بهترین کانالهای تلگرام فارسیویانپستهای تلگرام 142_زِ دِل بیرون کُنَم جون را بِه صَد شوق؛انتشار: 2026/08/07 23:55 UTCدریافت: 2026/08/14 01:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 01:02 UTCویان@sepimind9 روز پیش70_زِ دِل بیرون کُنَم جون را بِه صَد شوق؛ اشتراکگذاری نسخه اصلی در تلگرام گزارش یا اصلاحپستهای تلگرام — ویانویان@sepimind7 روز پیش47هفت ماه از تلخ ترین دو شب تاریخ ایران گذشت.ویان@sepimind9 روز پیش72بعضی آدمها را از دست نمیدهی؛ فقط یک روز میفهمی تصویری که از آنها ساخته بودی، هیچوقت خودِ آنها نبوده است.ویان@sepimind9 روز پیش76و در نهایت، قلب گفتههایِ مغز را قبول خواهد کرد و بازی، برای همیشه، به پایان خواهد رسید.ویان@sepimind9 روز پیش70نمیدونم شاید امشبم بشینم برای تمام چیزهایی که حقم نبود، ولی تجربه کردم گریه کنم.ویان@sepimind9 روز پیش65من تمومم رو دادم، واسه کسی که حتی باور نکرد دوست داشتن من واقعی بود.ویان@sepimind24 روز پیش212«تنبل نشده بود. خسته بود. یکجور خستگی یکنواخت. دلش بَر پا نبود.»محمود دولت آبادی
ویان@sepimind9 روز پیش72بعضی آدمها را از دست نمیدهی؛ فقط یک روز میفهمی تصویری که از آنها ساخته بودی، هیچوقت خودِ آنها نبوده است.
ویان@sepimind9 روز پیش76و در نهایت، قلب گفتههایِ مغز را قبول خواهد کرد و بازی، برای همیشه، به پایان خواهد رسید.
ویان@sepimind9 روز پیش70نمیدونم شاید امشبم بشینم برای تمام چیزهایی که حقم نبود، ولی تجربه کردم گریه کنم.
ویان@sepimind24 روز پیش212«تنبل نشده بود. خسته بود. یکجور خستگی یکنواخت. دلش بَر پا نبود.»محمود دولت آبادی