نقش بُلبرینگسازی در زندگی مربی مهد کودکدر باب رقابت و کیفیت زندگیشغل شما چیه؟ معلمید؟ مهندسید؟ در…
انتشار: 2026/08/05 16:48 UTCدریافت: 2026/08/06 00:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 00:27 UTC
نقش بُلبرینگسازی در زندگی مربی مهد کودکدر باب رقابت و کیفیت زندگیشغل شما چیه؟ معلمید؟ مهندسید؟ در بخش خدمات یک شرکت کار میکنید؟ پیکموتوری هستید یا در اسنپ کار میکنید؟ جنوب سر چاههای نفت زیر تیغ آفتابید یا شمال برنجکاری و چایکاری دارید؟ تاکستان دارید؟ ساقی محلید؟ مغازهدارید؟ کارگاه هنری یا صنعتی دارید؟ مربی در مهدکودک یا معلم موسیقی یا مربی ورزشید؟ هر شغلی که دارید دورترین مشاغل به کار خودتون رو در نظر بگیرید.مثلاً مربی مهدکودک... در نظر یک مربی مهدکودک هیچ اهمیتی نداره در دنیای جوشکارها و مکانیکها، تولیدکنندگان لبنیات و پوشاک یا در شرکتهای ساختمانی و راهسازی چه خبره؟ اصلاً تا حالا به بُلبرینگسازها یا مفتولسازها فکر نکرده. مربی زحمتکش هر روز صبح میره مهد و تا عصر با بچههای مردم، با استرس کاری بالا، سر وکله میزنه. هیچ موقع هم براش مهم نیست در فضاهای کاری دیگه چه خبره. چون فکر میکنه برای اینکه زندگی رو دربیاره، باید اینجا کار کنه، حقوق بگیره تا بشه بهتر زندگی کرد.اما مربی مهدِ ما اشتباه میکنه. سرنوشتش، خوشبختیش، بیش از اینکه با کار کردن در مهدکودک رقم بخوره، در دنیای بیرون، در همون مشاغل دیگهای که نام بردم رقم میخوره. چطور؟ ها... الان میگم، منتها قبلش یادآوری کنم که بحث ما در این نوشته اقتصادیه، نه سیاسی. به لحاظ سیاسی هم سرنوشت ما تا حد زیادی متأثر از وضعیت سیاسی رقم میخوره، اما در اینجا میخواییم به پیوندهای اقتصادی توجه کنیم. — و اتفاقاً در زمینه سیاسی چندان توضیح لازم نیست، اکثراً ربط سیاست به زندگیشون رو میفهمند، اما وقتی به اقتصاد — که به همون اندازه مهمه — میرسند، روابط رو تشخیص نمیدن یا کمتر تشخیص میدن.واقعاً به من و شما چه که کدوم شرکت در فلان مناقصۀ مربوط به ساخت فلان تأسیسات برنده میشه؟! اما چرا، به من و شما ربط پیدا میکنه. حتی اینکه در یک کارخونۀ دورافتاده کدوم کارگر سرکارگر باشه، به من و شما ربط داره، چون روی زندگی ما اثر میگذاره. چطور؟ الان میگم.مسئله سادهست: "رقابت دیگران به نفع ماست". و هدفم از این مطلب اینهکه این جمله رو توضیح بدم. ما خریدار تولیدات و خدمات دیگرانیم. هر قدر بین دیگران رقابت وجود داشته باشه، در واقع این رقابت سرِ ماست. دیگران سرِ به دست آوردن ما رقابت میکنند. در یک اقتصاد آزاد از کارگر فیزیکی تا بزرگترین تولیدکنندگان شبانهروز درگیر رقابتند. این رقابت برای به دست آوردن ماست. هر قدر این رقابت واقعیتر و فراگیرتر باشه، رقابتکنندگان ــ یعنی بقیۀ جامعه ــ مجبورند کالای بهتر و باکیفیتتری رو برای ما تولید کنند تا ما رو متقاعد کنند از اونها کالا و خدمات بگیریم.برگردیم به مربی مهد. تصور کنید عصر خسته و کوفته با خریدهایی که سر راه کرده اومده خونه. میره دوش بگیره، میبینه آب سرده. حولهپیچ میاد بیرون — مربی مَرده، خیالپردازیتون اروتیک نشه — تا ببینه چرا پکیج روشن نمیشه... خلاصه بعد از دوش سرد متوجه میشه که بله! پکیج باید تعویض بشه و دهها میلیون خرج روی دستش گذاشته شده. حقوق چند ماه رو باید بابت پکیج بده؟ این پکیج محصولِ فقط یک کارخونه نیست، محصولِ سیستمِ اقتصادیه. اگر این سیستم سرتاسر بر اساس رقابت شکل نگرفته باشه، کیفیت تولید افت میکنه و مثلاً حتی یک اهمال سرکارگر در نظارت بر کنترل کیفی باعث میشه این پکیج زودتر از موعد خراب شه. نبود رقابت واقعی، باعث میشه تولیدکنندۀ نالایق مجال فروش کالای کمکیفیت پیدا کنه و اینجا کی ضرر میکنه؟ ما! زحمت کار چه کسی به فنا میره؟ زحمت ما! کیفیت زندگی کی پایین میاد؟ کیفیت زندگی ما!به عینه میبینیم محکوم شدیم به خرید خودروی بیکیفیت با قیمت گران که از اول فلان چیزش کار نمیکنه، اما خودروی آمریکایی یا ژاپنی رو میبرید تعمیرگاه، ریزترین خارهای فلان قطعهش که چهل سال پیش ساخته شده، هنوز سالمه! چنین کیفیتی آیا معجزه نیست و آیا مستقیماً روی زندگی ما اثر نمیگذاره؟ داشتن یک خودروی تویوتا چقدر آرامشبخشه؟ چون از کیفیتش مطمئنید.شاید وقتی خود ما در فعالیت اقتصادی درگیر رقابت میشیم، بهمون فشار بیاد و وسوسه شیم نفس رقابت رو زیر سوال ببریم. شاید در رقابت شکست بخوریم، اما نباید فراموش کنیم که رقابت در یک جا اگر به ضرر و شکست ما منجر بشه، در کلیت اقتصاد جامعه بیشترین تأثیر رو روی آسایش و رفاه و موفقیت مادی ما داره. مهمه که رقابت سالمی وجود داشته باشه تا قطعهساز شایستهتر جای قطعهساز کمکیفیت رو بگیره. این روی زندگی ما اثر میگذاره. اقتصاد رقابتی که ویژگی ماهوی بازار آزاد و کاپیتالیسمه، مستقیماً کیفیت زندگی ما رو هر روز ارتقا میده.و دو نکتۀ پایانی و مهم:یکی از بزرگترین سوءتفاهمها دربارۀ لیبرالیسم، بازار آزاد و کاپیتالیسم اینهکه اکثراً فکر میکنند دفاع از اینها دفاع از «سرمایهدارن» و «پولدارها»ست؛ یعنی دفاع از اینها، به نفع یک قشر نازک و به زیان اکثریت جامعهست. این حرفها از نوشتهها و منبرهای چپ دراومده و مطلقاً غلطه. دفاع از بازار آزاد و کاپیتالیسم به این دلیله که این سیستم به نفع کل جامعهست؛ از جمله و بهویژه اقشار کمدرآمد. چون بیشترین گزینههای شغلی و کمهزینهترین سبد معیشتی و کالاهای ضروری رو برای اقشار کمدرآمد ایجاد میکنه.اتفاقاً جدیترین دشمنان کاپیتالیسم و بازار آزاد رو باید در اقشار ثروتمند پیدا کرد. چون در نظم بازار آزاد کسی نمیتونه پول مفت دربیاره و ثروتمندانی که توان رقابت ندارند و از پیشرفت کاپیتالیستی در بازار آزاد عاجزند، تمایل زیادی دارند با نفوذ سیاسی و ایجاد سیاستهای ضدلیبرال و از بین بردن رقابت سودهای خودشون رو تضمین کنند. دشمنان اصلی و خطرناک بازار آزاد رو باید در بین ثروتمندان بیابتکار و رقابتگریز پیدا کرد. این تولیدکنندگان ضدلیبرال میخوان فشار رقابت رو از سرشون باز کنند و مصرفکنندگان رو با کمک تدابیر دولتی مجبور به خرید کالاهای خودشون کنند ــ و مقادیر زیادی هم اشک تمساح و شعارهای ظاهراً ملیگرایانه (و در باطن میهنستیزانه) سر میدن که آی... اگر ما تولیدکنندگان داخلی نباشیم کشور بدبخت میشه. نهخیر! تولیدکنندهای باعث بهروزی مردمه (و لایق حمایت) که در کوران رقابت خودش رو اثبات کرده باشه؛ نه اینکه گرونفروشی کنه و کالای بیکیفیت در پاچه ملت کنه.و این ماییم که اتفاقاً باید با دفاع بیلکنت و صیانت از نظم بازار آزاد اجازه ندیم عوامل دولتی و انواع رانت رقابت رو مخدوش کنه، چون همونطور که گفتم، سیستم اقتصادی بیشترین اثر رو روی زندگی ما میگذاره و "رقابت دیگران به نفع ماست" ــ ما = جامعه.و نکتۀ دوم اینکه... چپها در نوشتهها و در منبرهاشون بسیار به پدیدۀ رقابت میتازند. یکی بهانههاشون برای حمله به لیبرالیسم و بازار آزاد همینه که «رقابت بیمحابایی» در اینجا وجود داره. همونطور که میبینید، در اینجا هم چپ دوباره داره به یکی از پدیدههای باعث بهروزی مردم و به یکی از عوامل اصلی توسعه حمله میکنه و مردم رو از چیزی بیزار میکنه که مستقیماً به نفعشونه. در اینجا هم پدیدهای مفید رو شر جلوه میده. چپ انسان رو از چیزهایی که به نفعشه متنفر میکنه ــ تخصص عجیبیه!#بازار_آزاد #کاپیتالیسم #لیبرالیسم @Garajetadayoni | گاراژ

