💢 جراحیِ دخالتهای نابجا در زندگیمان؛ 💢 نگذاریم آدمهای توخالی مشاورِ زندگی ما شوند!✍ مجید بیرانوند…
انتشار: 2026/07/26 21:58 UTCویرایش: 2026/08/01 00:12 UTCدریافت: 2026/08/11 00:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 00:15 UTC
💢 جراحیِ دخالتهای نابجا در زندگیمان؛ 💢 نگذاریم آدمهای توخالی مشاورِ زندگی ما شوند!✍ مجید بیرانوندبیتعارف بنویسم؛ یکی از بزرگترین باگها و خطاهای سیستماتیک در زندگی ما این است که اجازه میدهیم یک مشت آدمِ بیخاصیت و توخالی که در همین محیط پیرامونِ ما حضور دارند و هنری جز پرسه زدن در زندگی دیگران و سرک کشیدن به حریم شخصی بقیه ندارند، برایمان نقشه بچینند و در مقامِ قانونگذارِ زندگیمان ظاهر شوند. حرف از بسیاری از آدمهای دوروبرِ خودمان است؛ همان آشنایان یا دوستانی که دمِ دست هستند و در زندگی همهی ما حضور دارند. جالب است که سالهاست زندگیِ خودِ این افراد روی هواست و در عمیقترین باتلاقها و چالشهای شخصیِ خودشان دستوپا میزنند، اما دقیقاً برای همهی عالم و آدم نسخه میپیچند و مشورتِ بی فایده قالب میکنند. حکایتِ این آدمها، دقیقاً مصداقِ بارزِ همان ضربالمثلِ قدیمی و عامیانه است که میگوید: «کچلجان، تو اگر طبیب بودی، سرِ خود دوا نمودی!» خودم پیش از این، قربانیِ همین توهمات، دخالتها و توصیههای صد من یه غازِ این آدمهای دوروبرم شدم تا بالاخره با هزینهای سنگین فهمیدم نباید به هر کسی در اطرافم اعتماد کنم و گول ظاهرِ دلسوزانه افراد را بخورم. انسانها بهنظرم بخش عمدهای از ناکامیهای عاطفی، فردی و اجتماعیِ گذشته و حالِ خود را وامدارِ دخالتِ همین افرادِ فاقدِ خاصیت در اطرافشان هستند؛ کسانی که هیچگونه سهم و مسئولیتی در قبالِ به وجود آمدنِ ویرانیها و بدبختیهای ما بر عهده نمیگیرند و تمامِ هدفشان تفریح و سرک کشیدن به امور دیگران است.مرز بین مشورت خیرخواهانه و دخالتِ مخرب:برای اینکه در این باتلاقِ روابطِ سمی و دخالتهای اطرافیان غرق نشوید، باید عیارِ همین آدمهای دوروبرتان را به دقیقترین و سختگیرانهترین شکل ممکن بسنجید. هر کس که این سطور را میخواند و خود را همچون من قربانیِ دخالتهای اطرافیان دیده است، باید بداند که هر وقت کسی از میانِ همین آدمهای اطرافش خواست با پوستهی دلسوزیِ فیک، یا از روی کینه، حسادت و تلافیِ پنهان، مغز و روانِ شما را با مشورتهای غلط شستشو دهد، باید بلافاصله مکث کنید و با خود فکر کنید و ببینید که آیا آن شخصِ مدعی توانسته تغییری مثبت، بنیادین و سازنده در آشفتگیهای زندگیِ شخصیاش ایجاد کند یا صرفاً یک مدعیِ توخالیست؟ آیا او پیش از اینکه بخواهد در مقامِ استادِ کارِ زندگیِ ما بنشیند، تلاشی برای سامان دادن به زندگیِ بحرانزدهی خودش کرده است یا خیر؟ پاسخِ این پرسش، عیارِ واقعیِ این آدمهای اطراف را مشخص میکند.از این لایهها که بگذریم، با حقیقتِ خطرناکتری روبهرو میشویم؛ برخی دیگر از همین آدمهای اطرافمان اساساً دغدغهی خیرخواهی ندارند، بلکه ممکن است بخواهند با ظاهری کاملاً فریبنده، دلسوزانه و در قالبِ رفاقت و خویشاوندی، شما را به خاک سیاه بنشانند و ریشهتان را بزنند. دلیلِ اصلیِ این رفتار و کینهها، عقدههایی است که از شما به دل گرفتهاند و حالا خنجرشان را به قصدِ تلافی، در سکوتِ مطلق برایتان تیز کردهاند. نوعِ نفوذِ این افراد در گمراه کردنِ ارادهی شما بهگونهای موذیانه است که باید توجه ویژهای به این خطراتِ پنهان در اطرافیانتان داشته باشید؛ چرا که یکی از بهترین، کثیفترین و کارآمدترین راهها برای ضربه زدن به دیگران، دادنِ مشورتِ مغرضانه، غلط و سمی از سوی همین افرادِ نزدیک است. برای گرفتار نشدن در این مرداب باید با دقت و هوشیاریِ بسیار بالایی در سنجشِ عیارِ این مشورتدهندگانِ پیرامون توجه کنید. یادتان باشد که رابطهی سالم و اصولی، درست مانند یک جریانِ پایدار و دوطرفه است؛ نه که در آن فقط شما انرژی و هستیتان را میسوزانید و طرف مقابل با بیخیالیِ مطلق یا لبخندی موزیانه از میدان فرار میکند.ادامه در قسمت بعدی👇



