🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت اول✍فیلیپ مگنسترجمه، ت…
انتشار: 2026/08/06 19:46 UTCدریافت: 2026/08/08 07:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 07:10 UTC
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان قسمت اول✍فیلیپ مگنسترجمه، تخلیص و بازنویسی: مهران خسروزاده در هفتههای اخیر، کتاب «حرامزادگان هایک؛ نژاد، طلا، ضریب هوشی و سرمایهداری راست افراطی»، نوشته کوئین اسلوبودیان، مورخ و استاد دانشگاه بوستون، مورد توجه رسانههای چپگرای فارسی زبان قرار گرفته است.این تاریخدان، به سیاق پژوهشهای پیشین خود، میکوشد دو اقتصاددان لیبرال کلاسیک، فردریش هایک و لودویگ فون میزس و همچنین برخی پیروان آنارشیست آنها را به راستگرایان نژادپرست پیوند دهد.اسلوبودیان نخستین بار تز «از اتریشیگری تا ترامپیسم» خود را در دو مقاله علمی در سال ۲۰۱۹ مطرح کرد و مدعی شد که آثار هایک حاوی گرایشی ظریف به جبرگرایی زیستی است که آن را برای طیفی از نژادپرستان علمی و شبهروشنفکران دلباخته به ضریب هوشی در جناح تندروی راست جذاب کرده است.او درباره میزس ادعاهای صریحتری مطرح کرد و گفت که میزس ظاهرا «کورسویی به امکانپذیری نظریه نژاد» باقی گذاشته که نظریهپردازان مدرن نژاد از آن بهعنوان «راه عبور» استفاده کردهاند تا در نهایت به مقصد کنونی خود، یعنی ترامپیسم، برسند.کتاب «حرامزادگان هایک» بسط و گسترش این استدلالها در قالب یک کتاب کامل است. اسلوبودیان در این کتاب، راست پوپولیست امروز را محصول همگرایی جدید میان سه هسته سخت و تندرو میداند: طبیعت انسانی «با کد ژنتیکی از پیشتعریفشده» (که اغلب بر پایه جبرگرایی نژادی استوار است)، مرزهای سخت ناشی از سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی و پول سخت. اگرچه هر یک از این عناصر امروزه مطمئنا پیرامون راست افراطی حضور دارند، اما تلاشهای اسلوبودیان برای جای دادن دو مورد اول در آثار اقتصاددانان اتریشی، از فقدان شواهد روشن برای این نسبت و تبارشناسی رنج میبرد.اسلوبودیان بدون آنکه دلسرد شود، این پیوندها را با ساختن و از خود درآوردن آنها تامین میکند. زمانی که مقالات سال ۲۰۱۹ او برای نخستین بار منتشر شدند، چندین خواننده، از جمله خود من، متوجه شدند که اسلوبودین عادت دارد نقلقولهای آثار میزس را بهصورت دستچینشده و ناقص ویرایش کند تا این تعبیر «کورسویی» به سوی تعصبات نژادی را از دل آنها بیرون بکشد، درحالیکه در واقعیت، میزس دقیقا برعکس آن موضوع استدلال میکرد. این الگوی نادرست در کتاب جدید او نیز ادامه یافته است.در ادامه این سری یادداشتها، ابتدا به نمونههایی از این تحریفات در آثار پیشین اسلوبودیان میپردازیم و نشان میدهیم او چگونه با دستچین کردن جملات و استنادات ناقص، مقصود نویسنده را تحریف میکند و جهت تایید ایده خود بهکار میگیرد.سپس تداوم این تحریفات را در کتاب جدید اسلوبودیان نشان میدهیم با بررسی دقیقتر اثر جدید او، خواهیم دید که وی میکوشد نظرات و آراء افراد و جریاناتی را به پای اقتصاددانان اتریشی فاکتور کند که در عمل، نگاهشان به اقتصاددانان اتریشی چندان با خود او تفاوتی ندارد.@Mehrannotes

