پستهای تلگرام @sarkhatism
انتشار: 2026/08/07 16:15 UTCدریافت: 2026/08/12 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 17:37 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 5 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — سرخط
🔴 مترو که رایگان شد، چه چیزی لو رفت؟چندین ماه است که هر روز صبح، سوار مترو شدیم بدون اینکه دست به جیب ببریم. نه کارتی کشیدیم، نه بلیتی خریدیم، نه نگرانِ شارژِ اعتبار بودیم. فقط رفتیم ایستگاه، سوار شدیم و رسیدیم. قطار همان قطار بود. شلوغی همان شلوغی. رانندهها همان رانندهها بودند و سیستم همان سیستم. نه ریلها از کار افتادند، نه شهر متوقف شد، نه حملونقل فروپاشید. فقط یک چیز تغییر کرده بود: برای رفتن به سرکار، دیگر مجبور نبودیم هر روز پول پرداخت کنیم.همین تجربهی ساده، یک سؤال مهم را پیش کشید: آیا هر چیزی که برای زندگی ضروری است، باید به یک کالا تبدیل شود؟متن کامل را اینجا بخوایند:https://shorturl.at/qDnWL#متروی_رایگان #خدمات_عمومی #حق_به_شهر@sarkhatism
🔴 نامهای از سیامک امینی در نهمین سال حبس سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ سالهی محبوس در زندان اوین، هماکنون نهمین سال زندان خود را سپری میکند. او در حال حاضر در حال سپری کردن حکم چهار سال و سه ماه حبس خود است که از مرداد ۱۴۰۳ به اجرا درآمده. وی در دیماه…
🔴 نامهای از سیامک امینی در نهمین سال حبسسیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ سالهی محبوس در زندان اوین، هماکنون نهمین سال زندان خود را سپری میکند. او در حال حاضر در حال سپری کردن حکم چهار سال و سه ماه حبس خود است که از مرداد ۱۴۰۳ به اجرا درآمده. وی در دیماه ۱۴۰۲ با هجوم ماموران به منزلش بازداشت و بعدتر به اتهامات «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی/خارجی» و «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد. این زندانی سیاسی پیش از این نیز بارها سابقهی بازداشت و حبس داشته است و در دههی شصت نیز حدود پنج سال از زندگی خود را در زندان سپری کرده بود. لازم به ذکر است که سیامک امینی مبتلا به بیماری خودایمنی است و در زندان از خدمات درمانی مورد نیازش محروم است. متن نامه:ستمگر از هوسِ پنداشتِ کشتن است، درمانش؛ ولی تاریخِ فردایی فروگیر است گریبانشاینک که نهمین سال زندان را سپری میکنم، گرچه فاصلهی چهل سال قبل با امروز بهاندازهی یک عمر است، آن چیزی که همواره وجود دارد، سرکوب، فشار، کشتار و بیتوجهی به حقوق اولیهی زندانیان سیاسی است؛ حقیقتی با این تفاوت که فقط شکلش تغییر کرده است.در هر دوره از زندان، شاهد جنگ بودم؛ جنگی که همیشه بهانهی خوبی بود برای سرکوب هر صدای اعتراضی به بیعدالتی، فقر و فساد، و البته مخالفت با جنگ. چرا؟ چون جنگ جیبِ بزرگِ سرمایهداران را هر روز پرتر میکند و سفرهی خالی زحمتکشان را خالیتر. اینجاست که جملهی معروفِ «جنگ نعمت است» را لحظهبهلحظه در زندان به نظاره مینشینم.هنوز لحظاتی از بمباران اوین توسط صهیونیستها نگذشته بود که در جواب کمک زندانیان به پزشکها و افراد آسیبدیده، ما را با پابند و دستبند و تهدید، به زندان دیگری منتقل کردند. فشارها در مواردی چون بهداشت و درمان، عدم اعزام به بیمارستان حتی برای بیماران لاعلاج و تحت شیمیدرمانی، اجباریتر شدنِ پوشیدن لباس فرم زندان و بستن پابند و دستبند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و حکمهای زنجیرهای با بالاترین حد قابلتصور، بازرسیهای بدنی بیمورد، ورود پیدرپیِ گارد به بندها، قطع ملاقات، نبود کتابخانه و کارگاههای کار، محدود کردن افراد در سالنهای دربسته، پایین آمدن کیفیت و کمیت غذای جیرهی دولتی، کاهش اجناس فروشگاه، نبود لوازم ورزشی، و موارد زیاد دیگری را شاهدم.با ایجاد همهی این محدودیتها، زندانیان سیاسی-عقیدتی همواره در دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری کردهاند و موجی از فریادند؛ موجی که همهی پلیدیها و آلودگیها را به ته دریا خواهد برد و به نابودی خواهد کشاند.ما زندانیان، وامدارِ قهرمانانی هستیم که جان شیرین خود را در مبارزه با امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع فدا کردند و نزدیک به چهل سال از عمرشان را در همین سیاهچالهها سپری کردند. بیش از یک قرن است که این پرچم با شهامت و مقاومتِ آنها برافراشته است و هرگز به زمین نخواهد افتاد، تا فتحِ قلهی آرزوها و آزادیِ انسانها از تمامِ بندها.مرداد ۱۴۰۵#سیامک_امینی #زندانی_سیاسی @sarkhatism
🔴 دریا، بندر و جنگ ویرانگرردِ جنگ در زندگی بندرنشینان فلسطین، ایران و ایتالیااز متن: محمود فلسطینی؛ عبدالله ایرانی؛ کارگر غربی اعتصابکننده در بندری دور از میدان جنگ؛ زبانهایشان متفاوت است؛ مرز از هم جدایشان میکند؛، دولتها و پرچمهایشان بر هم تیر و آتش میکشند؛ اما جایگاهشان در این جهان یکسان است: آنها کسانی نیستند که جنگ را طراحی میکنند؛ کسانیاند که هزینهی آن را با کار، معاش و جان خود میپردازند.برای محمود، جنگ یعنی قایقی که ابزار زنده ماندن خانوادهاش بود و دیگر وجود ندارد. برای عبدالله و صیادان جاسک، یعنی سالها کار و سرمایهای که در چند ساعت به خاکستر تبدیل شد. برای کارگر بندر جنوا، یعنی قرار گرفتن در برابر تناقضی بنیادین: نیروی کاری که هر روز صرف حرکت دادن جهان میشود، ممکن است در خدمت چرخهای قرار گیرد که زندگی دیگر کارگران را نابود میکند.متن کامل را اینجا بخوانید:https://shorturl.at/t3wJj#جنگ #تهاجم_امپریالیستی #کارگران_بندر


