🔹 پیامدهای انسداد تنگه هرمز توسط ایران بر اقتصادِ آمریکا🔹 چرا خودکفاییِ نفتی هم مشکل آمریکا را حل…
انتشار: 2026/07/21 10:14 UTCدریافت: 2026/08/01 00:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:12 UTC
🔹 پیامدهای انسداد تنگه هرمز توسط ایران بر اقتصادِ آمریکا🔹 چرا خودکفاییِ نفتی هم مشکل آمریکا را حل نمیکند؟! 🔻برای فهمیدن اقتصاد آمریکا نیازی نیست فارغالتحصیل هاروارد باشید؛ کافی است اقتصاد یک خانواده را در مقیاسی بزرگتر تصور کنید. آمریکا خانوارِ پرخرجی است که برای پوشش هزینههایش، «دسته چکی» به نام «اوراق قرضه خزانهداری» دارد که تا همین اواخر، محبوبترین و بیریسکترین دارایی دنیا بوده است.اما پیش از آنکه سراغ رابطه این اوراق و خلیج فارس برویم، باید به یک پرسش و تصور نادرستِ بسیار رایج پاسخ داد:یک علامت سوال بزرگ:«مگر آمریکا خودش بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان نیست؟ مگر با مدیریت و تسلط بر منابع جدیدی مانند نفت ونزوئلا، استقلال انرژی خود را تحکیم نکرده است؟ پس چرا باید مسدود شدن یا ناامنی در تنگه هرمز و گران شدن نفت، اقتصاد آمریکا را نگران کند؟»پاسخ ساده است: نفت یک بازار جهانی و یکپارچه دارد، نه محلی!حتی اگر آمریکا یک قطره نفت هم از تنگه هرمز وارد نکند، وقتی ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه بگذرد و ناگهان شیر آن بسته شود، قیمت جهانی نفت (از جمله نفتی که در داخل آمریکا استخراج میشود) سر به فلک میکشد. پالایشگاههای آمریکایی مجبورند نفت را به قیمت جهانی بخرند، بنزین در پمپبنزینهای آمریکا گران میشود، هزینه حملونقل تمام کالاها بالا میرود و در نتیجه، غولی به نام تورم در داخل آمریکا بیدار میشود.بنابراین، خودکفایی نفتی آمریکا شاید امنیت تامین انرژی را تضمین کند، اما هرگز این کشور را در برابر «توفان تورم جهانی» مصون نمیکند.💢داستان از کجا شروع شد؟ (وقتی دلار پادشاه شد)اگرچه انتشار اوراق قرضه در آمریکا به دوران جنگ استقلال برمیگردد، اما میعادگاه اصلی انتشار وسیع این اوراق، پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۴) است.در پیمان تاریخی «برتون وودز»، کشورهای جهان توافق کردند که دلار آمریکا ارز مرجع جهان باشد. چند دهه بعد (دهه ۱۹۷۰)، آمریکا طرح جدیدی پیاده کرد: سرمایهگذاری دلار در بازارهای نفت (پترودلار) و انتشار انبوه اوراق قرضه.آمریکا به بقیه دنیا گفت: «شما صادرات کنید و دلار به دست بیاورید. اما دلارهایتان را زیر بالش نگذارید! آن را به ما قرض بدهید و اوراق قرضه بخرید تا سودِ بیخطر بگیرید(یک چیزی در مایههای همان سود بانکی خودمان که پیرمردها و پیرزنها از بانکها میگیرند). آمریکاییها هم با این پول هزینههایشان را تامین میکردند.»این مدل مالی تا چند دهه مثل یک ساعت سوئیسی کار کرد:- آمریکا توانست بدون ترس از تورمِ آنچنانی، کسری بودجههای سنگین ایجاد کند، چون جهان همیشه خریدار این بدهیها بود.- به دلیل امنیت بالای اقتصاد آمریکا، نرخ سود پرداختی روی این وامها بسیار پایین بود.💢 ماحَصَلی به نام بدهی ۳٩ تریلیون دلاریمشکل از زمانی شروع شد که خرجهای دولت آمریکا از کنترل خارج شد و بدهی ملی آمریکا از ٣٩ تریلیون دلار عبور کرد. حالا سود پرداختی بابت این بدهیها، به یکی از بزرگترین ارقام در بودجه سالانه آمریکا تبدیل شده است.💢 چگونه بحران خلیج فارس بر بورس والاستریت تاثیر میگذارد؟حالا میتوان تصویر کامل را دید. وقتی در تنگه هرمز بحرانی رخ میدهد، دومینوی مالی زیر به حرکت درمیآید:١- تنش در تنگه هرمز٢- جهش قیمت جهانی نفت (حتی با وجود تولید بالای آمریکا)٣- افزایش تورم در پمپبنزینها و فروشگاههای آمریکا۴- مجبور شدن فدرال رزرو (بانک مرکزی) به بالا نگه داشتن نرخ بهره۵- سقوط ارزش اوراق قرضه قدیمی و افزایش سود اوراق جدید۶- فشار فوقالعاده سنگین بر بودجه دولت آمریکا برای پرداخت سود بدهیها💢 چرا این مسئله پاشنه آشیل واشنگتن است؟وقتی نرخ بهره به دلیل تورمِ نفتی بالا میماند، دولت آمریکا مجبور میشود برای جلب خریدار برای اوراق جدیدش، سودهای بسیار بالاتری (مثلاً ۵ یا ۶ درصد) پیشنهاد دهد. ضرب کردن این درصدها در بخش بزرگی از بدهی ۳٩ تریلیون دلاری، یعنی دولت آمریکا باید سالانه صدها میلیارد دلار بیشتر فقط بابت سود بدهی بدهد؛ پولی که باید خرج آموزش، بهداشت یا زیرساختها میشد!بزرگترین تولیدکننده نفت بودن یا حتی تصاحب منابع نفتی بیشتر، آمریکا را از قوانین بازار آزاد جهانی معاف نمیکند.اوراق قرضه، جادویی بود که به آمریکا اجازه داد با پول بقیه دنیا ابرقدرت شود. اما امروز، تنگه هرمز کلید جرقه تورم جهانی است؛ نشانه رفتن این کلید، بلافاصله از طریق جهش قیمت نفت، نرخ بهره را بالا میبرد و ماشین بدهی سنگین آمریکا را به مرز ناپایداری و بحران نزدیکتر میسازد.✍ مجید بیرانوند | روزنامهنگار@sedayelorestan



