درود بر تک تک دوستان و همراهان بزرگوار و مهربانماز آن سوی هزار پنجره دلتنگی، گلدان گلدان سپاسهای نو…
انتشار: 2026/07/30 17:29 UTC
درود بر تک تک دوستان و همراهان بزرگوار و مهربانماز آن سوی هزار پنجره دلتنگی، گلدان گلدان سپاسهای نوشکفتهام را بپذیریدبه امید روزهای خوب و پرامید و روشن برای سرزمینمان...telegram.me/shahradmeidary
پستهای تلگرام — شهراد میدری
باران که گرفت، من پشتِ پنجرهی سکوت نشستم و به چراغ دور جاده نگاه کردم...جادهای که روزی نامش را "عشق " گذاشته بودیم، حالا پر بود از عطر خاطراتی که هنوز در انتظار بازگشت تو بودند.قهوهام سرد شد، اما قصهی تو هنوز داغ بود... مثل گناهی شیرین که هر بار به یادش میافتادم، سوزانتر از قبل در جانم شعله میکشید.نگاهم کن... در این چشمها هنوز همان رویاست؛ همان مستی بیشرابی، همان آغوشی که نرسید، همان اشکهایی که نه از اندوه، که از آتش عشق میبارند.شاید طلوع فردا مرا از این شب عبور دهد، اما تا آن روز، من با خاطرهی تو زندگی میکنم... با قصهای که پایان ندارد.telegram.me/shahradmeidary%D8%AF%D8%B1%D9… بیپایانسپاسگزارم که هستید و با بودنتان به جهانمان روشنی میبخشید...
به چشمانت که تلفیق دو جنگل با خزر داردبه لبخندت که معجونی چنان شیر و شکر داردبه ابرویت، به گیسویت، به سرتا پای جادویتبگو اینقدر زیبایی برای من ضرر داردحسودم کرده عشق تو، فقط مال خودم هستینگو جز من به تو آیینهای پنهان نظر داردلبت افسوس گلها و نگاهت حسرت خورشیدصدایت آخرین راز است و بر جانم اثر داردبه پیچ و تاب چون رودی، به حیرت آبشاری کهخروشان گیسوانی ناز تا زیر کمر داردنه چون نقاش تو نقشآفرینی میکند مانینه مانا مثل ارژنگ تو دنیای هنر داردبه من حق میدهد زنجیری افسانهات باشمخدا که از تو و افسون لیلایت خبر داردبخوان هر بیت از این دیوانگیها را و بعد از ایننگو از من جهان دیوانهای دلدادهتر داردعاشقانه های #شهراد_میدری🔗telegram.me/shahradmeidary🔗facebook.com/shahradmeidary🔗instagram.com/shahradmeidary7
منم آن مرغ عشقی که شکسته بال، تنهایمکه در کنج قفس بی تو پریشانحال، تنهایمنه تنها از تو، از حال خودم هم بیخبر هستمدر این خاموشی مطلق، در این احوال تنهایممه آلود است رد گامهایت که به جا ماندهچنان دریاچه ای از گریه مالامال، تنهایمببارم هرچه بعد از این، دلم آبی نخواهد شدبه رنگ آسمان ابری ماسال، تنهایمشبیه برگ زردی که به روی خاک افتادهولی او را نکرده سایه هم دنبال، تنهایمدلم کرده هوای عقربکهایی به رقص نورمیان سایههای سرد دیجیتال، تنهایمعجیب است اینکه حافظ هم خبر از حال من داردبه هر بیتی که نیت میکنم در فال، تنهایمچه بیطاقت به روی برگ دفتر، اشک من شد شعرتو یک شب رفته ای و من هزاران سال تنهایم#شهراد_میدری🔗telegram.me/shahradmeidary🔗facebook.com/shahradmeidary🔗instagram.com/shahradmeidary7
درودها بر شما که بهترینیدخیلی کوتاه بگویم بودنتان راز ناگفتهی سبزینهایست که سهم پنجرهی نگاه هرکسی شود بینیاز از هرچه بهار و سبزه و شکفتن خواهد شد...سپاسگزارم که هستید و هستی را زیبایی میبخشید.با مهر: شهراد میدریtelegram.me/shahradmeidary
وقتی نمیخواهی مرا، اصرار من بیفایده ستآواز غمگینانهی گیتار من بیفایده ستحتا اگر با التماسم سد کنم راه تو راتصمیم رفتن داری و این کار من بیفایده ستخوشه به خوشه غیر از این که حسرتش سهم من استجا ماندن عطرت به گندمزار من بیفایده ستباید پذیرفت آخر هر قصهای تنهایی استاین بغضهای تلخ لاکردار من بیفایده ستهرچند دارم میکشم بر بوم حسرت نقش آهپشت سر تو آه حسرتبار من بیفایده ستبا برگهای زرد پاییزی از اینجا میرویشبگریههای مانده در رگبار من بیفایده ستدر پاسخ این که گذشتی و گذشت آن روزهاهرچه بگویم "نه" به خود، انکار من بیفایده ستباشد برو حرفی ندارم، میل میل توست، آه...تقدیر من این بوده و اصرار من بیفایده ستشاید پس از این شعر، از من هیچ شعری نشنویچون واژه واژه گریهی اشعار من بیفایده ست#شهراد_میدری🔗telegram.me/shahradmeidary🔗facebook.com/shahradmeidary🔗instagram.com/shahradmeidary7
کوهها، سر بر شانههای آسمان، همصحبت آذرخشهایند؛ تختهسنگها، قرنها زیر باران میمانند و صیقلیتر میشوند؛ رودها، هزار پیچوخم را پشت سر میگذارند و هنوز آواز رسیدن را زمزمه میکنند.جهان، راز مانایی را از درختانی آموخته است که هیچ زمستانی نتوانسته عطر شکوفه را از حافظهی شاخهها و از طراوت ریشههایشان پاک کند... telegram.me/shahradmeidary%D8%AF%D8%B1%D9… فراوان بر دوستان بزرگوار و مهربانمشبتان خوشآهنگ نغمهی ماه و آوای ستارگان دریاچهی نور و فردایتان روشن از پرتو مهر و امید...سپاسگزار همراهیتان هستم.