رسواییِ درامهای بشری؛ چرا انسانِ تبهکار برای خود مرثیه میخواند؟علی اشکان نژادای خوششانسترین انگ…
انتشار: 2026/08/01 01:46 UTCدریافت: 2026/08/03 00:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 00:07 UTC
رسواییِ درامهای بشری؛ چرا انسانِ تبهکار برای خود مرثیه میخواند؟علی اشکان نژادای خوششانسترین انگلِ تاریخِ تکامل؛ خفه شو و به این زوزههای ترحمانگیزت پایان بده! تو که در کارنامهی نهایی زمین، برندهی بلامنازعِ بقا بودی و بیش از هر جانور دیگری فرصت یافتی تا بر این سیاره کثافتکاری کنی، دیگر این مرثیهسراییهایت چیست؟ تو تمامِ سطح این کرهی خاکی را با غشایی از کپکِ زیادهخواهیات پوشاندهای و آن را به زبالهدانیِ هوسهایت بدل کردهای؛ آخر کدام حیوانِ دیگری در این کائنات توانسته برای ارضای ولعِ حقیرانهاش، میوهای مثل موز را از آن سوی اقیانوسها بیاورد و ببلعد؟ این طلبکاریهای بیپایان و این ضجههای اگزجره، نه برآمده از یک رنجِ اصیل یا فقدانی هستیشناختی، که دقیقاً سمپتومِ هیستریکِ تنبلی، تبهکاری و بیدردیِ مطلقِ توست. تو دردی نداری، تنها از فرطِ رفاه، تنپروری و انهدامِ طبیعت پیرامونت، دچار ملالی رواننژندانه شدهای.پس اینهمه نمایشنامه و درامِ سوگوارانه در مدحِ خودت برای چیست؟ این تئاترهای تراژیک که روی صحنه میبری، چیزی جز یک خودشیفتگیِ بیمارگونه و نمایشی دروغین برای پوشاندنِ پوچیِ وجودت نیست؛ مکانیزمی فریبکارانه تا به این هستیِ بیرنج و انگلوار، عمقی جعلی و فیگوری روشنفکرانه ببخشی. تو روی صحنههای تئاتر برای خودت مرثیه میخوانی تا فراموش کنی که تمامِ این اندوهِ دراماتیک، دروغی است برای توجیهِ ویرانگریات. تمامِ این سوگواریهای متوهمانه را دور بریز؛ نمایشنامههایت نه بازتابِ «رنجِ اگزیستانسیالِ بشری»، که استفراغِ ذهنیِ یک موجودِ لوس و تبهکار است که نمیداند با اینهمه بختِ بلند و سیارهای که همچون کپک روی آن روییده، چه کند.@towardinside