تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:39 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
چشماندازِ نوشريعتی
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 5 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
✨✨پرویز بابایی از چهره های برجسته ای است که زندگی شخصی و فعالیتهای سیاسی و سندیکایی او با بخشی از مهمترین تحولات تاریخ معاصر ایران درهم تنیده است.او فعالیت خود را از حروف چینی در چاپخانه آغاز کرد، سالهایی از عمر خود را در زندانهای پهلوی گذراند، و زبان انگلیسی را در زندان آموخت؛ دانشی که در دهه های بعد او را به یکی از مترجمان و نویسندگان تأثیرگذار ایران بدل کرد. بابایی در بیش از نیم قرن فعالیت علمی، شمار قابل توجهی از متون مهم و پیچیده فلسفی را ترجمه و تألیف کرد. کتاب حاضر حاصل بیش از پنجاه ساعت گفت وگو با بابایی در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ است؛ گفت و گوهایی که خاطرات، تجربه ها و تأملاتش را دربارۀ حزب توده، نهضت ملی شدن نفت، گروه جریان، زندانهای عصر پهلوی، اصلاحات ارضی و فضای فرهنگی ایران روایت می کند. کارگر فیلسوف تنها یک زندگینامه یا خاطرات شفاهی نیست؛ روایتی زنده از تاریخ معاصر ایران از زبان شاهدی آگاه است. این کتاب نشان میدهد چگونه اشتیاق به دانش، عشق به نوشتن و تعهد به فرهنگ میتواند از یک کارگر چاپخانه، شخصیتی خلق کند که نامش در کنار برجسته ترین مترجمان و نویسندگان ایران معاصر ماندگار شود.📕کارگر فیلسوف؛ خاطرات شفاهی پرویز بابایی🖊️مصاحبه و تدوین یعقوب خزاییhttps://t.me/Hamayesh_yar
سرودهای از زندهیاد علی شریعتی، شمع (شاندل)، همراه با آوا و نوایی بر قول و غزلی از رهی معیری که میتوانش به یاد نیکوی شمع وجود او شنید، او که نام و نشان و پیامش نیمسده پس از رفتنش هنوز هوشیاران را جنبش و ایمان و آگاهی میافزاید و قرار از خفتگان میستاند و ملولان ازلی و بازندگان ابدی را به دشنامگویی و ناسزاسرایی وامیدارد. پاسخ آن دشنامگویان و ناسزاسرایان را از زبان مولانا میخوانیم:هر که بر «شمع» خدا آرد پف او«شمع» کی میرد؟ بسوزد پوز اواز فقیرستت همه زرّ و حریرهین «غنی» را ده زکاتی ای فقیرمحمدمهدی مجاهدی۷ امردادماه ۱۴۰۵@mmojahedi
ژاژ خایی و پُرمُدَّعاییبه آن زبان پریشِ زمان پریش ای برآورندۀ حاجاتدرین دارِ مُکافات !میخواهمزبانزَدِ خاص و عام شَوَمهمه جاهمه وقتدیده شَوَمپَسندیده شَوَمنامَممُداموِردِ زبانها باشدسُخنانَمهمچون عَسَلضَربُ المَثَل شَوَدصیتِ سُخَنَماز مرزهافَراتَر رَوَدنامَمتا زمین و زمان باقی ستجاودانه شَوَدبِگو چه کُنم ؟*« بیهوده سخن به این درازی نَبُوَد » !*ای مَردِ بینردِبان !تکیه بر جایِ بُزُرگانبه گزافنَتَوان !*« نابُرده رنجگنجمُیَسَّر نِمیشَوَد»*با چُنین هَرزِه دَراییاین کارهنِمینُمایی !*ای بینوای جویایِ جاه !ای درافتاده از چاله به چاه !ای بَد سَرانجام با این طَمَعِ خام !ای نَخورده مَست !چنینَ ستراهِ کوتاه امّا تباهکه تو را ستفَراهَم :آلودنِ چِشمۀ زَمزَمهمچونبَرادرِ حاتَم ! سعید شهرتاشاول مرداد ماه 1405
"آموزگار عشق"شعر: آقای افشین علا