روزگار تلخِ دُمجنبانان؛ مهاجرت از پاچهی ما به پاچهی ارباب! عجب روزگاری است و عجب گردش ایام.اکنون…
انتشار: 2026/07/29 11:02 UTCدریافت: 2026/08/11 00:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 00:15 UTC
روزگار تلخِ دُمجنبانان؛ مهاجرت از پاچهی ما به پاچهی ارباب! عجب روزگاری است و عجب گردش ایام.اکنون که چندی است قلمِ ما از میدان بازمانده، «خَبَربِمالانی» را میبینم که تا دیروز از سایهی همان قلم، نانی به کف میآوردند و به بهانهی آنکه با این بنده در ستیزند، نزد این امیر و آن ارباب، دُمی میجنبانیدند و خدمتی مینمودند که اگر کسی ایشان را نمیشناخت، گمان بردی اخلاص را به نهایت رسانیدهاند؛ و حقیقت آن بود که هر یکی را هوای نصیبی از خوانِ قدرت در سر بود.اکنون که قلمِ حقیرِ بنده به هر دلیل خاموش گشته ، رونق بازار ایشان نیز کساد شده است. همان درهایی که همیشه برایشان باز بود، دیگر بر رویشان گشوده نمیشود! و این حکایت تنها بر اهل رسانه نرفته است.شنیدهام جماعتی از مدعیان سیاست نیز که تا دیروز از انتقادهای ما نردبانی برای تقرب به آقایان ساخته بودند و گاه آشکار و گاه در پرده، پای بر دُمِ ما مینهادند تا دُمی برای ارباب تکان دهند و وفاداری خویش را اثبات کنند، این روزها از قُرب و منزلت فرو افتادهاند. آن امیدها که در دل میپروردند؛ یکی سودای مدیرعاملی کارخانهای و دیگری آرزوی عضویت در هیئتمدیرهی جایی، همه چون نقش بر آب شده است! پس چون دیدند که آن راه به مقصود نمیرسد، قطبنمای منفعت خویش بگردانیدند. دیروز اگر پاچهی ما میگرفتند تا پاچهی ارباب در آرامش باشد، امروز همان هاری را نثارِ پاچهی ارباب نمودهاند. و چندان در اثبات اخلاص میکوشند که اگر کسی ایشان را نادیده باشد، پندارد از نخستین روز، جز رضای خدا و خدمت به خلق، هیچ مطلوبی در دل نداشتهاند؛ حال آنکه اهل نظر، کارنامهی دیروز را نیز از یاد نبردهاند.و من هرگز نقد را دکان منفعت نساختم و قلم را به سیم و زر نفروختم. اگر مقصودم بهرهای از دنیا بود، هزار راه هموارتر از انتقاد پیش روی آدمی است. کیست که نداند «انتقاد، اگر صادقانه باشد» ، بیش از آنکه نان بیاورد، دشمن میآورد؟! اکنون اگرچه به هر دلیلی از آن میدان بیرون رفتهام یا بیرونم کردهاند، از این بابت اندوهی ندارم؛ چون از بیرونِ میدان بهتر میتوان دید که کدام مرد، بر سر عقیده ایستاده است و کدامین نَر چون بادی از جهتی دیگر وزیدن گیرد و قبلهی خویش نیز دیگر کند.از قدیم گفتهاند: دنیا، بازار آزمون مردمان است؛ برخی اعتبار خویش میفروشند تا اعتباری نزد اربابان بخرند و برخی همان اعتبار را نگاه میدارند، اگرچه بهایش تنهایی و کنج عزلت باشد!و در این میان، زمان، خود کاتبِ راستگوی این معاملههاست و چیزی را از قلم نمیاندازد.



