محتوای بالقوه درست نظریه نژادی، بلکه سوءاستفاده از آن بود. او نوشت: "در آموزه ناسیونالسوسیالیسم و تعالیم مشتق از آن در فاشیسم ایتالیا، شکافی پرناشدنی میان گزارههای بنیانگذاران زیستشناسی نژادی و کاربرد آنها در تبلیغات و سیاستهای عملی وجود دارد." با این حال، سیاسیشدن نظریه نژادی به دست فاشیسم نباید موجب بیاعتبار شدن دائمی آن شود. او مینویسد: "اینکه شعارهای نظریه نژادی برای توجیه اقداماتی به کار گرفته میشوند که هیچ ارتباطی با آن ندارند، اندیشه علمی را از مسئولیت اندیشیدن تا سرحد نهایی، درباره مسئله نژادهای انسانی از منظر اهمیت پراکسئولوژیک آن معاف نمیکند."» (Slobodian 2019a, 380)میزس، Nationalökonomie:«میتوان این را مفروض گرفت که عنصر نژادی در میان عواملی که شخصیت انسان و، به تبع آن، ارزشها و شیوه فهم او را شکل میدهند، نقشی ایفا میکند؛ یعنی همه آنچه انسان با آن زاده میشود، از جمله ویژگیهای جسمانی و صفات موروثیای که از نیاکان خود به ارث برده است. اما با توجه به وضعیت کنونی دانش ما، هیچ اطلاعی از رابطه میان جسم و ذهن نداریم و بنابراین نمیتوانیم درباره اینکه آیا و چگونه ویژگیهای جسمانی میتوانند بر فهم تفسیری (Verstehen) اثر بگذارند، هیچ حکمی صادر کنیم. برخی کوشیدهاند داوریهای ارزشی معینی (انواع فهم تفسیری) را به اقوام خاصی نسبت دهند؛ اما این تلاشها شکست خوردهاند، زیرا بهآسانی میتوان نشان داد که هر کوششی برای دستهبندی انسانها بر اساس انواع Verstehen، طبقهبندی آنها بر مبنای قومیت را ناممکن میسازد.» (Mises 1940, 157)اسلوبودیان در اینجا چنین وانمود میکند که اعتراض میزس به نظریه اصلاح نژاد صرفا اعتراضی محدود و مشروط بوده و تنها متوجه «سوءاستفاده» نازیها از آن است. به تعبیر اسلوبودیان، این «سوءاستفاده» از نظر میزس «نباید برای همیشه موجب بیاعتبار شدن» نظریه نژادی میشد.اما برای رسیدن به چنین نتیجهای، اسلوبودیان ناگزیر شده است زمینه متنِ بخشهایی را که نقل میکند نادیده بگیرد. بخشهای حذفشده، تصویری را که او از دیدگاه میزس ارائه میدهد نقض میکنند؛ از جمله همان بخشی که در آن، میزس تصریح میکند تلاشها برای اثبات اعتبار نظریه اصلاح نژاد به دلیل موانع ذاتیای که مفهوم Verstehen در برابر دستهبندی انسانها بر اساس ویژگیهای جسمانی یا قومی ایجاد میکند، شکست خوردهاند.@Mehrannotes

