روشن است که با هر انگیزه و علتی این نویسندگان از اسامی مستعار برای نشر آثارشان استفاده کرده باشند؛…
انتشار: 2026/08/01 18:00 UTCدریافت: 2026/08/13 01:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 01:22 UTC
روشن است که با هر انگیزه و علتی این نویسندگان از اسامی مستعار برای نشر آثارشان استفاده کرده باشند؛ اطلاق صفت « شارلاتان» بر آنها زشت و سخت غیر منصفانه است، قصۀ شاندل و شریعتی هم از این سنخ است. اگر کسی با تاریخ ادبیات، هنر و فلسفه و چند و چون انتشار آثار خلّاقه آشنا باشد، نیک می داند که برخی از نویسندگان، گویندگان و هنرمندان از سده های گذشته تا امروز از چنین شگردی بهره برده اند. اگر غنی نژاد این مطلب را می دانست، مرتکب چنین خطا سهمگینی نمی شد و مشت خود را باز نمی کرد. 3. افزون بر خطای زشت و زنندۀ « شارلاتان» خواندن علی شریعتی، موسی غنی نژاد ابراز تردید در اسلام و مسلمانی او کرده و تلویحا حکم به خروج او از دایرۀ اسلام او داده؛ عملی به غایت دل آزار، غیر اخلاقی و خطرناک. بگذریم از اینکه یک اقتصاد دادن که کارش اقتصاد است، نه الاهیات و فلسفه و دین شناسی؛ چه صلاحیتی دارد که دربارۀ چند و چون مسلمانیِ فلانی و بهمانی اظهار نظر کند؛ بپرسیم ایشان چگونه به این نتیجه رسیده و از ما فی الضمیر نویسندۀ « کویریات» با خبر گشته؟! شیخ اجلّ می گفت: « در باطنش غیب می نمی دانم» و رند رواقیِ شیراز نشین می گفت: « ناامیدم مکن از سابقۀ لطف ازل/ تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟». اگر موسی غنی نژاد با میراث حکمی- عرفانیِ مروّت محور ما قدری آشنایی داشت و اهل مدنّیت و مدارا بود؛ بر بغض و کین توزیِ ریشه دار خود مهار می زد، پا در کفش جماعت اهل تکفیر نمی کرد، چنین اتهام درشت و سخیفی به کسی که دستش از دنیاست نمی زد و چنین بدنامی ای را بجان نمی خرید: چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل بسوی دیده شد
