جدلیه با محمد حفده درباره کتاب «نحوه مذاکره با تعارض در لبنان» گفتگو کرده است. "Mohamad Hafeda, Neg…
انتشار: 2026/07/11 15:40 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/15 03:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:52 UTC
جدلیه با محمد حفده درباره کتاب «نحوه مذاکره با تعارض در لبنان» گفتگو کرده است. "Mohamad Hafeda, Negotiating Conflict in Lebanon: Bordering Practices in a Divided Beirut"محمد حفده، «نحوه مذاکره با تعارض در لبنان: شیوههای مرزبندی در بیروت تقسیمشده»آغاز از یک سوال سادهوقتی از محمد حفده پرسیده میشود که چرا این کتاب را نوشته، از جایی غیرمنتظره شروع میکند: نه از نظریه، نه از ادبیات، بلکه از یک درخت کاج.زنی در بیروت به درخت کاج بیرون از پنجرهاش نگاه کرد و گلولهای را به یاد آورد که از محله مجاور شلیک شده و از میان آن درخت و میدان دیدش گذشته بود. این درخت دیگر فقط یک درخت نبود؛ تبدیل شده بود به نشانهای از خط آتش، از مرزی که روی زمین کشیده نشده اما در ذهن و بدن ساکنان حک شده بود.این تصویر ساده قلب کتاب حفده را توضیح میدهد: مرز فقط یک خط روی نقشه نیست. مرز در نگاه است، در صدا، در بدن، در مسیری که انتخاب میکنی.بیروت ۲۰۰۵: شهری که از درون شکافتحفده تحقیقش را در سالهای پس از ترور نخستوزیر رفیق حریری در فوریه ۲۰۰۵ آغاز کرد. این ترور لبنان را به دو جبهه سیاسی قطبی کرد و بیروت را به صحنه تعارضی تازه تبدیل نمود؛ نه جنگ داخلی کلاسیک، بلکه چیزی ظریفتر و در عین حال نافذتر: ایستبازرسیهایی که در کوچهها ظاهر شدند، خطوط تقسیمبندیای که محلهها را از هم جدا کردند، و درگیریهایی که از دل همسایگیها بیرون زدند.اما حفده میگوید آنچه واقعا توجهش را جلب کرد، این مرزهای فیزیکی نبودند. آنچه او را مجذوب کرد این بود که این تقسیمبندیها به ناملموسترین لایههای زندگی روزمره نفوذ کرده بودند؛ جایی که هیچ دوربین امنیتی ثبتش نمیکند و هیچ گزارش خبری آن را پوشش نمیدهد.چهار تصویر از مرزهای نامرئیحفده در مصاحبه چهار تصویر مشخص ارائه میدهد که هر کدام نوع متفاوتی از مرز غیرمادی را نشان میدهند.تصویر اول — مرز بصری:زنی به درخت کاج بیرون از خانهاش نگاه کرد و گلولهای را به یاد آورد که از همانجا گذشته بود. درخت تبدیل شده بود به نقطهای در فضا که حافظه خشونت را در خود نگه میداشت. هر بار که از پنجره نگاه میکرد، مرز را میدید؛ نه روی زمین، بلکه در هوا.تصویر دوم — مرز هویتی:زنی نام فامیلی شوهرش را از آیفون ورودی ساختمان پاک کرد. نام فامیلی وابستگی فرقهای را آشکار میکرد و این آشکارگی خطرناک بود. یک عمل کوچک، تقریباً نامرئی؛ اما یک استراتژی دقیق برای بقا در شهری که هویت میتوانست به ضررت تمام شود.تصویر سوم — مرز صوتی:صاحب مغازهای توضیح داد که شبکه ماهوارهای یک کانال تلویزیونی را به دلیل وابستگی سیاسیاش از دسترس خارج کرده. مرز اینجا در صدا و تصویر بود؛ در آنچه مجاز بودی بشنوی و ببینی. فضای اطلاعاتی شهر هم تقسیم شده بود.تصویر چهارم — مرز حرکتی:زنی دیگر به خواهرش در محله مجاور سر نمیزد؛ از ترس اینکه دخترش مورد آزار شبهنظامیانی قرار بگیرد که خیابانها را گشت میزدند. هیچکس رسما به او نگفته بود نرو. اما بدنش میدانست که نرفتن امنتر است. مرز در بدن بود، در پاهایی که دیگر آن مسیر را نمیرفتند.از مرز به مرزبندی: چرخش مفهومی کلیدیحفده از این چهار تصویر یک مفهوم میسازد: شیوههای مرزبندی (Bordering Practices).او این مفهوم را اینگونه تعریف میکند: شیوههایی که #مرزهای #مادی و #غیرمادی را بهعنوان بخشی از تعامل اجتماعی-فضایی میان افراد در زمان میسازند و همچنین شیوههایی که با عبور از مرزهای موجود و دگرگون کردن آنها، شکافهای ایجادشده را مذاکره میکنند.این تعریف دو چیز مهم میگوید:اول، مرز فعل است نه اسم. «مرزبندی» یک فرآیند زنده است، نه یک خط ثابت.دوم، مرزبندی هم تقسیم میکند هم عبور میکند. برخی شیوههای مرزبندی قصد جداسازی دارند و برخی دیگر از مرزها عبور میکنند، آنها را به نقد میکشند، و تغییرشان میدهند. حفده این دسته دوم را «شیوه مرزبندی انتقادی» مینامد.پژوهش بهمثابه مرزبندی انتقادییک ایده مرکزی دیگر هم در مصاحبه هست که کمتر دیده میشود: حفده معتقد است که پژوهش خودش یک شیوه مرزبندی است.روش تحقیق، رسانههایی که استفاده میکنی، موضعی که میگیری، همه اینها از سیاست مرزهایی که بررسی میکنی جداییناپذیرند. روایتهایی که تولید میکنی، خودشان شکلی از مرزبندی هستند.این ایده یک مشارکت نظری مهم است: پژوهشگر بیرون از میدان نیست. او هم در حال مرزبندی است.@Shahr_Zananمنبع:Hafeda, M. (2019). Negotiating Conflict in Lebanon: Bordering Practices in a Divided Beirut. London & New York: I.B. Tauris / Bloomsbury.Jadaliyya, 3 July 2019jadaliyya.com/Details/38780
