شعر من از عذاب تو گزند تازيانه شدضجه مغرور تنم ترنم ترانه شدحماسه زوال من در شب تلخ گم شدنضيافت خوا…
انتشار: 2026/07/26 20:35 UTCدریافت: 2026/08/15 03:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:12 UTC
شعر من از عذاب تو گزند تازيانه شدضجه مغرور تنم ترنم ترانه شدحماسه زوال من در شب تلخ گم شدنضيافت خواب تو را قصه عاشقانه شدبرای رند در به در اين من عاشق سفروای كه بی كرانه حصار تو كرانه شدوای كه در عزای عشق کشته شد آشنای عشقوای كه نعره های عشق زمزمه شبانه شدای تكيه گاه تو تنم سنگر قلب تو منموای كه نيزه تو را سينه من نشانه شددرخت پير تن من دوباره سبز می شودكه زخم هر شكست من حضور يک جوانه شدوای كه در حضور شب در بزم سوت و كور شبشب كور وحشت تو را قلب من آشيانه شدوای كه آبروی تو مرد اناالحق گوی توبر آستان كوی تو جان داد و جاودانه شدمن همه زاری منم زخمی زخمه تنمبرای های های من زخمه تو بهانه شددرخت پیر تن من دوباره سبز می شودهرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد******************************ایرج جنتی عطایی@szsher