" در این جا میخواهم ماجرایی را نقل کنم که کس دیگری از تجربه ی شخصی خودش برایام تعریف کرده و بعده…
انتشار: 2026/07/23 19:09 UTCدریافت: 2026/08/01 00:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:00 UTC
" در این جا میخواهم ماجرایی را نقل کنم که کس دیگری از تجربه ی شخصی خودش برایام تعریف کرده و بعدها دریافتم که بورداخ نیز همین ماجرا را از قول گلدیش نقل میکند شخص مذکور برای این که سوسک حفار (نکروفوروس و سپیلو) را امتحان کند نخی را به پای یک قورباغه مرده بسته و سر دیگر آن را به چوبی که به طور مورب در زمین فرو کرده گره زده بود. سوسکها بر حسب عادت خاک زیر قورباغه را خالی کرده بودند، اما برخلاف انتظارشان نتوانسته بودند آن را به زیرزمین ببرند؛ با این حال پس از مدتی سردرگمی، زیر چوب را نیز خالی کرده بودند میبینیم که قدرت التیام بخش طبیعت در اندامگان، شبیه به این کمکی است که به غریزه میشود و شبیه به آن اصلاحی است که در کارهای گرایش مکانیکی انجام میگیرد. این نیروی شفا بخش نه تنها زخمها را ترمیم کرده و التیام میدهد و به این ترتیب حتی مادهی استخوانی و عصبی را نیز جایگزین میکند بلکه اگر هم پیوندی به دلیل از میان رفتن یک شاخه ی وریدی یا عصبی قطع شود، با گسترش دیگر وریدها یا اعصاب یا حتی با تولید شاخه های تازه، پیوند جدیدی ایجاد میکند. به علاوه، بخش یا کارکرد دیگری را مجبور میکند تا جای خالی بخش یا کارکرد بیمار را پر کند؛ هنگامی که چشمی کور شود چشم دیگر را پرسو میکند و وقتی که حسی از میان برود، به تمامی حواس دیگر شدت میبخشد. گاه حتی یک زخم رودهای را نیز که در خود کشنده است، با پیوند رودهبند یا صفاق ترمیم میکند؛ کوتاه سخن میکوشد تا به ماهرانهترین شیوه ی ممکن از پس هر جراحت و صدمهای بر آید از سوی دیگر هنگامی که جراحت ترمیمناپذیر باشد، مرگ را تسریع میکند، و در واقع هر چه نوع بالاتر و بنابراین اندامگان حساستر باشد مرگ را راحتتر و سریعتر میسازد. حتی این مورد نیز نمونهی مشابهی در غریزهی حشرات دارد؛ از این رو زنبورهایی که در تمام تابستان از لاروهای خود مراقبت کردهاند و برای تولید توشه و مایحتاج آنها زحمت زیادی کشیدهاند، وقتی که میبینند آخرین دستهی اینها در ماه اکتبر با گرسنگی شدید مواجه شدهاند، آنها را نیش میزنند و میکشند (کیربی و اسپنس، ج ۱، ص ۳۷۴). در واقع حتی میتوان مشابهتهای عجیبتر و خاصتری یافت؛ به عنوان نمونه هنگامی که زنبور گاوی ماده تخم میگذارد زنبورهای کارگر هوس میکنند تخمها را بخورند. این حالت بین شش تا هشت ساعت به طول میانجامد و اگر زنبور مادر از تخمها مراقبت نکند و زنبورهای کارگر را دور نگه ندارد آنها به مقصود خود میرسند اما پس از سپری شدن این مدت، کارگرها حتی با وجود دسترسی داشتن به تخمها دیگر مطلقا هیچ تمایلی به خوردن آنها از خود نشان نمیدهند. به عکس اکنون تبدیل به دایه و پرستار پرتلاش لاروهایی میشوند که قرار است به دنیا بیایند. میتوان این مورد را به شکل کاملا طبیعی مشابه نالههای کودکان از درد ناشی از دندان در آوردن دانست چون دندانهایی که در آینده تغذیه کنندهی اندامگان میشوند اکنون حملهای به نوزاد میکنند که گاه به بهای زندگی او تمام میشود."#آرتور_شوپنهاور -جهان همچون اراده و تصور-ترجمه:رضا ولییاری@Truth_of_Touch
