شعر من از عذاب تو گزند تازيانه شدضجه مغرور تنم ترنم ترانه شدحماسه زوال من در شب تلخ گم شدنضيافت خواب تو را قصه عاشقانه شدبرای رند در به در اين من عاشق سفروای كه بی كرانه حصار تو كرانه شدوای كه در عزای عشق کشته شد آشنای عشقوای كه نعره های عشق زمزمه شبانه شدای تكيه گاه تو تنم سنگر قلب تو منموای كه نيزه تو را سينه من نشانه شددرخت پير تن من دوباره سبز می شودكه زخم هر شكست من حضور يک جوانه شدوای كه در حضور شب در بزم سوت و كور شبشب كور وحشت تو را قلب من آشيانه شدوای كه آبروی تو مرد اناالحق گوی توبر آستان كوی تو جان داد و جاودانه شدمن همه زاری منم زخمی زخمه تنمبرای های های من زخمه تو بهانه شددرخت پیر تن من دوباره سبز می شودهرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد******************************ایرج جنتی عطایی@szsher