چرا سیاستهای حمایتی دولت اثربخش نبوده است؟ آیا مشکل در نوع این سیاستهاست یا در میزان حمایتها؟متا…
انتشار: 2026/08/05 22:47 UTCدریافت: 2026/08/12 01:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 01:05 UTC
چرا سیاستهای حمایتی دولت اثربخش نبوده است؟ آیا مشکل در نوع این سیاستهاست یا در میزان حمایتها؟متاسفانه سالهاست گروهی از اقتصاددانان، نسخههایی را برای اقتصاد ایران تجویز کردهاند که به اعتقاد من بارها شکست خورده است. یکی از مهمترین این نسخهها، آزادسازی نرخ ارز بود.استدلال آنها این بود که دولت از محل افزایش درآمدهای ارزی، منابع لازم برای پرداخت یارانه یا کالابرگ را تامین میکند اما من سالهاست هشدار میدهم که سرعت افزایش تورم ناشی از آزادسازی نرخ ارز، بسیار بیشتر از اثر سیاستهای حمایتی است.از سوی دیگر مبلغ کالابرگ یا یارانه ثابت میماند اما تورم بهطور مستمر افزایش پیدا میکند. حتی اگر در ابتدا رقم یکمیلیونتومان برای هر نفر قابل توجه بهنظر برسد، خیلی زود قدرت خرید آن در اثر تورم از بین میرود. این تجربه را قبلا هم داشتهایم؛ چه در دوره اجرای هدفمندی یارانهها در دولت احمدینژاد و چه پس از حذف ارز ۴۲۰۰تومانی در دولت سیزدهم. در هر دو مورد افزایش قیمتها خیلی سریع اثر یارانهها را خنثی کرد. به همین دلیل کسانیکه بر اجرای این سیاستها اصرار داشتند، باید امروز درباره نتایج آن پاسخگو باشند.برخی معتقدند دولت در حوزه نظارت بر بازار نیز عملکرد موفقی نداشته و امروز در بسیاری از بخشها، از جمله نانواییها و فروشگاهها، قیمتها عملا سلیقهای شده است. نظر شما چیست؟مشکل فقط دولت نیست بلکه مجموعه دستگاههای نظارتی، دستگاه قضایی و سایر نهادهای مرتبط باید هماهنگ عمل کنند. یکی از ریشههای این ناکارآمدی، نظام انتصاب و بهکارگیری مدیران است که بیش از آنکه بر شایستگی و توانمندی استوار باشد، بر معیارهای سیاسی و ایدئولوژیک تکیه دارد. از سوی دیگر گسترش فقر حتی میتواند بر سلامت عملکرد برخی نهادهای نظارتی نیز اثر بگذارد. علاوهبر این، انگیزه پایین کارکنان و بوروکراسی ناکارآمد، توان نظارت موثر را کاهش داده است. البته باید توجه داشت که حتی نظارت گسترده نیز در شرایط تورم افسارگسیخته، بهتنهایی قادر به حل مساله نیست زیرا ریشه اصلی مشکل در متغیرهای کلان اقتصادی است.اگر شرایط فعلی بهویژه جنگ و تحریمها، ادامه پیدا کند، چه چشماندازی برای اقتصاد کشور متصور هستید؟اگر جنگ ادامه پیدا کند، اگر تحریمها رفع نشود و حتی اگر تحریمها برداشته شود اما تنشهای سیاسی میان ایران با آمریکا، اروپا و کشورهای منطقه ادامه داشته باشد، روند منفی شاخصهای اقتصادی نیز ادامه خواهد یافت. البته حتی حل همه این مسائل هم کافی نیست. اگر اصلاحات ساختاری در داخل کشور انجام نشود، دوباره به همان وضعیت پیش از سال۱۳۹۷ بازمیگردیم؛ اقتصادی وابسته به درآمدهای نفتی که با هر تحول در روابط خارجی، دوباره دچار بحران میشود. رسانهها باید صدای خود را بلندتر از جنگطلبان کنند به خاطر مردم حتی اگر همه مردم به سمت رفتارهای مجرمانه نروند، ادامه فشارهای اقتصادی زمینه بروز آسیبهای اجتماعی را افزایش میدهد. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، بخشی از نارضایتیها در قالب سرقتهای خرد و آسیبهای اخلاقی بروز میکند و بخشی دیگر ممکن است به تنشهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شود؛ تنشهایی که هزینه آن را هم مردم میپردازند و هم کشور.


