پس از پلّهها بالا رفتم و در اطاقي بزرگ وارد شدم ديدم شخصي در صدر اطاق نشسته و دور تا دور اين اطاق…
انتشار: 2026/07/25 05:37 UTCدریافت: 2026/08/03 12:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 12:32 UTC
پس از پلّهها بالا رفتم و در اطاقي بزرگ وارد شدم ديدم شخصي در صدر اطاق نشسته و دور تا دور اين اطاق افرادي نشستهاند. سلام كردم و نشستم، جواب سلام مرا دادند، بعد ديدم افرادي كه در اطراف اطاق نشستهاند از آن شخصي كه در صدر مجلس نشسته پيوسته احوالپرسي و از احوالات اقوام و بستگان خودشان سؤال ميكنند و او به آنها پاسخ ميدهد. قدري كه گذشت ناگهان ديدم ماري از در وارد شد و يكسره به سمت آن مرد رفت و نيشي زد و برگشت و از اطاق خارج شد. آن مرد از درد نيش مار صورتش متغيّر شد و به هم بر آمد و كمكم حالش عادّي و بهصورت اوّليه برگشت. سپس باز شروع كردند با يكديگر سخن گفتن و از گزارشات دنيا از آن مرد سؤال ميكردند. ساعتي گذشت ديدم مجدّداً آن مار از در وارد شد و به همان منوال پيشين او را نيش زد و برگشت،

