...غزل شماره ۵۰۵خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیالِ آبِ روشن که به تشنگان نماییتو چه ارمغانی آری ک…
انتشار: 2026/08/03 16:32 UTCدریافت: 2026/08/08 23:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:58 UTC
...غزل شماره ۵۰۵خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیالِ آبِ روشن که به تشنگان نماییتو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی؟بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردیشب و روز در خیالی و ندانمت کجاییدل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتمنه عجب که خوبرویان بکنند بیوفاییتو جفای خود بکردی و نه من نمیتوانمکه جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفاییچه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان؟تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهیسخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتمدگری نمیشناسم تو ببر که آشناییمن از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحتبرو ای فقیه و با ما مفروش پارساییتو که گفتهای تأمل نکنم جمالِ خوبانبکنی اگر چو سعدی نظری بیازماییدرِ چشمْ بامدادان به بهشت برگشودننه چنان لطیف باشد که به دوست برگشاییبا صدای حمید نریمانی#سعدی #سروش_مولانا@sorooshemewlana@NiooshCast