چنین گفت بودا«کین به کین چیرگی نیارد؛ و مهر است که کین از میان خواهد بُرد.»(ص۱۴)«از هزار حرف بیهوده…
انتشار: 2026/08/08 11:17 UTCدریافت: 2026/08/14 15:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:11 UTC
چنین گفت بودا«کین به کین چیرگی نیارد؛ و مهر است که کین از میان خواهد بُرد.»(ص۱۴)«از هزار حرف بیهوده، خوشتر آن تکسخن که آرام و قرار میآرداز هزار بیت بیهوده، خوشتر آن تکهجا که آرام و قرار میآرد.از صد سطر بیهوده، خوشتر آن خط که آرام و قرار میآرد.از هزار چیرگی بر هزار تن، خوشتر آن که باری به خود چیره شدن.بر خود چیره آمدن خوشتر که بر دیگران چیرگی یافتن.»(ص۵۱-۵۲)«بدی کردی، اما دوباره مکن؛ به بدی دل مسپار: بدکارگی بارَش اندوه!نیکی کن، و باز نیکی کن؛ به نیکی دل بسپار؛ نیکی آخرش عیش!»(ص۵۷)«بدکارگی را نشاید که ناچیز انگاری، و گویی: «از این کارم اندوهی نیست». بدی اندکاندک به تو راه مییابد، و کوزه قطرهقطره پرآب میگردد.»(ص۵۸)«نکوکارگی را نشاید که ناچیز انگاری، و گویی «از این کارم عیشی نیست». نیکی اندکاندک به تو راه مییابد، و کوزه قطرهقطره پرآب گردد.»(ص۵۸)«باشد که شادمانه زندگی کنیم، و ناپریشان میان جمعِ پریشان: میان جمعِ پریشان، اما ناپریشان.»(ص۸۷)«خطای دیگران دیدن آسان، خطای خود نگریستن دشوار! بنگر: خطای همسایه همچو غربالی آشکار کنی، خطای خود چون قماربازیْ پنهان.»(ص۱۰۵)«تنها نشین، و تنها بخواب، و تنها سر کن، و تنها به خود چیره باش؛ خوشی از خموشیِ خود خواهی یافت.»(ص۱۲۳)«یاری یافتی، هوشیار و نکوکاره، همسفرش باش، و بر خطرها چیره شو.یاری نیافتی، هوشیار نکوکاره، تنها سفر کن، چنان پادشاهی که مسند رها کرده، چون پیلی که تنها به جنگل پرسه میزند.»(ص۱۳۴)دهاماپادا: چنین گفت بوداترجمهٔ مهدی جواهریان و پیام یزدانجونشر مرکز، ۱۳۹۵@sedigh_63