هر چیزی که ظاهر میشود ، آن گونه که به نظر می رسد نیست. ما درگیر ظواهر می شویم ، واکنش نشان می دهیم و فکر می کنیم چیزی اشتباه است ؛ اما با شناختِ طبیعت حقیقی خود ، همه چیز روشن می شود.آنچه ما حقیقت می پنداریم ، اغلب فقط یک ظاهر است. با شناخت حقیقتِ خود ، ترس و قدرتِ چیزهایی که ما را اسیر کرده اند ، از بین می رود. #رابرت_آدامز@sedaye_daron
گاهی فکر میکنیم اگر زندگیمان را تغییر دهیم، خودمان هم تغییر خواهیم کرد.شهرمان را عوض میکنیم.آدمهای اطرافمان را تغییر میدهیم.به محیطی تازه میرویم.سفر میکنیم و حتی از زندگی قبلیمان فاصله میگیریم...اما اکهارت توله یک سؤال مهم میپرسد:چه مقدار از خودِ شرطیشدهتان را با خودتان به این زندگی جدید آوردهاید؟اگر خشم، ترس، اضطراب، قضاوت یا الگوهای قدیمی درون ما باقی مانده باشند، ممکن است حتی در زیباترین و متفاوتترین محیط هم همان زندگی قبلی را تجربه کنیم.چون مشکل همیشه در محیط نیست؛گاهی نحوه تجربه کردن ماست که همراهمان به همهجا میآید.«هر جا که بروید، خودتان هم آنجا هستید.»شاید تغییر واقعی زمانی آغاز شود که به جای تغییر دادن مداوم بیرون، ببینیم چه چیزی در درون ما هنوز همان الگوهای قدیمی را تکرار میکند.#اکهارت_توله@sedaye_daron
نشخوار فکری فقط مجموعهای از افکار منفی نیست؛ بلکه یک چرخه عصبی-روانی است که هر بار با تکرار شدن، مسیرهای عصبی مرتبط با اضطراب و استرس را فعالتر میکند. به همین دلیل، هرچه بیشتر درگیر این افکار میشویم، رها شدن از آنها دشوارتر به نظر میرسد.خبر خوب این است که مغز انعطافپذیر است. با تمرین مهارتهایی مانند آگاهی از لحظه حال، تنفس آهسته و عمیق، پذیرش احساسات بدون قضاوت و هدایت آگاهانه توجه، میتوان این چرخه را بهتدریج ضعیف کرد. این کار به فعال شدن سیستم عصبی پاراسمپاتیک کمک میکند؛ بخشی از سیستم عصبی که مسئول آرامش، بازیابی و تنظیم هیجانهاست.به یاد داشته باشید، هدف این نیست که هرگز افکار منفی نداشته باشید؛ هدف این است که اجازه ندهید آن افکار کنترل زندگی شما را در دست بگیرند. هر بار که آگاهانه چرخه نشخوار را متوقف میکنید، در واقع در حال آموزش دوباره مغز و تقویت مسیرهای عصبی سالمتر هستید. تغییر، نتیجه یک تصمیم لحظهای نیست؛ بلکه حاصل صدها انتخاب کوچک و آگاهانه است که به مرور زمان، ذهنی آرامتر و زندگی رضایتبخشتری میسازند.@sedaye_daron
اگر نتوانید فکر کردن را متوقف کنید، چه کسی کنترل زندگیتان را در دست دارد؟بیشتر انسانها تصور میکنند ذهن، خودِ واقعی آنهاست؛ اما اکهارت توله میگوید این بزرگترین توهم است.ذهن قرار بود ابزاری برای حل مسئله باشد، نه اینکه کنترل زندگی را به دست بگیرد.اگر هر زمان که بخواهید نتوانید فکر کردن را متوقف کنید، شاید این شما نیستید که از ذهن استفاده میکنید؛ بلکه ذهن است که از شما استفاده میکند.لحظهای از خودتان بپرسید:آیا دکمه خاموش ذهنم را پیدا کردهام؟#اکهارت_توله@sedaye_daron
ذهن فقط می تواند دوگانگی را تصور کند، روز و شب جدا از هم است ذهن نمی تواند تصور کند که روز فقط شکل دیگری از شب است.نور فقط کمتر تاریک است و تاریکی فقط کمی کمتر نور دارد تمایز بین آنها دوگانگی نیست بلکه فقط در نسبیت است. آنها یکی هستند به همین دلیل است که خیلی آسان، شب به روز تبدیل می شود، روز به شب تبدیل می شود. اگر دوگانگی بود، ممکن بود شب بگوید نمیخواهم بروم، یا خورشید می گفت بس است، امروز می روم برای ماهیگیری. اما آنها جدا نیستند آنها فقط فازهای یک انرژی هستند. زندگی و مرگ نیز به همین ترتیب است. دو فاز انرژی یکسانند، مرگ پایان زندگی نیست. مرگ خود بخشی از زندگی است و زندگی ادامه دارد..✍️اشو@sedaye_daron
گاهی آنقدر درگیر فکرهایمان هستیم که دیگر نمیتوانیم احساسات خود را بهوضوح احساس کنیم.اکهارت توله پیشنهاد سادهای دارد:توجهت را به بدن برگردان.بدنت را از درون احساس کن.به میدان انرژی درونی بدنت توجه کن؛ بدون اینکه بخواهی چیزی را تغییر بدهی یا تحلیلی درباره آن انجام دهی.وقتی توجه از ذهن و افکار به بدن منتقل میشود، کمکم ارتباطمان با احساسات نیز بیشتر میشود.شاید لازم نباشد همیشه احساساتمان را با فکر کردن درباره آنها پیدا کنیم؛گاهی کافی است ساکت شویم و آنچه همین حالا در بدنمان جریان دارد، احساس کنیم.همین توجه ساده میتواند دریچهای به سوی حضور و آگاهی باشد.@sedaye_daron