ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفتعشق های بی صدا را پس گرفتيا ورق زد ڪودڪی را باز همروزهای با صفا را پس گرفت روے بودن يا نبودن خط ڪشيدلطف بی حدّ خدا را پس گرفتبار ديگر يك غزل را كوك ڪردقصه هاے آشنا را پس گرفتانتهاے عشق را ول ڪرد و رفتابتداے ماجرا را پس گرفتپرسه زد در ڪوچہ ی ديروزهاباز آن حال و هوا را پس گرفت.💔🖤🚶♀