إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَدرگذشت تأسفبار زندهیاد دکتر جلال مظهری، پزشک فرهیخته و متخ…
انتشار: 2026/08/11 19:35 UTCدریافت: 2026/08/15 01:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:03 UTC
إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَدرگذشت تأسفبار زندهیاد دکتر جلال مظهری، پزشک فرهیخته و متخصص جراحی عمومی و از مفاخر ارزشمند شهرستان سنقر، موجب تأثر و اندوه فراوان گردید.آن فقید سعید، عمر پربرکت خویش را در راه خدمت به مردم و سلامت هموطنان سپری کرد و در عرصه طبابت، منشأ خدمات فراوان و ماندگاری بود. ایشان همچنین از خیرین گرانمایه و نیکاندیش بودند که با روحیهای سرشار از نوعدوستی، همواره بدون هیچ چشمداشتی به یاری بیماران و نیازمندان میشتافتند.بیتردید نام نیک، خدمات ارزشمند و یاد و خاطره آن پزشک فرهیخته، همواره در دل مردم و زبان نیکاندیشان این دیار ماندگار خواهد بود.بدینوسیله این مصیبت و ضایعه دردناک را به خاندان بزرگ و معزز مظهری، بستگان، دوستان، همکاران و تمامی مردم شریف شهرستان سنقر تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، غفران و رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان محترم، صبر جمیل، اجر جزیل و طول عمر با عزت مسئلت مینماییم.روح بلندش قرین رحمت الهی و یاد نیکش جاودان باد.مرکز پژوهشسرای امام علی علیهالسلام شهرستان سنقر
پستهای تلگرام — پژوهش سرای امام علی (ع) سنقر
استاد گرامی جناب آقای دکتر محسن پیشوایی و همکار گرانقدر، جناب آقای عزتالله پیشواییبا نهایت تأسف و تأثر، درگذشت نابهنگام جوان ناکام، مرحوم مغفور وحید بخشی، خواهرزاده گرامیتان را به شما و خاندان محترم پیشوایی و بخشی صمیمانه تسلیت و تعزیت عرض مینماییم.از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم، رحمت و مغفرت الهی و علو درجات، و برای شما و خانوادههای محترمتان، صبر و شکیبایی و برای تمامی بازماندگان، سلامتی و طول عمر مسئلت داریم.در این غم جانکاه، خود را در اندوه شما شریک میدانیم و برای آن عزیز سفرکرده، رحمت واسعه الهی و آرامش ابدی خواستاریم. مدیریت مرکز پژوهشسرای امام علی علیهالسلام سنقر
با نهایت تأسف و تأثر درگذشت زنده یاد شادروان #وحید_بخشی فرزند مرحوم فرهاد بخشی برادر آقای مهندس محمد بخشی برادرزاده گرامی آقایان:عبدالله، لطف الله، سیف الله ، یدالله و فریدون بخشی خواهر زاده گرامی آقایان: دکتر محسن ، حجت الله ، عزت الله ، حسن ، حسین ، حمید پیشوایی را به اطلاع عموم همراهان و همشهریان گرامی میرساند.اطلاعات تکمیلی متعاقباً اعلام میگردد.کانال مردمی غروب ابدی@Ghorob_Abadi
🏆 افتخاری دیگر برای آموزش و پرورش شهرستان سنقروکلیایی 🏆🌟 با افتخار اعلام میکنیم مرکز پژوهشسرای امام علی(ع) سنقر در ارزیابی عملکرد پژوهشسراهای استان کرمانشاه، در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ موفق به کسب رتبه اول استانی شد. 🥇👏این موفقیت ارزشمند، ثمرهی همدلی، همراهی و تلاش یک مجموعه بزرگ است؛ از حمایت و همراهی مجموعه اداره آموزش و پرورش شهرستان سنقروکلیایی و تلاش همکاران پژوهشسرا، تا نقش مؤثر رابطین پژوهشی مدارس در اطلاعرسانی، شناسایی استعدادها، هدایت و همراهی دانشآموزان.🌱 در این مسیر، مدیران مدارس، دبیران، استادان راهنما، دانشآموزان پرتلاش و خانوادههای گرانقدر نیز با همراهی و حمایت خود سهم ارزشمندی در رقم خوردن این افتخار داشتهاند.💐 ضمن تبریک این موفقیت به جامعه فرهنگی شهرستان، صمیمانه از همه عزیزانی که در این مسیر همراه پژوهشسرا بودند قدردانی میکنیم.✨ رتبه اول استان، حاصل یک کار تیمی و افتخاری برای همه آموزش و پرورش شهرستان سنقروکلیایی است. ✨╔═๑ღ🌸🍃🌸🍃🌸ღ๑═╗کانال پژوهشسرای امام علی(ع) سنقر@songhor_p╚═๑ღ🌸🍃🌸🍃🌸ღ๑═╝
🌟 افتخاری دیگر برای آموزش و پرورش شهرستان سنقروکلیایی🏆 با نهایت افتخار و خرسندی اعلام میداریم دانشآموزان پرتلاش حسن پروینی و حسین پروینی پایه هشتم دبیرستان صدرا از اعضای فعال انجمن انرژیهای نوین مرکز پژوهشسرای امام علی علیهالسلام سنقر، موفق به کسب رتبه اول استانی جشنواره نوجوان خوارزمی شدند.🌱 این موفقیت ارزشمند، برگ زرین دیگری بر افتخارات علمی و پژوهشی شهرستان سنقروکلیایی است که با تلاش، خلاقیت و پشتکار این دانشآموزان عزیز و حمایت و راهنمایی استاد راهنما، مهندس محمدجواد کاکایی رقم خورد.🌹 ضمن تبریک این دستاورد ارزشمند به ایشان، خانوادههای محترمشان، استاد راهنما و مجموعه پرتلاش مرکز پژوهشسرای امام علی علیهالسلام سنقر، از تلاشهای علمی و پژوهشی همه دستاندرکاران این موفقیت صمیمانه قدردانی مینماییم.✨ کسب رتبه اول استانی جشنواره نوجوان خوارزمی، گامی درخشان در مسیر افتخارآفرینی دانشآموزان سنقروکلیایی است.🌱 مرکز پژوهشسرای امام علی علیهالسلام سنقرقطب استانی انرژیهای نوین استان کرمانشاهمرداد ۱۴۰۵╔═๑ღ🌸🍃🌸🍃🌸ღ๑═╗کانال پژوهشسرای امام علی(ع) سنقر@songhor_p╚═๑ღ🌸🍃🌸🍃🌸ღ๑═╝
دستان توانمند دکتر جلال مظهری، آن روز فقط یک بیمار را از تخت بیمارستان به زندگی بازنگرداند؛ بلکه در حقیقت، یک معلم را به جامعه بازگرداند؛ معلمی که بعدها با حضورش در کلاسهای درس، بر زندگی و آینده صدها و شاید هزاران دانشآموز اثر گذاشت.اگر آن روز دکتر مظهری به یاری آن جوان نمیشتافت، شاید امروز این سی سال خدمت فرهنگی، این همه کلاس درس، این همه دانشآموز و این همه خاطره معلمی هرگز شکل نمیگرفت.و اینجاست که ارزش یک اقدام خیرخواهانه، بسیار فراتر از همان لحظه دیده میشود.گاهی نجات یک انسان، نجات آینده انسانهای بسیاری است.آنها نیکی میکنند، چون باور دارند جان انسان، ارزشمند است.سالها از آن روز گذشته است. آن جوان به زندگی بازگشت، درس خواند، خدمت کرد، معلم شد، نسلهایی را تربیت کرد و سرانجام پس از حدود سه دهه خدمت، بازنشسته شد.اما دکتر جلال مظهری امروز در میان ما نیست.با این حال، میتوان گفت بخشی از وجود او همچنان در زندگی کسانی که نجاتشان داد و در مسیر زندگی انسانهایی که به واسطه آنان تربیت شدند، جریان دارد.چه بسیار بیمارانی که با دستان او به زندگی بازگشتند؛چه بسیار خانوادههایی که به واسطه او دوباره لبخند زدند؛و چه بسیار انسانهایی که شاید هرگز ندانستند ادامه زندگیشان، مدیون فداکاری و مهارت پزشکی بود که بیهیاهو و بیمنت، رسالت خود را انجام میداد.این خاطره، تنها خاطره یک عمل جراحی نیست؛روایت زنجیرهای از انسانیت است:مردمی که برای نجات یک مجروح تلاش کردند؛همشهریانی که بیتفاوت از کنار او نگذشتند؛ دکتر اکبر مظهری که در این مسیر یاریرسان شد؛مرحوم دکتر جلال مظهری که جان آن جوان را نجات داد؛و معلمی که پس از آن نجات، حدود سی سال در سنگر تعلیم و تربیت، آینده فرزندان این سرزمین را ساخت.امروز که این خاطره را پس از بیش از سه دهه به رشته تحریر درمیآورم، بیش از همیشه احساس میکنم بعضی خدمات را نمیتوان با عدد و رقم سنجید.ارزش کار دکتر جلال مظهری فقط در نجات یک بیمار نبود؛ ارزش آن در سالهایی بود که آن انسان پس از نجات، به دیگران خدمت کرد.و چه افتخاری بالاتر از اینکه پزشکی، با نجات جان یک جوان، زمینه سه دهه خدمت یک معلم و تربیت نسلهای آینده را فراهم کند؟این، تنها یکی از هزاران خاطره و خدمت خالصانه پزشکی حاذق، دلسوز، مردمدار و خیرخواه بود که نام نیکش در میان مردم دیارمان باقی خواهد ماند.دکتر جلال مظهری رفت، اما نیکیهایش نرفت.رفت، اما دستهایی که به یاری انسانها شتافت، هنوز در خاطرهها زنده است.رفت، اما آن جوانی که روزی بر تخت بیمارستان افتاده بود، سی سال در کلاسهای درس ایستاد و نسلهایی را تربیت کرد؛ و این شاید یکی از زیباترین معناهای ماندگار شدن یک انسان باشد.خداوند روح بلند و پاک زندهیاد دکتر جلال مظهری را غریق رحمت واسعه خویش قرار دهد و به خانواده محترم، بستگان، دوستان، جامعه پزشکی و مردم شریف سنقر صبر و شکیبایی عطا فرماید.و چه زیبا میتوان بدرقهاش کرد با این جمله:«بعضی انسانها یک بار میمیرند؛اما نیکیهایشان، هر روز در زندگی دیگران ادامه پیدا میکند.»با احترام و اندوه فراوان✍امیر ادیبیمرکز پژوهشسرای امام علی(ع) سنقر
خاطرهای ماندگار از مردی که طبابت را با انسانیت معنا کردبعضی انسانها پس از رفتنشان، نهتنها از یادها نمیروند، بلکه خاطرات نیکشان، سالها و حتی نسلها بعد، همچنان روایت میشود و نامشان را در حافظه مردم ماندگار میکند.زندهیاد دکتر جلال مظهری، پزشک حاذق، جراح توانمند، خیر نیکاندیش و از چهرههای فرهیخته و ماندگار شهرستان سنقر، بیتردید از همین انسانها بود؛ مردی که برای او پزشکی تنها یک حرفه نبود، بلکه رسالتی انسانی و فرصتی برای خدمت به همنوع بود.در سوگ این مرد بزرگ، خاطرهای را که بیش از سه دهه در ذهن و دل من باقی مانده است، روایت میکنم؛ خاطرهای که هرچه زمان میگذرد، معنای آن برایم عمیقتر میشود.سال ۱۳۷۳ بود. آن روزها دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه بودم. از آنجا که دبیر آموزش و پرورش بودم، متأسفانه امکان استفاده از خوابگاه دانشجویی برایم فراهم نشد. ناچار به همراه چند تن از همکاران و همشهریان، خانهای را در حوالی خوابگاه دانشگاه، در محله باغ ابریشم کرمانشاه، اجاره کرده بودیم و روزگار دانشجویی را با سادگی و صمیمیت در کنار یکدیگر میگذراندیم.یک روز که نوبت خرید نان با من بود، به نانوایی رفتم و در انتظار نوبتم ایستادم. ناگهان در کنار نانوایی، صحنهای عجیب و تکاندهنده توجهم را جلب کرد.پیکر جوانی رعنا بر زمین افتاده بود؛ جوانی که به شدت مجروح شده و بیهوش بود. چند کارت شناسایی نیز در اطرافش پراکنده شده بود. چند نفر از مردم دور او جمع شده بودند و هرکس روایتی از حادثه بیان میکرد. مردم موضوع را به نیروی انتظامی اطلاع داده بودند.من که شناختی از آن جوان نداشتم، تنها نام او را از روی مدارک به خاطر سپردم و پس از مدتی، به نانوایی برگشتم، چند نان برای صبحانه خریدم و راهی خانه شدم؛ بیآنکه بدانم همان نامی که در ذهنم مانده، قرار است ساعاتی سرنوشتساز را برای یک انسان رقم بزند.وقتی وارد خانه شدم، جریان را برای آقای حسینعلی مشکینی، یکی از همخانهایهایمان، تعریف کردم. به محض شنیدن نام آن جوان، چهرهاش دگرگون شد.گفت:«او را میشناسم؛ همکلاسی من است و از قضا همشهری ما و دانشجوی رشته الهیات است.»بیدرنگ، به اتفاق همخانهایها راهی محل حادثه شدیم.در آن زمان خبری از آمبولانس نبود. همسایگان یک دستگاه نیسان برای انتقال جوان مجروح آماده کرده بودند. راننده با صدای بلند میگفت: «کسی همراه ما نمیآید؟»ما که با نیت کمک آمده بودیم، سوار نیسان شدیم و همراه او راهی بیمارستان امام حسین(ع) شدیم.پس از معاینه پزشکان، مشخص شد که وضعیت او بسیار جدی است و دو قسمت از روده آسیب شدیدی دیده است. او باید هرچه سریعتر تحت عمل جراحی قرار میگرفت؛ اما هزینههای عمل و درمان برای ما بسیار سنگین بود و در توانمان نبود.در آن لحظات دشوار، آقای محمد خامسی، یکی از همراهان ما، با استاد دکتر اکبر مظهری، استاد شیمی دانشگاه رازی و از خیرین بزرگ و کمنظیر دیارمان، تماس گرفت و شرایط آن جوان را برای ایشان توضیح داد.دکتر اکبر مظهری نیز موضوع را با مرحوم دکتر جلال مظهری، از بستگان نزدیک خود و جراح برجسته و نامآشنای دیارمان، در میان گذاشت و شرایط این دانشجوی همشهری و نیازمند را برای ایشان شرح داد.اینجا بود که بزرگی یک انسان، معنای واقعی خود را نشان داد.دکتر جلال مظهری، به محض اطلاع از وضعیت این جوان، بدون هیچ چشمداشتی و بیآنکه منتظر تشریفات یا تضمین مالی باشد، خود را به بیمارستان امام حسین(ع) رساند.برای او، این جوان فقط یک بیمار نبود؛یک انسان بود، یک همشهری بود، یک جوان نیازمند بود و جان او ارزش نجات دادن داشت.دکتر مظهری شرایط لازم را فراهم کرد و با تکیه بر دانش، تجربه و مهارت کمنظیر خود، او را تحت عمل جراحی قرار داد.و خوشبختانه، آن عمل موفقیتآمیز بود و آن جوان از مرگ نجات یافت.اما امروز، پس از گذشت بیش از سی سال، وقتی به آن حادثه فکر میکنم، تازه به عمق کاری که دکتر جلال مظهری انجام داد بیشتر پی میبرم.آن روز، شاید تصور میکردیم یک جوان از مرگ نجات پیدا کرده است؛ اما حقیقت بسیار بزرگتر از این بود.دکتر جلال مظهری تنها جان یک جوان را نجات نداد؛ او فرصت ادامه زندگی و خدمت را به انسانی بخشید که بعدها حدود سی سال از عمر خود را در سنگر آموزش و پرورش سپری کرد و به تربیت نسلهای مختلف این سرزمین پرداخت.آن جوان، پس از بهبودی، زندگی خود را ادامه داد و وارد عرصه تعلیم و تربیت شد. سالها در آموزش و پرورش خدمت کرد و اکنون، پس از حدود ۳۰ سال خدمت صادقانه، به افتخار بازنشستگی نائل آمده است.چه زیباست اگر به این ماجرا از این زاویه نگاه کنیم:یک جراح، جان یک جوان را نجات داد؛و آن جوان، سه دهه از عمر خود را صرف ساختن آینده فرزندان این سرزمین کرد.ادامه خاطره 👇👇👇



