امروز یک نفر از دوستی نوشته بود. یکی از دوستان سابقم که طریق دوستیاش را زیسته بودم. کسی که دوستی ر…
انتشار: 2026/08/17 04:39 UTCدریافت: 2026/08/17 17:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 17:09 UTC
امروز یک نفر از دوستی نوشته بود. یکی از دوستان سابقم که طریق دوستیاش را زیسته بودم. کسی که دوستی را بهحدی ادامه داد که دیدم یک دوست، تا چه اندازه میتواند پست و پلشت باشد. حالا ماجرا از چه قرار بود؟ دلش خواسته بود با یکی دوست شود و از فکر مرگ نجاتش بدهد. با کی؟بله، با یکی از دوستانم که او اصلاً نمیشناخت و من به او معرفی کرده بودم. یک چیزی میگویم و یک چیزی میشنوید. کاش میتوانستم به دوستم بگویم که فلانی چه دوست خوبی است! اصلاً آب دستش است، باید بگذارد زمین، برود دوستی با فلانی را قبول کند و برگردد. گفته بودم که از دوستی تا پستی با این آدم معاشرت کرده بودم قبلاً. با این حال، زندگی از چیزهایی که نشانم میدهد، خندهاش نمیگیرد آیا؟ زندگی را نمیدانم؛ اما من، میخندم و میگذرم. بهقول شاعر: عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن. #ناگهاننوشت