در طول تاریخ روسپی خانه ها یکی از پرماجرا ترین و عجیب ترین مکان های یک جامعه بودند، درکنار اینکه جا…
انتشار: 2026/07/22 09:41 UTC
در طول تاریخ روسپی خانه ها یکی از پرماجرا ترین و عجیب ترین مکان های یک جامعه بودند، درکنار اینکه جایی برای عیش و نوش و لذت طلبی بودند، به واسطه اینکه محلی برای فراغت آدم های مشهور و خاص به حساب میومدند همیشه داستان ها و حاشیه های خاص خودشان را هم داشتند، قتل…به هرحال کیتی اشمیت را به برلین می فرستند و در بازداشت زیر فشار و خشونت مجبور می شود بین زندان و اردوگاه کار یا قبول کردن خواسته نازی ها گزینه دوم را انتخاب کند. بعد روسپی خانه کیتی را که به سالن کیتی معروف بود آماده میکنند، اتاق ها بازسازی شدند و در تمام اتاق ها دستگاه شنود کار گذاشتند، حدود 50 میکروفون در جاهای مختلف نصب کردند، زیر ساختمان هم یک جایی درست کردند که نیروهای نازی 24 ساعته صحبت های آنها را گوش کنند و موارد مهم را یادداشت کنند. 5 نفر را برای اینکار استخدام کرده بودند.اس اس حالا باید دنبال دخترانی می گشت که بتواند از آنها در این پروژه استفاده کند، والتر شلنبرگ که اخرین رئیس سازمان اطلاعات آلمان نازی بود مامور این پروژه میشود و در بخشنامه ای که مهر فوق محرمانه داشت از دفاترشون در برلین درخواست همکاری کرددخترها باید این خصوصیات را می داشتند: زیبا باشند، باهوش باشند، زبان های خارجی بلد باشند، و ملی گرا باشند، بلافاصله تعداد بالایی از روسپی های برلین را بازداشت کردند که از بین آنها کسانی که همچین خصوصیاتی دارند جدا کنند، بعضی منابع هم میگویند حتی از زنان و دختران تحصیلکرده و سطح بالای جامعه هم برای این داستان استفاده کردند.بعد از انتخاب گزینه ها آموزششان شروع شد که به آنها یاد می دادند چطور رفتار کنند، چطور عمل کنند که طرف را اغوا کنند، بتوانند دیالوگ ها را از مکالمات احساسی و جنسی به سمت اطلاعات مهمتر و به درد بخورتر ببرندبه آنها درجه ها و نشان های نظامی ، لباس های مختلف نظامی را یاد دادند که بتوانند پست و مقام طرفشان را تشخیص بدهند، بفهمند دقیقا با کی طرف اند. البته به آنها در مورد دستگاه شنود و میکروفون هایی که در اتاق ها بود چیزی نگفتد و باید بعد از هر قرار یک گزارش از آن چیزی که فهمیدند ارائه میکردند، با این روش خود آن دختران هم اگر میخواستند زیرآبی بروند از مکالمات ضبط شده شان لو میرفتند. تمام مکالمات و عکس ها که ضبط میشد مستقیما به دست شلنبرگ می رفت و او هم به هایدریش گزارش می داد.یک مدتی که گذشت کار را یک لول بالاتر بردند، دفتری آماده کردند که عکس و مشخصات بهترین دخترای سالن بود، 20 نفر از بهترین ها را در این دفتر لیست کرده بودند که قرار بود فقط به افراد خاص و ویژه سرویس بدهند، این دفتر را فقط به کسانی نشان می دادند که موقع ورود اسم رمز را گفته باشند: من از روتنبرگ میام، یعنی یک موقعیت خاص است که باید یکی از آن بیست نفری که انتخاب میکند به سراغ او برونداین رمز هم شلنبرگ بین نیروهای عالی رتبه و خاص دست به دست کرده بود تا مقامات سرشناس را به دام بیندازد، با این کاری که کردند سالن کیتی و خدماتشان معروف تر و محبوب تر شد، بخصوص بین نظامی ها و مقامات سیاسی. مقامات سرشناس میخواستند این دفتر مخصوص را ببینند و با یکی از بهترین های سالن کیتی وقت بگذرانند.مشتریان سرشناسیکی از مشتریان Galeazzo Ciano، داماد دیکتاتور ایتالیایی بنیتو موسولینی و وزیر امور خارجه ایتالیای فاشیست بود که اتفاقا دختری که با او بود خیلی خوب کارش را انجام داد و مشخص شد او چندان هم نظر مثبتی به پیشوا ندارد. در صحبت هایش از شوخی هایی گفته بود که با پدر زنش درمورد هیتلر انجام میداده و پیشوای نازی ها را دلقک کوچک مضحک خطاب میکردند و می خندیدندیا یکی دیگر از ژنرال های اس اس، سپ دیتریش بود، ایشان که ظاهرا خیلی هم خوش اشتها بودند، 20 دختری که در آن دفتر بودند را برای یک شب رزرو کرد و تا صبح با آنها وقت گذراند ولی کوچیک ترین حرفی نزده بودیکی دیگر از مقامات سرشناس که پایش به این سالن باز شد گوبلز بود، که طبق اسنادی که منتشر شده ظاهرا خیلی علاقه داشته رابطه دختران را با هم تماشا کند، از گوبلز هم چیز خاصی در نیامد و امروز می دانیم که یکی از وفادارترین های حزب نازی بود، اما با وجود این وفاداری و اینکه به عنوان یک عضو ارشد حزب باید به این ایده پایبند میبود که رابطه جنسی صرفا برای تولید مثل است، اما مسیر دیگه ای پیش گرفت و از آنجایی که رسانههای آلمانی را کنترل میکرد در نهایت به هر بازیگری و چهره سرشناسی که میخواست پیشنهاد رابطه میداد آنقدر که بین این قشر به خروس معروف شده بود.البته فقط گوبلز نبود که برخلاف منشوری که خودشان مشخص کرده بودند عمل میکردند، “هاینریش هیملر” با اینکه متاهل بود با “کارولین دیهل” خواننده اهل مونیخ رابطه پنهانی داشت. حتی با منشی اش “هدویگ پوتاست” که خرگوش کوچولو صدایش میزد هم در رابطه بود.“مارتین بورمان” رهبر سازمانی حزب نازی و از نزدیکان هیتلر هم با اینکه 10تا بچه داشت با یک بازیگر در رابطه بود و حتی همسرش هم از این قضیه خبر داشت.

