🔹داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش دومگاهی مشکل فقط نداشتن راه حل نیس…
انتشار: 2026/07/30 06:44 UTCدریافت: 2026/08/15 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:35 UTC
🔹داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش دومگاهی مشکل فقط نداشتن راه حل نیست، نداشتن واژه مناسب برای فهم مساله است.به خصوص زمانی که در مورد خودمان و احساساتمان میخواهیم فکر کنیم...وقتی تصمیم گرفتم در مورد این مشکل که چرا با وجود رسیدن به مظاهر موفقیت، حالمان خوب نبود، مطالعه کنم، اولین مشکل این بود که واژههای مناسبی برای فهم و بیان مشکل و جستجوی راه حل آن بلد نبودم.ذهن ما در اغلب موارد برای انجام فرآیند تفکر نیاز به «واژه» دارد. در این حالت ذهن مثل یک موتور جستجو عمل میکند. وقتی میخواهیم در مورد موضوعی فکر کنیم، معمولا با یک واژه یا مفهوم شروع میکنیم. و بعد ذهن واژهها، مفاهیم و تجربههای مرتبط را از حافظه فراخوانی میکند. به این ترتیب ذهن مجموعهای از مفاهیم مرتبط را کنار هم قرار میدهد و با کشف ارتباط بین آنها، شروع به استنتاج میکند و به تدریج به فهمی در مورد مساله و راه حلهای آن میرسد.اما وقتی واژه برای یک موضوع نداشته باشیم، این فرآیند حتی شروع هم نمیشود...اولین واژهای که به نظرم به این مشکل مرتبط رسید «شادی» بود.پس شاید مشکل این هست که ما شاد نیستیم.اگر ما با این همه موفقیتهایی که به دست آوردهایم شاد نیستیم، پس چه کسی شاد است؟رفتم سراغ اینترنت و مطالعه مقالات.متوجه شدم شاخصی به نام شادی وجود دارد که کشورهای مختلف را با آن مقایسه میکنند.Happiness Indexکشورهای بالای لیست کشورهای ثروتمندی مثل منطقه اسکاندیناوی و سنگاپور بودند.اما این تنها شاخص و رتبه بندی در مورد شادی نبود.رتبه بندی دیگری دقیقا به همین نام وجود داشت که در آن فیلیپین رتبه اول بود.دقیقتر مطالعه کردم:رتبه بندی اول فرض کرده بود که شادی نتیجه سه متغیر است:«درآمد»، «امید زندگی» و «میانگین سالهای آموزش»اما رتبه بندی دوم به سراغ مردم رفته بود و از آنها پرسیده بود که چقدر از زندگی خودشان «رضایت» دارند.این برای من کشف بزرگی بود:این کشورهای ثروتمند نبودند که بالاترین رضایت از زندگی را داشتند.بلکه فیلیپین با نزدیک به صد میلیون نفر جمعیت و طبیعتی سخت، و با درآمد سرانه نسبتا پایین، بیشترین رضایتمندی از زندگی را داشت.حالا واژه دوم را پیدا کرده بودم: «رضایت از زندگی»حالا دیگر نباید به دنبال این میگشتم که «چطور یک موفقیت دیگر به دست آورم» یا «چه کار کنم که یک مقدار شادی بیشتر به دست بیاورم»باید میفهمیدم که چه چیزهایی رضایت از زندگی را شکل میدهند.و مشکل این بود که رضایت از زندگی از درآمد بالا و تحصیلات عالی و سایر موفقیتهایی که ما معمولا به دنبال آنها بودیم به دست نمیآمد.درنتیجه باید مسیر جدیدی برای جستجوی مساله و راه حل طی میکردم... این داستان ادامه دارد...اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه:Life Path Design@stlearning@systemsthinking
