در طول تاریخ روسپی خانه ها یکی از پرماجرا ترین و عجیب ترین مکان های یک جامعه بودند، درکنار اینکه جا…
انتشار: 2026/07/22 09:40 UTC
در طول تاریخ روسپی خانه ها یکی از پرماجرا ترین و عجیب ترین مکان های یک جامعه بودند، درکنار اینکه جایی برای عیش و نوش و لذت طلبی بودند، به واسطه اینکه محلی برای فراغت آدم های مشهور و خاص به حساب میومدند همیشه داستان ها و حاشیه های خاص خودشان را هم داشتند، قتل های مرموز، دیدارهای محرمانه و حتی تصمیم گیری های مهم مملکت گاها در همین مکان ها انجام میشد، حالا بدنیست بدانید وقتی هیتلر و نازی ها در آلمان قدرت گرفتند، یکی از همین روسپی خانه ها به اسم سالن کیتی تبدیل شد به محلی برای جاسوسان از مهمانان ویژه و خاصی که برای وقت گذراندن به آنجا میرفتنداز سال 1932 که نازی ها در آلمان به قدرت رسیدند تقریبا تمام روسپی خانه های کشور را تعطیل کردند و کسانی که همچین خدماتی را میدادند بازداشت میکردند، نازی ها معتقد بودند که رابطه بین زن و مرد صرفا باید در چارچوب خانواده و برای فرزندآوری برای اهداف حزب و تولد فرزندانی با خون آریایی باشد نه خواسته های نفسانی. حتی هیتلر در کتاب اش تحت عنوان “نبرد من” روسپیها را “ننگ بشریت” خوانده بود. این در حالی است که تا قبل از آن روسپی خانهها و مراکز استریپ تیز در تمام شهرها فعال بودند و یک تجارت به حساب می آمد، خیلی ها از این راه امرار معاش میکردند.اما با وجود این ممنوعیت و قوانین سفت و سختی که برای آن ها گذاشته بودند، یک جاهایی مجبور شدند نرمش به خرج بدند، مثلا در زمان بازی های المپیک تابستانی سال 1936 برای جذب تماشاگران خارجی به چندهزار نفر از این روسپی ها مجوز دادند که بتوانند به توریست ها سرویس بدهند.“هاینریش هیملر” فرمانده نیروهای اس اس هم در جایی گفته بود: ما سعی کردیم سخاوتمند باشیم چون نمی توانیم از یک سمت جلوی همجنسگرایی را بگیریم از سمتی هم راه های خروج از این وضعیت را مسدود کنیم.سالون کیتیدر اواخر دهه 1930، یکی از روسپی خانه هایی که مجوز فعالیت داشت “سالون کیتی” بود، یک روسپی خانه شیک در یک محله باکلاس برلین، مشتریان همیشگی اش، مقامات آلمانی، دیپلمات های خارجی، صنعتگران برجسته، کارمندان عالی رتبه دولتی و اعضای ارشد حزب نازی بودند، مدیرش خانمی بود به اسم مادام کاترینا زامیت، معروف به کیتی اشمیت. “کیتی اشمیت” خیلی علاقه سفت و سختی به نازی ها نداشت و چه بسا با بعضی سیاست های نژادپرستانه آن ها هم مخالف بود.استفاده از Salon Kitty برای اهداف جاسوسی ایده هایدریش، ژنرال برجسته اس اس و رئیس پلیس آلمان نازی بود. او میخواست یک جایی را پیدا کند که بتواند از افراد سرشناس حزب جاسوسی کند، یک جایی که ممکن بود این آدم ها بدون ترس درد و دل کنند، و چه جایی و چه زمانی بهتر از وقتی که مست و سرخوش کنار یک زن خوابیدن و احساساتشان بهشان غلبه کرده است؟ ایده این بود که مهمانان برجسته را به آنجا ببرند و با نوشیدنی و دختران رنگارنگ مستشان کنند و سعی کنند از آن ها اطلاعات بگیرند، شنودشان کنند، مطمئن شوند که آیا واقعا این آدم ها برای حزب قابل اعتمادند یا نه. البته اینکار محدود به اعضای داخلی حزب نبود، حتی سیاستمداران و چهره های خارجی هم شامل میشد، می توانستند بفهمند دقیقا چه کسی دوست است چه کسی دشمن.سال 1939 بود که به سراغ کیتی اشمیت رفتند و داستان را به او گفتند، گفتند ما همچین برنامه ای داریم ، کیتی روی خوش نشان نداد، موافق همچین کاری نبود، اما از آن طرف هم میدانست که این پیشنهاد نیست، درخواست نیست، نیامدند که از او اجازه بگیرند، نمی توانست نه بیاورد، این تصمیم گرفته شده بود.او تصمیم به فرار میگیرد که به لندن برود و در آنجا کارش را ادامه بدهد، در آنجا یک روسپی خانه جدید بزند، برای چندتا از دوستان پول فرستاد و چندتایی از دخترانش را با پول هایی که در لباس زیرشان دوخته بود راهی انگلیس کرد و خودش هم آماده فرار شد، اما نزدیکی های مرز هلند بود که بازداشت میشودالبته یک روایت دیگر میگوید کیتی اشمیت پس از جنگ جهانی اول، اولین فاحشه خانه خود را در برلین افتتاح میکند. رابطه جنسی تجاری در جمهوری وایمار که بعد از فروپاشی امپراتوری آلمان تشکیل شده بود قانونی بود، اما با روی کار آمدن نازی ها جرم انگاری شد و به شدت تحت نظارت قرار گرفت. وقتی که کیتی در سال 1935 یک موسسه جدید افتتاح کرد، آن را به عنوان یک خوابگاه در اسناد رسمی معرفی کرد تا اینکه نازی ها بو بردند.بعد از آن تصمیم میگیرد به لندن برود و در آنجا کارش را ادامه بدهد، یک مشتری ثروتمند ایتالیایی آماده بود تا به کیتی در برنامه فرارش کمک کند، اما تلگرافی که او برای آماده سازی سفرش فرستاد، رهگیری شد و به اس اس داده شد. و بابت اینکه از طریق دخترانش پنهانی پول و ارز را از کشور خارج میکرد بازداشت میشود. بعد از بازداشتش بود که هایدریش به فکر همچین کاری می افتد و به او پیشنهاد میدهد در عوض بخشش با آنها همکاری کند.

