#صفحه_آخر_کتاب (۶)اولین چاپ این کتاب در سال ۱۳۴۶ منتشر شده است؛ کتابی که بیش از بیست سال است همراه…
انتشار: 2026/08/09 08:47 UTCدریافت: 2026/08/13 07:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 07:25 UTC
#صفحه_آخر_کتاب (۶)اولین چاپ این کتاب در سال ۱۳۴۶ منتشر شده است؛ کتابی که بیش از بیست سال است همراه و همدم من است.هرگاه دچار شک میشوم، هرگاه احساس تنهایی میکنم و هرگاه از انسانها میرَنجم، سراغش میروم؛ با او حرف میزنم، همکلام و همسخن میشوم.او برایم از مظلومیت هابیل میگوید؛از رنج و شکیبایی نوح؛از هود و صالح؛از ابراهیم و اسماعیل، هاجر و ساره؛از یعقوب، از آن هجران، آن صبر و آن وصال؛از یوسف، از زندان و آزادی و پیروزی حق بر باطل؛از موسی، از مهر مادر، شفقت پدر و شجاعت زن؛از صبر ایوب؛و از محمد صلی الله علیه وسلم، از مهربانیهایش و سختیهایی که برای هدایت ما تحمل کرد.وقتی با او همسخن میشوم، همهچیز تغییر میکند؛ غم دور میشود، ناامیدی از میان میرود، بیماری فراموش میشود، شک برطرف میگردد و تنهایی رنگ میبازد. ایمان و باور به اوج میرسد و زندگی، دوباره ساده و قابل تحمل میشود.«قصههای قرآن» کتابی است که توسط چهار تن از نویسندگان عرب تألیف شده و نخستین بار حدود شصت سال پیش، به قلم استاد مصطفی زمانی به فارسی ترجمه شده است.این کتاب ۵۷۳ صفحه دارد؛ از داستان آدم آغاز میشود و با داستان حضرت زید به پایان میرسد. جالب اینجاست که در آغاز و پایان کتاب، حضور و نقش زن بسیار برجسته است.در آغاز، از حضرت حوا و دختران او سخن گفته میشود و از ماجرای هابیل و قابیل؛ و در پایان، باز هم زن و جایگاه او محور یکی از مهمترین حوادث زندگی مردان بزرگ قرار میگیرد.اگر اغراق نباشد، میتوان گفت در برخی از این داستانها، ایمان، مقاومت و شجاعت زن چنان جلوهای دارد که حتی مردان بزرگ را به تصمیمی سرنوشتساز میرساند؛ خرافات و رسوم جاهلی را میشکند و حادثهای را رقم میزند که برای همیشه در تاریخ ثبت میشود.زن، اگر با ایمان به خداوند و پیروی از رسول او زندگی کند، به چه جایگاهی که نمیتواند برسد!در آخرین صفحات این کتاب، داستان حضرت زینب رضیاللهعنها و حضرت زید رضیاللهعنه آمده است. زینب، دختر عمه پیامبر صلی الله علیه وسلم، برخلاف میل خویش، اما از روی اطاعت از خدا و رسولش، با زید ازدواج میکند. اما خداوند پاداش این اطاعت را به شکلی شگفتانگیز به او عطا میکند.پس از آنکه میان زینب و زید اختلاف پدید میآید، زید نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم میرود و شکایت میکند. پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز برای استواری این زندگی دعا میکند و او را به نگهداشتن همسرش سفارش میفرماید؛ اما هنگامی که خداوند برای بندهای تقدیری دیگر رقم زده باشد، خواست الهی بر همهچیز مقدم است.سرانجام زینب از زید جدا میشود؛ و این ماجرا برای پیامبر صلی الله علیه وسلم بسیار سنگین است؛ زیرا باید با یک رسم و باور جاهلی مبارزه میکرد؛ رسمی که پسرخوانده را مانند پسر واقعی میدانست و ازدواج با همسرِ پسرخوانده را ناپذیرفتنی میشمرد.اما تقدیر الهی چیز دیگری بود.خداوند پیامبر مهربانش را مورد خطاب قرار میدهد و به او میآموزد که سزاوارتر است از خدا حیا کند، نه از مردم. و چنین بود که ازدواج پیامبر صلی الله علیه وسلم با زینب رضیاللهعنها، به فرمان خدا، به یکی از مهمترین جلوههای مبارزه با یک رسم جاهلی تبدیل شد.زینب پیروز شد؛ نه فقط در رسیدن به زندگیای که خداوند برایش مقدر کرده بود، بلکه در شکستن باوری که سالها بر جامعه سایه افکنده بود.داستان زینب و زید، تنها داستان یک ازدواج و جدایی نیست؛ داستان ایمان، اطاعت، شجاعت و تسلیم در برابر فرمان خداست.و شاید یکی از زیباترین نکتههای این داستان آن باشد که نام حضرت زید رضیاللهعنه بهصراحت در قرآن کریم ثبت شده است؛ تنها صحابیای که نامش در قرآن آمده است.این داستان به من یادآوری میکند که زن مؤمن، اگر ایمان و شجاعت داشته باشد، میتواند در سرنوشت خود و حتی در تغییر یک رسم ریشهدار اجتماعی نقش بزرگی داشته باشد.و من، هر بار که به پایان این کتاب میرسم، دوباره به ابتدای آن برمیگردم؛ چون قصههای قرآن پایان ندارند.هر بار که میخوانم، چیزی تازه میآموزم؛یکبار از صبر،یکبار از ایمان،یکبار از شکست،یکبار از پیروزی،و گاهی هم از یک زن مؤمن که با ایمان و شجاعت، تاریخ را تغییر میدهد.شاید راز ماندگاری این کتاب همین باشد؛کتابی که بیش از بیست سال است هر وقت از آدمها خسته میشوم، به سراغش میروم؛و هر بار، از میان قصههایش، دوباره خودم را پیدا میکنم.وحید کاظمی@bekhan_wk

