
{خدا مرا برای تو انار آفریده است...♡}
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 73 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 73 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ای یارِ ما، عَیَّارِ ما، دامِ دلِ خَمّارِ ماپا وامَکش از کارِ ما؛ بِستان گِرو دَستارِ ما#مولانا
آه ای زندگی منم که هنوزبا همه پوچی از تو لبـریزمنه بهفکرمکه رشته پارهکنمنه بر آنـم که از تـو بگریـزم🌱من تو را در تو جستجو کردمنه در آن خـوابهای رؤیـایـیدر دو دستتو سخت کاویدمپُـر شـدم، پُـر شـدم ز زیبـایی🌱عاشقم، عاشق ستارهٔ صبحعاشـق ابـرهای سـرگـردانعاشـق روزهـای بـارانــیعاشق هرچه نام توست برآن🌱#فروغفرخزاد
پیشتر آ دمی بنه، آن بَر و سینه، بَر بَرم گرچه که در یگانگی جان تو است جان من#مولانا
این لحظهای که الان داره اتفاق میافتهسهم قطعی ما یا تنها سهم ما از جهان است.
کاری ندارم آنکه کجایی چه میکنیبیعشق سر مکن که دلت پیر میشود🌱 #قیصرامینپور✿
جز عهد و وفای تو که محلول نگرددهر عهد که بستم هوسی بود و هوایی#سعدی🌱
کسی که رویِ تو دیدهست حال من داندکه هر که دل به تو پرداخت، صبر نتواند🌱مگر تو روی بپوشی، وگرنه ممکن نیستکه آدمی که تو بیند نظر بپوشاند🌱#سعدی
هی... دلبستگی، دلبستگی به زندگانی. زندگانی چه بود؟ ای داد... آدمیزاد آدمیزاد شیر خام خورده. کاش خود میدانست که چیست، که کیست. من که ندانستم، ندانستم. فقط این را دانستم و میدانم که آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است؛ این را دانستم و میدانم که آدم به آدم است که زنده است؛ آدم به عشقِ آدم زنده است.#محموددولتآبادی#کلیدر🌱
.لیلی گلستان: در مورد عشق چه فکر میکنی؟بهمن محصص: عشق آن چیزی بود که صبح از خواب بیدار میشدی و لبخند بر لبانت بود ولی نمیدانستی چرا؟
#بیکلام🎹
در ابعاد این عصر خاموشمن از طعم تصنیفدرمتن ادراک یک کوچهتنهاترمبیا تابرایت بگویمچه اندازه تنهایی من بزرگ است🌱#سهراب_سپهری
از خود میپرسم: «دوزخ چیست؟»و چنین پاسخ میدهم:«رنج ناتوان بودن از عشق ورزیدن»#فیودور_داستایوفسکی
آری، همه باخت بود سرتاسر عمردستی که به گیسوی تو بُردم، بُردم🌱#هوشنگ_ابتهاج
نومید مشو ز چاره جستنکز دانه شگفت نیست رستن🌱کاری که نه زو امید داریباشد سبب امیدواری🌱#نظامی
به قول نادر ابراهیمی:امید را برای روزهای بد ساختهاند و چراغ را برای تاریکی🌱
دست تو نشکست؟تو او را زدی و زمین و آسمان بر جای خود استوار ماند؟مرگ یزدگرد بهرام بیضایی
في قربك، يهدأ قلبيدر نزدیکی تو، دلم آرام میگیرد.🌱
بُگذر از مستیّ و مستیبخش باش#مولانا
چو گفتمش که دلم را نگاهدار، چه گفت؟زِ دستِ بنده چه خیزد؟ خدا نگه دارد🌱#حافظ
که تازیانهیِ شوق است هر پیام از تو...#صائب_تبریزی
هر روز از خود بپرسید"آیا با خداوند سازگار و هماهنگ بودهام؟" نشان ناسازگاری چیست؟بیقراری، ناشادمانی و وجدان ناراحت.اما اگر با خداوند سازگار باشید از شادمانی درون و رضایت خاطر مدهوش هستید و وجدانتان راحت است.تلاش کنید اندیشههایتان هماهنگ با روح مطلق باشد.
همه عمر برندارم سر از این خمارِ مستیکه هنوز من نبودم که تو در دلم نشَستی🌱#سعدی
به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟#عراقی
دل یک نفس از فکر و خیال تو تهی نیست🌱 #صائبتبریزی
گریه کردن تنهایی ممکنه؛اما برای خندیدن باید دو نفر بود.
دائم گل این بستان شاداب نمیمانددریاب ضعیفان را در وقت توانایی🌱#حافظ
زیرِ سقفی با گچ بریهای آب، در اتاقهایی با دیوارهای آب، هیچکس نمیتواند بفهمد که دیگری دارد گریه میکند.بیژن نجدییوزپلنگانی که با من دویدهاند.
تو را از ته دل به یاد میآوردم، دلی فشرده به غم، غمی که آشنای توست🌱پابلو نرودا/ برگردان بیژن الهی
#بیکلام🌱
«هدر رفتن» بستگی به آن داشت که چگونه به آن بنگرد. برای اولینبار، مزه زندگی را میچشید. نه، این هدر دادن عمر نبود. نردِ عشق باختن، بهتر از فارغالتحصیلشدن یا کشیششدن یا حتی پاپشدن است.توماس هاردی / برگردانِ فریدون زاهدی
تو برای صدا زدن چه اسم قشنگی داری.من هم دستهای بلندی، نه برای چیدن انار،که برای دراز کردن به سمت تو دارم.چه چیزهایی ما داشتیم و بیخبر بودیم.علی الفتی
که همیشهدر اوجِ غم یک پنجره باز استپنجرهای روشنو همیشه هست🌱پل الوار
رنجوری را گفتند: «دلت چه میخواهد؟»گفت: «آن که دلم چیزی نخواهد.»گلستان سعدی
یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب به خیر گفتند و رفتند خوابیدند. مادربزرگ هم خوابش برد، اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر تلاش کرد، خوابش نبرد. شب تا صبح همهاش در فکر دریا بود.🌊#صمد_بهرنگی
آهنگِ درازِ شبِ مهجوریِ عشاقبا آن نتوان گفت که بیدار نباشد#سعدی🌱
اى كهامروز را براى فردا غصه مىخورىتو؛آن چه میدانى را،به آن چه نمیدانىفروختى.#ایلیا_أبوماضی
گفته بودیکه چرا محو تماشای منی؟و آن چنان ماتکه یک دم مژه بر هم نزنیمژه بر هم نزنمتا که ز دستم نرودناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی🌱#فریدونمشیری
#بیکلام 🎹🌱
یقین بدان شرف عاشقی به رسوایی است،شراره چیست اگر آتشی نیانگیزد؟#بیژن_الهی
بینیازی صیدگاهِ کامهاستگر نخواهی، هرچه خواهی میدهند🌱#تنهایقمی هر آنچه دهند در رهایی دهند، نه در تمنا.
تنها چیزی که هیچوقت منو وسط ناملایماتِ زندگی تنها نذاشته همین چایی بوده.☕️
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست🌱#سعدی
نزارقبانی یه جا میگه:«انا لا اضعف اشتاق الیك»یعنی:من کم نمیآورم مگر زمانی که دلتنگت میشوم🌱
بطلب امن و امان را، بگزین گوش گران رابشنو راهدِهان را؛ مگشا راهِ دَهان را🌱#مولانا
«رَنجم میدهند،چيزهايی كه به خاطر مُحبت، از گفتنشان سكوت میكنم...»
من ابر سیاه و تو ابر سفیدیکی گریه کردیکی دل برید
«آن دو مرواریدِ تریادم میایدچشمهایش بودهاند.»• ت. س. الیوت / برگردانِ بیژن الهی
من بلد نیستم لبخند ساختگی بزنم، چطور بعضی آدمها احساسات دروغین بروز میدهند؟
من گلی رنجورم در باغی دور دست،پاورچین پاورچین به سوی تو میآیمو بر سینهات آرام میگیرم.اکنون حقیقتی در من شکفته،که این زمین کوچکتر از عشق بزرگ من است🌱#ریاض_الصالح_الحسینترجمه: سعید هلیچی
📚کتاب ردِپایی روی برفهانویسنده: #رها_صابرانتشارات نسل روشن@the_cafe_anar
ای گنج نوشداروبر خستگان گذر کنمرهم به دست و ما رامجروح میگذاریعمری دگر ببایدبعد از وفات ما راکاین عمر طی نمودیمانــدر امــیــدواری...#سعدی
#بیکلام 🎹🌱
«مثلِ میزی چوبی که دلتنگیاش او را به درختی که بود بازنمیگرداند...»
گم شدن در گم شدن دین من استنیستی در هست آئین من است#مولانا
عتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکِشکه یک کرشمه تلافیِ صد جفا بکند🌱#حافظ
«جمله دنیا از اول تا آخر در برابر یک ساعت غم نیرزد.»تذکرة الاولیا
من ابر سیاه و تو ابر سفیدیکی گریه کردیکی دل برید.
در سمتِ چپِ سینهامشهر کوچکی است،که تو برای آننورو روشنایی هستی.🩵
آیا فاصلهی میان شانههای ما، جای خالیِ بالهاییست که در بدوِ تولد، به جریمهی زمینی شدن از ما گرفتند؟ آیا بنا نبود پرنده باشیم؟
وقتی پدر آدم فوت میکنه، مثل این میمونه که یه دنده از پشتش برداشتن. همیشه جاش خالیه.بهمن فرمانآرا
«تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی🌱#سعدی
به جای مقاومت در برابر تغییرات، تسلیم تغییرات شوید. بگذار زندگی با شما باشد نه برعلیه شما.🌱 اگر فکر میکنید "زندگی من به سرازیری خواهد رفت" نگران نباشید.چگونه میدانید پایین بودن از بالا بودن بهتر نیست؟انسان نیک از هیچکس شکایت نمیکند. او به کاستیها و اشتباهات نگاه نمیکند.🌱 زندگی بدون عشق هیچ اهمیتی ندارد. از خود نپرسید که چه نوع عشقی را باید جستجو کنید، معنوی یا مادی، الهی یا دنیوی، شرقی یا غربی. تقسیمات منجر به شکافهای بیشتر میشود. عشق هیچ برچسب و تعریفی ندارد. عشق همان چیزی است هست، خالص و سادهعشق آب زندگی است و یک عاشق روحِ آتش استجهان هنگامی که آتش، عاشقِ آب باشد، متفاوت میشود. جهان یک وجود کاملاً بیهمتا است. همهچیز و همهکس با تعدادی رشتههای نامرئی به هم وصل میشوند. قلب کسی را نشکنید، به پایینتر از خود بیاحترامی نکنید. غم و اندوه انسانی در آن طرف جهان میتواند موجب رنج تمام جهان شود. شادی فردی میتواند موجب لبخند تمام دنیا شود. بیشتر درگیریها و تنشها ناشی از زبان است. اینقدر به کلمات توجه نکنید.در کشور عشق زبان هیچ جایگاهی ندارد. عشق ساکت است.🌱#شمس_تبریزی
«اتفاق میافتد که کسی قطعهای تاریک از قلبت را روشن میکند که کلا وجودش را از یاد برده بودی.»
جان در قدمش کنم که آرامِ دلست✿#سعدی
لحظاتی هست که تاریکی به اوج خودش میرسهولی تو از این تاریکی نترسشاید طلوع نزدیکه.
در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینماین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم🌱جلوه بر من مفروش ای مَلِکُالْحاج که توخانه میبینی و من خانهخدا میبینم🌱#حافظ
از ورق گردانیِ وضعِ جهان غافل مباش.#بیدل_دهلوی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادمیا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی#مولانا
الابختکی: برحسب اتفاق.الا و لله: بیچون و چرا.الاخون و ولاخون: سرگردان.انچوچک: هسته به و تخم سرو بو داده که از هندوستان میآورند.انچوچکی: ریز، حقیر، کسی که بیش از جثه خود ادعا دارد.فرهنگ لغات عامیانه؛ جمالزاده
میگویم: تو قشنگی، خیلی قشنگی. چشمهات مثل یک دشتِ ناشناس که مرد شبِ مهتاب به آن رسیده باشد. مرد دوست دارد که به آن زُل بزند و تویِ سیاهیاش دنبال ردِ چشمهای، یا پریدنِ پری شاهرخایی بگردد تا سپیدهی سحر. از این چشمها، مرد هیچ وقت خسته نمیشود. فهمیدن دارند، ستاره دارند.شهریار مندنیپور