تولستوی: محبت و نیایشآنگاه که «عقل» و «عشق» در یک هماغوشی تنگ یگانه میشوند، در پاسخ معروفاش به «س…
انتشار: 2026/08/07 12:58 UTCویرایش: 2026/08/14 15:11 UTCدریافت: 2026/08/14 15:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:11 UTC
تولستوی: محبت و نیایشآنگاه که «عقل» و «عشق» در یک هماغوشی تنگ یگانه میشوند، در پاسخ معروفاش به «سن_سینود» که تکفیرش میکرد به شیوۀ بیان بس باشکوه و خجستهاش دست یافته است: «من به «خدا» اعتقاد دارم، خدایی که به ديدهٔ من «روح»، «عشق» و «اصل همه چیز» است. اعتقاد دارم که او در من است، آنچنان که من در اویم. اعتقاد دارم که مشیت الهی جز در «مسیح»، هیچگاه چنین روشن جامهٔ عمل نپوشیده است؛ اما نباید مسیح را چون «خدا» تلقی کنیم و به ناهنجارترین کفر و زندقه دست یازیم و با او راز و نیاز کنیم. اعتقاد دارم که سعادت واقعی آدمی در اتمام و اکمال ارادهٔ الهی است؛ اعتقاد دارم که ارادهٔ الهی بر آن است که همهٔ آدمیان به همنوعان خویش مهر ورزند و آنچه بر خود روا نمیدارند بر دیگران روا ندارند، همان اصلی که «انجیل» میگوید: عصارۀ تمامی شرایع و رسالت همهٔ پیامبران است. من اعتقاد دارم که مفهوم حیات برای هر کس تنها در افزایش و بالش عشق است در وجود خویش، من اعتقاد دارم که این گسترش نیروی مهرورزیدن، در این حیات سعادتی را برای ما فراهم میآورد که هر روز عظمت مییابد و در حیات دیگر، يک رستگاری تمام و کمال را؛ من اعتقاد دارم که این بالش عشق بیش از هر نیرویی به ما یاری میدهد تا سلطنت «خدا» را بنیاد نهیم و نظمی نو را که یگانگی، حقیقت و برادری بر آن آمر است جایگزین نظمی کنیم که تفرقه، ریا و خشونت در آن قادر بیچون و چرایند. من اعتقاد دارم که برای گسترش و پرورش امر عشق جز یک راه در پیش نداریم: راز و نیاز. نه راز و نیاز عامه در معابد که «مسیح»، آشکارا مطرود دانسته است. بلکه راز و نیازی را که او خود مصداق آن است، راز و نیاز در خلوت را که درک مفهوم زندگانی و احساسی که فقط ما را به مشیت الهی میپیوندد، در وجود ما تحکیم میبخشد... من به حیات جاویدان اعتقاد دارم، اعتقاد دارم که آدمی پاداش کردارش را اکنون و همیشه، اینجا و هرجا دریافت میکند. من به تمامی این امور اعتقادی آنچنان استوار دارم که در این سن و سال، بر لبهٔ گور، بسا باید بکوشم تا در راز و نیازهایم مرگ جسمام را، یا به عبارت دیگر تولد دوبارهام را آرزو نکنم...»زندگی تولستوینوشتهٔ رومن رولانترجمهٔ علیاصغر خبرهزادهانتشارات نگاه، چاپ چهارم: ۱۳۶۹ص۹۳-۹۴@sedigh_63