🔴 سرمایه نه فقط از مرزهای اخلاقی، بلکه از مرزهای صرفاً جسمانی روز کار نیز فراتر میرود. زمان لازم…
انتشار: 2026/08/02 18:30 UTCدریافت: 2026/08/12 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 17:37 UTC
🔴 سرمایه نه فقط از مرزهای اخلاقی، بلکه از مرزهای صرفاً جسمانی روز کار نیز فراتر میرود. زمان لازم برای رشد، تکامل و حفظ سلامت بدن را غصب میکند. | عکسنوشته ۸ چراغ قرمز تازه سبز شده، اما راننده نا ندارد پایش را از روی کلاچ بردارد؛ سالها فشار دادن پدال و کلاچ و ترمز کردن، استخوانها و بافت را در خود کشیده و پای راننده را دچار چنین ورمی کردهاست. این تصویر که برایمان ارسال شده، متعلق به راننده اتوبوسی در تهران است و رنج چندینسالهی رانندگان ماشین سنگین را بازگو میکند؛ رانندگانی که شاید سالها از سن بازنشستگیشان گذشته، رانندگانی که شاید ساعتها بیشتر از محدودهی قانونی هشتساعتهی کار پشت فرمان بنشینند و رانندگانی که شاید با دیسک کمر و مفصلدرد و توصیههای پزشک که «باید استراحت کنی»، باز سر کار میآیند؛ نه از سرِ میل، که برای پر کردن فاصلهی دستمزدِ حداقلی با هزینههای سرسامآور زندگی.نظم سرمایهداری ادعای قانونمندی دارد؛ کار را هشت ساعت تعریف میکند، برای دستمزد حد و حدود و استاندارد تعریف میکند و هزار جور ماده و تبصره در خصوص رفاه و حقوق کارگر به بندهای قانون اضافه میکند. اما در این نظم، قوانینِ روی کاغذ، تنها دیواری کوتاهتر از حقوق نیروی کارند تا نرخ انباشت سرمایه هیچگاه ترک برندارد. وقتی دستمزد کارگر به آخر ماه نمیرسد و تورم هر روز بالاتر میرود، مگر راهی باقی میماند جز بیشتر پشت فرمان نشستن و اضافهکاریِ اجباری، تا جایی که دیگر بدن «هشدار» ندهد، بلکه بهیکباره زمینت بزند؟ آن هم در وضعیتی که بیمه قابل اتکایی برای درمان مناسب وجود ندارد.دادهها نشان میدهند که ۶۹ درصد رانندگان اتوبوس در ایران، دستکم در یکی از اندامهای بدنشان دچار اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند؛ ۴۵ درصدشان از ناحیهی کمر آسیب دیدهاند، ۴۲ درصدشان دچار آسیب در گردن هستند، و شانه و مچ دستِ ۱۵ درصدشان درگیر فرسودگی مزمن است. فراتر از استخوانها، ساییدگی به درون جانِ انسان نفوذ میکند: ۴۶ درصد این کارگران از خوابِ کافی محرومند و ارتعاشِ مداومِ جاده، آنها را دچار فشار خون و افزایش ضربان قلب کردهاست.فرسودگی بدن کارگر در نظمی که برای «کسب سود» چیده شده، طبیعی و ناگزیر انگاشته میشود و کسی آن را ایراد نمیداند. سود شرکتها و فرمولهای حملونقل شهری با فرسوده شدنِ تنِ انسانها تنظیم شده است. در این نظم، انسان به ابزاری برای مصرف تقلیل مییابد؛ مثل چرخدنده، مثل پیچ و مهره. برای کارفرمای سرمایهدار، تنِ کارگر فرقی با ماشینآلات ندارد؛ تا زمانی که کارایی دارد از آن کار کشیده میشود، و هنگامی که زیر فشارِ کار فرسوده شد، گویی باید کنار گذاشته شود تا قطعهای تازه جایگزینش گردد.چراغ سبز میشود و پایی که دیگر حس ندارد، به هر ضرب و زوری که هست روی کلاچ فشار میآورد. سیستم تا آخرین قطرهی شیرهی جانِ این تن را مکیده است. فردا که بدن این راننده خالی کند و زمینگیر شود، سیستم دهها جویای کار دیگر را پشت در ذخیره دارد تا دندانهای خونآشامیاش را بر تنشان فرو کند. تا کی قرار است چرخِ این شهر روی استخوانِ آدمها بچرخد و چه کسی این ماشینِ فرسودهکننده را از حرکت بازمیدارد؟#مبارزه_طبقاتی #کارگر #فرسودگی_بدن #سرمایهداری @SarKhatism

