تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-16 07:45 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
موسسه داستان سار کد ثبت 1826📝دبیر انجمن: محسن یاوری♦برای آموزش داستان نویسی پیام دهید؛@Mohsen1990MYپیج رسمی موسسه داستان سار:instagram.com/saranjoman🕘اجرای صوتی بهترین داستانهای دنیا♦️آیدی جهت اجرای داستان@goudarzisepideh
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 97 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
#قلمکاری روی پارچه#هنر#ایران♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjomanهنر غبار زندگی روزمره را از روح می زداید. #پیکاسو
میخواهم ببوسمت اگر این شعرهای شعلهورم دهانی بگذارندمیخواهم دستت را بگیرم اگر که دست دهد این دست این قلم، دستی بگذارنداینان به نوشتن از تو چنان معتادندکه مجسمهها به سنگ و سربازان به خیالات پیروزی♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman🎙 شعر و صدا : محمد شمس لنگرودی 💽 آلبوم : دایره بیپایان
ما به طور مرتب خانه را مرتب میکنیم.کمدها را مرتب میکنیم. وسایل غیرضروری را دور میریزیم. فضا برای چیزهای جدید آزاد میکنیم.اما به دلایلی، تقریباً هرگز همین کار را با افکار خودمان انجام نمیدهیم.در حالی که دقیقاً در آنجا میتواند سالها خشمهای قدیمی، احساس گناه، انتظارات دیگران و باورهایی که از مدتها پیش دیگر متعلق به ما نیستند، باقی مانده باشد.«من باید به تنهایی از پس کارها بربیایم.»«نمیشود کسی را ناامید کرد.»«اول دیگران، بعد من.»ما این جملات را آنقدر تکرار میکنیم که دیگر متوجه نمیشویم: اینها دیگر افکار ما نیستند. اینها عادتهایی هستند که زمانی به ما کمک کردند زنده بمانیم، اما امروز فقط مانع زندگی کردن ما میشوند.گاهی اوقات مهمترین نظمدهی با یک نظافت کلی در خانه شروع نمیشود.بلکه با این سوال آغاز میشود: «آیا این فکر واقعاً متعلق به من است؟ یا آنقدر مدت طولانی با آن زندگی کردهام که دیگر متوجه آن نشدهام؟»♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
شعری از کاظم بهمنیبا اجرای: نغمه آطاهریان@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
🌱 هنرِ تمام کردن، شاید یکی از مهمترین مهارتهایی باشه که باید در زندگی یاد بگیریم.ما معمولاً شروع کردن رو بلدیم؛ شروع یک رابطه، یک مسیر، یک شغل یا یک تصمیم تازه. اما کمتر یاد گرفتهایم چطور چیزی رو که دیگه برای ما نیست، با آگاهی و احترام به پایان برسونیم.گاهی چیزی که پایان رو دردناک میکنه، خودِ رفتن نیست؛ حرفهای نگفته، احساسات ناتمام، دلخوریهای حلنشده و بخشی از وجودمونه که هنوز در گذشته گیر کرده.تمام کردنِ سالم یعنی نه گذشته رو انکار کنیم و نه تا ابد در آن بمانیم. یعنی بپذیریم چه اتفاقی افتاده، سهم خودمون رو ببینیم، از تجربهاش چیزی یاد بگیریم و اجازه بدیم مسیر زندگی ادامه پیدا کنه.🌱 بعضی چیزها قرار نیست تا آخر عمر با ما همراه باشن؛ بعضیها فقط اومدن تا چیزی به ما یاد بدن و بعد، نوبت رها کردنشونه.شاید گاهی رها کردن، بیوفایی به گذشته نباشه؛ احترام گذاشتن به خودِ امروزمونه. ♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
هر جا این خاک را لمس کنمضربانی از زندگی زیرِ غبار مییابمبرادری، دوستی، روحی فراموش شدههمه در ریشههای این سرزمین پنهاننداین فقط خاک نیستخاطره است، عشق است، خانه است♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#والت_ویتمن ▪️ویدیو: دریاچه ی #زریوار (زریبار)، مریوان
در روزهایی که جنگ به خانه آمده بود.کتاب تازه من «شاید آخرین حرف ها» با نشر ثالث منتشر شد. من با کتاب شاید آخرین حرفها خواسته ام صدای کسانی باشم که تاریخ آنها و رنجشان را نادیده گرفته است. برای پیداکردن این ناداستانها، ماهها و روزها و ساعتهای زیادی را صرف جستوجو و خواندن روایتهای بیشماری از جنگهای مختلف کردهام. وقتی این روایتها مثل تکههای پازل کنار هم قرار میگیرند، یک مفهوم بزرگ بهوضوح آشکار خواهد شد و آن اینکه فرقی نمیکند که تاریخ شما را سمت برندهٔ ماجرا بگذارد یا سمت بازنده، فرقی نمیکند که شما آن خلبان بمبافکنپی۴۷ آمریکایی باشید که بمبها را روی سرمان میریزد یا جزو آدمهایی باشید که در شهرمان عزیزانی را از دست دادهاند، شما در نهایت بازندهاید و سهمتان فقط کابوس است و جنگ در نهایت برای آدمهای معمولی برندهای نخواهد داشت. همانطور که در روایت «داستان جنگ» یا «کابوسها» در این کتاب خواهید خواند. به امید دنیایی که در آن پرچم صلح همهجا برافراشته شود. سفارش کتاب از ایران کتاب با تخفیف در لینک زیر: https://www.iranketab.ir/book/192241-maybe-the-last-words
☕️قطعهای از کتابدو درويش در راهی با هم میرفتند. يكی بیپول بود و ديگری پنج دينار داشت.درویش بیپول، بیباک میرفت و به هر جايی که میرسيدند، چه ايمن بود و چه ناامن، به آسودگی میخوابيد و به چيزی نمیانديشيد. اما ديگری مدام در بيم و هراس بود كه مبادا پنج دينار را از كف بدهد.بر چاهی رسيدند كه جای دزدان و راهزنان بود.اولی بیپروا دست و روی خود را شستو زير سايهی درختی آرميد. در همين حين متوجه شد که دوستش با خود چه كنم چه كنم میكند!برخاست و از او پرسيد: اين چندين چه كنم برای چيست؟گفت: ای جوانمرد! با من پنج دينار استو اينجا ناامن است و من جرات خفتن ندارم.مرد گفت: اين پنج دينار را به من دِهتا چارهی تو كنم.پس پنج دينار را از وی گرفت و در چاه انداخت و گفت: رَستی از چه كنم چه كنم! ايمن بنشين، ايمن بخسب، و ايمن برو، که آدم فقير، دژیست كه نمیتوان فتحش كرد.📕#قابوسنامه✍#امیر_عنصرالمعالی_کیکاووس_بن_اسکندر_زیاری♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
نگاه پر مهر استاد رادفر عزیز در جلسه رونمایی از کتاب «شاید آخرین حرف ها»_گردآوری و ترجمه: محسن یاوری _نشر ثالث#شاید_آخرین_حرفها #نشر_ثالث #محسن_یاوری #دکتر_عبدالرضا_رادفر
✍️وقتی از مردانگی صحبت به میان می آید، صحبت از یک جنسیت نیست، صحبت از مرامی غیر جنسی و خصلتی عام است که اگر کالبدی را فرا بگیرد مملو از ایثار میشود، مردانگی یک صفتِ گاه بیگاه نیست، عادت و منش و روزمرگی است، آدمی چنان غرق دیگری میشود که شیره ی جانش بی وقفه وقف میشود و با هر عضوی از اجتماع عاشقانه میسازد. کاش میشد برای لحظه ای مردانگی را از اینان دور کرد، کاش میشد آنها را برای لحظه ای متوقف کرد، برای اینکه بتوانند به خودشان نگاهی بیاندازند، نه در آینه و چشمانشان!بلکه اندکی به خستگی و قامت زخمی شان در سایه های بجامانده در دیوارهای شهر، شهری که با مردانگی بیگانه شده …♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#آرمان_گودرزیویدیو از صفحه سعید کیانی مهر
🎠گاه به حادثهای از اسب میافتیم تا پس از آن بر زینِ کارِ واقعیمان بنشینیمگزیده ای از اپیزود بیست و دوم انسانک به نام اسبها ♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#حسام_ایپکچی
اتی در ۲۹ سالگی جان باخت. او معتقد بود که نفرت، بزرگترین تهدید برای روح انسان است. او صراحتاً میگفت که نفرت از نازیها هیچ دردی را دوا نمیکند. از نظر او، نفرت ورزیدن به دشمن، انسان را شبیه به خودِ دشمن میکند. او باور داشت که اگر ما با نفرت به نازیها پاسخ دهیم، دنیای بعد از جنگ نیز همچنان بیمار و آلوده به کینه خواهد بود. برای ساختن یک دنیای جدید، باید این زنجیره قطع شود.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#اتی_هیلسوم
داستان: آبجیخانمنویسنده: صادق هدایتگوینده و تدوینگر: امیر کبیریان@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
فیلم «مغازه گوشه خیابان» (The Shop Around the Corner) یک فیلم کمدی رمانتیک کلاسیک محصول سال ۱۹۴۰ آمریکا به کارگردانی ارنست لوبیچ است که بر اساس یک نمایشنامه مجارستانی ساخته شده و داستان دو همکار در یک مغازه را روایت میکند که در محیط کار چشم دیدن یکدیگر را ندارند، اما بدون آنکه بدانند، از طریق نامهنگاری عاشق هم شدهاند.در این صحنهی کلیدی از فیلم «فروشگاه کنار خیابان» (The Shop Around the Corner)، آلفرد (جیمز استوارت) که متوجه شده همکارش کلارا (مارگارت سالوان) همان نامهنگار عاشق اوست، با طعنه درباره کتابی که او میخواند صحبت میکند. او پس از اشاره به کتاب روی میز، از کلارا درباره کتاب “جنایت و مکافات” داستایفسکی میپرسد و در ادامه به کنایه میگوید که مردم اغلب به ظاهر افراد توجه میکنند و از حقیقت درونی بیاطلاع هستند. ♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#فیلم #داستایفسکی
«تا حالا شده حس کنی توی شلوغترین جمعها، تنهاترین آدم باشی؟ یا احساس کنی دنیا یک تئاتر بزرگه و تو فقط داری تماشا میکنی؟♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
«از کنفوسیوس پرسیدند: برای رهایی از روزگاری سخت وسیاه چه تدابیر عاجلی باید اندیشید؟»او این جواب حیرتآور را داد: «باید کاری کرد که واژهها در معنای درست خود به کار روند. باید محتوای آنها را دریافت. بگذارید امیر امیر باشد، پدر پدر، و انسان انسان. اما مدام به زبان خیانت میشود، و واژهها دیگر با مدلول خود مطابقت ندارند. هستی و زبان از یکدیگر جدا میشوند…وقتی زبان آشفته گردد، همه چیز دچار آفت میشود. وقتی کلمات (نامگذاریها و مفاهیم) دقیق نباشند، حکمها روشن نیست، کارها رونق نمیگیرد، مجازاتها بهجا اعمال نمیشوند و مردم سر از کارها درنمیآورند.» «از این رو، انسان آزاده واژهها را چنان برمیگزیند که هیچ ابهامی پیش نیاید، و حکمهای خود را به صورتی درمیآورد که بتوان بیدودلی آنها را به عمل درآورد. انسان آزاده کمترین ابهامی را در سخنان خود برنمیتابد.»♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#کارل_یاسپرس، #کنفوسیوس، #احمد_سمیعی، تهران، خوارزمی، ۱۳۸۸، صص. ۴۸-۴۹
#احمد_اخوت اول بار در کلاس هشتم دبیرستان با واژهٔ «مشغول» آشنا شدم.البته پیش از این هم در ذهنم بود، اما تشخیص و هویت نداشت. واژهای بود کنار کلمات دیگر که اصلاً نمیدیدمش. در این سال انگار لحظهای از کنار کلمات دیگر برخاست و برایم دستی تکان داد و نشست سر جایش.او را درست اینطور دیدم...♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
روبهروی آینه میایستمو آینه سعی میکندسعی میکندسعی میکنداز این همه خرابه چهره بسازد! ♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#گروس_عبدالملکیان
داستان : عزاداران بیل- داستان سومنویسنده: غلامحسین ساعدیاجرا: پروانه بخشی@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
شاید برای همین دنیای #موراکامی اینقدر موسیقیایی و زندهست؛ چون خودش موقع نوشتن، فقط با کلمات تنها نیست. گربهها کنارشان، موسیقی پخش میشه و کتابها هم همیشه یه گوشهای از این خلوت حضور دارن. 🐈🎧📚شما وقتی تنها میشید، چی بیشتر از همه بهتون آرامش میده؟♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
▪️تماس چشمی بازیگران فیلمهای پیرو پائولو پازولینی با دوربین در قالب راوی یا ناظر♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
📕 نمایشنامه«پرندگان در طویله»شش نمایشنامه از انقلاب مشروطه♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman✍ غلامحسین ساعدی (گوهرمراد)
بهترین حالت سفر، سفر به یک روستای بکر و خوش آبوهواست!مکانی که آسمان شب آن، سرشار از ستارههای بینقاب است و حالوهوای اصیل و جانانهاش، برای تنفس و زندگی کردن جان میدهد...روستایی که تمام گوشههای آن دنج و آرام است،و نسیم خنک شبانگاهش، تداعیکننده تمام احساسات نیکوی دنیاست...جایی که خبری از صدای بوق و هیاهوی گیجکننده اتوبانها نیست!جایی که زیبایی بیپرده ماه را میتوان دید،آوای دلانگیز سکوت را میتوان شنید،گل را میتوان بویید و صفای سبز درخت را میتوان لمس کرد و در آغوش کشید!حالوهوای مصنوعی شهرها چقدر نفسگیر شده است؛ امید و آرزوهای مردم این مکانها، بوی دود و آهن میدهد!لازم است اقدامی صورت گیرد...باید در میان اصالت بکر یک روستای فراموششده،کلبهای ساخت؛ و به دور از هیاهو و آلودگی این روزگار خاکستری، از زندگی لذت برد!♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman✍ #نرگس_صرافیان_طوفان
▪️بخشی از ترجمهی نمایشنامهٔ ریچارد سوم اثر شکسپیر با صدای #عبدالله_کوثری، ادیب و مترجم♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
عزاداران بَیَل - قصۀ دومنویسنده: غلامحسین ساعدیگوینده و تدوینگر: امیر کبیریان@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
#معرفی_فیلمفرشتهای در حسرتِ زندگیِ انسانی...🎥 زیر آسمان برلین(Wings of Desire, 1987)🎬 کارگردان: #ویم_وندرس🌟 با نقشآفرینی:برونو گانتس | سولویگ دومارتن | اوتو زاندرروایتی شاعرانه و فلسفی که با تصویر، سکوت و تأمل، تنهایی، عشق و معنای زیستن را جستوجو میکند.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjomanگوینده: پوریا ملکی#معرفی_فیلم#تحلیل_فیلم#نقد_فیلم#سینما
ال پاچینو: در زندگی هر کس خطهایی هست که وقتی ازشون عبور میکنی، هیچ وقت نمیتونی برگردی و آدم قبل بشی؛ که بهش میگن خط بیبازگشت!♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman-Carlito way 1993-Dir: Brian De Palma
۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹، همزمان با بمباران ورشو، ولادیسلاو اشپیلمان، پیانیست ۲۸ ساله رادیو لهستان، اجرای زنده نوکتورن شوپن را آغاز کرد. با وجود انفجارهای پیاپی، او نواختن را ادامه داد تا اینکه با قطع برق، موسیقی و رادیو هر دو خاموش شدند.اشپیلمان در سالهای جنگ خانوادهاش را در هولوکاست از دست داد و خود نیز با دشواری از مرگ گریخت؛ روایتی که بعدها در خاطراتش و فیلم «پیانیست» بازتاب یافت.در آوریل ۱۹۴۵، با آغاز دوباره فعالیت رادیو لهستان، از او خواسته شد نخستین اجرای زنده را بنوازد. او همان نوکتورن شوپن را انتخاب کرد؛ قطعهای که شش سال پیش، جنگ ناتمامش گذاشته بود.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
شعر:ئه رمه نیشاعر: علی اشرف نوبتیاجرا: امیرکبیریان و سارا بهرامی@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
داستان: عزاداران بیلمجموعه داستان: عزاداران بیلنویسنده:غلامحسین ساعدیاجرا: حمید رضا مهمان نواز♦️کانال انجمن داستان سار@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
👎 چه کم تجربه است آن کس که گمان میکند نشان دادنِ عقل و هوش موجب «محبوبیت» در جامعه میشود! برعکس، این دو خصوصیت نزد اکثریتِ غالبِ مردم خشم و نفرت ایجاد میکند. هر اندازه که نتوانند این خشم و نفرت را ابراز کنند و حتی آن را از خود هم پنهان کنند این احساس شدیدتر میشود. آنچه درواقع میگذرد این است: وقتی کسی برتریِ فکریِ مخاطبِ خود را درک و احساس میکند در نهان و بی آنکه خود بداند نتیجه میگیرد که مخاطب نیز به همان اندازه، حقارت و محدود بودنِ او را درک و احساس میکند. این قیاسِ پنهان، تلخ ترین نوعِ نفرت و خشم و کینه را در او تحریک میکند. پس گراسیان به درستی میگوید که: «تنها وسیلهای که موجبِ محبوبیت میشود این است که آدمی پوستِ کُندذهنترینِ حیوانات(الاغ) را بر تنِ خود بکِشد!»♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman📖 در باب حکمت زندگی»✍️آرتور شوپنهاور
خیال می کنمدچار آن رگ پنهان رنگ ها هستیدچار یعنیعاشق!و فکر کن که چه تنهاستاگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد...چه فکر نازک غمناکی! 🩵اسم اثر: تنهایی الهام گرفته از شعر مسافر #سهراب_سپهری🎨♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjomanکلمه نوشته شده در تصویر کلمه “تنهایی” هست به خط عمودی نویسی استاد #محمد_سعید_نقاشیان
داستان کوتاه «در نمایشگاه»«حسن صانعی»مجلهی «کلک»، سال ۸۰، شمارهی ۱۲۴♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
همان شهر ایرانش آمد به یادهمی برکشید از جگر سرد بادز ایران دلش یاد کرد و بسوختبه کردار آتش رخش برفروخت♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#فردوسی#طاق_بستان#کرمانشاه#ایران
داستان: چنارنویسنده: هوشنگ گلشیریمجموعه داستان: نیمه ی تاریک ماهاجرا: ژاله افشار🔻شما هم می توانید داستان کوتاه های مورد علاقه خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇@shamahmoodi
بحران فقط خودِ اتفاق نیست؛ ابهام درباره آینده هم اضطراب را بیشتر میکند. در چنین شرایطی، تابآوری یعنی سختی را بپذیریم، اما اجازه ندهیم زندگیمان متوقف شود.برای تقویت تابآوری:🌱 احساساتتان را بپذیرید.🌱 روی چیزهای قابلکنترل تمرکز کنید.🌱 فعالیتهای روزمره را ادامه دهید.🌱 از حمایت دیگران و تجربههای گذشته کمک بگیرید.🌱 بهجای «چرا؟» بپرسید: «حالا بهترین کاری که میتوانم انجام دهم چیست؟»امید یعنی با وجود ابهام، همچنان قدم بعدی را بردارید.#تاب_آوری #سلامت_روان #مدیریت_استرس♦️انجمن ادبی سار♦️🔷 ما را دنبال کنید 🔷@saranjoman#آزیتا_طالبی
اگر همین فردا بلایی سر یکی از ماها بیاید فکر میکنم آن دیگری، آن طرف مقابل، مدتی غصهدار میشود اما بعدش همان آدم میرود و دل به کس دیگری میبندد و در مدت کوتاهی یکی دیگر را پیدا میکند.تمام اینها، تمام این عشقی که ما الان از آن دم میزنیم، تبدیل به یک خاطره میشود. چه بسا که خاطرهای هم نشود.اینطور نیست؟♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman📚وقتی از عشق حرف می زنیم#ریموند_کارور
*🎬* برشی از فیلم سینماییTHE* RON CLARK STORY🔸فیلم «داستان ران کلارک» قصهای است از ایمان به انسانها، حتی وقتی همه چیز علیهشان به نظر میرسد.🔸ران کلارک معلم جوانی است که با عشق و خلاقیتش به کلاس قدم میگذارد و در دل ناامیدی به بچههای دلسرد از مدرسه و سیستم آموزشی، نشان میدهد که گاهی یک معلم میتواند سرنوشتشان را تغییر دهد.🌱🌱 *این فیلم یادآور قدرت شفابخش آموزش و جادوی ایمان به تواناییهای کودکان است؛ داستانی که هم روح انسان را روشن میکند و هم ذهن را به تأمل درباره نقش واقعی معلم در جامعه و زندگی هر کودک وامیدارد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
آسمان هر کجا، آیا همین رنگ است؟ ♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#مهدی_اخوان_ثالث#شعر
داستان: رانده شدهنویسنده: مرتضی برزگرمجموعه داستان: قلب نارنجی فرشتهاجرا: نرگس حسینی نژاد@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
کامی از عروسک دلقک پرسید: معنای زندگی چیست؟عروسک رقصید و گفت: معنای زندگی تنها «شادی» است.کامی پرسید: شادی یعنی خوشبختی؟عروسک پاسخ داد: نه. خوشبختی مالکیت و گذر از رنج است؛ اما شادی مثل چشمه است.کامی گفت: شادی ظریف و شکنندهترین چیز است؛ مثل شکوفهای که در زمستان میشکفد و میمیرد.عروسک گفت: ما دلقکها معتقدیم بزرگترین جنایت، تعقیب موفقیت است. موفقیت دشمن شادی است. زندگی مبارزه نیست. تا رقابت (پلیدترین پلیدی) ترک نشود، به شادی نمیرسید. شادی ناشی از رقابت، مثل خوردن سیب کرمخورده است.♦️ انجمن ادبی سار ♦️🔷 ما را دنبال کنید 🔷@saranjoman#رمان_فلسفی📚 کامی در جستجوی معنی زندگی#مهدی_میر_گلوی_بیات
اینکه می نویسیم، می خوانیم، عکس می گیریم، به گفتگو می نشینیم همچنین شور و اشتیاق مان به اینکه ردی و اثری از خود به جا بگذاریم و یاد و خاطره ای از خود ماندگار کنیم، همه ناشی از مرگ اندیشی است و از این اطمینان که فرصت کوتاه است...♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#روح_الله_رحیمی
سهم ما از انتخاب آنقدر کم است که ارزیدنی است... اگر زیاد بود سنگ بود! چون یک ذرهست، طلاست. ---ما در میانه انبوهی از جبرها به دنیا میآییمو احتمالاً فقط در محدوده کوچکی امکان انتخاب داریم. اما کوچک بودن محدوده انتخاب به معنای کوچک بودن اثر آن نیست.گاهی یک انتخاب کوتاه، مسیری را میگشاید که سالها ادامه پیدا میکند. 🛤️✨♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman📔 گوشهای از درسهای نامدرسه#حسام_ایپکچی #انسانک
نو برگ های خورشیدبر پیچکِ کنارِ درِ باغِ کهنه رُستفانوس های شوخِ ستاره آویخت بر رواقِ گذرگاهِ آفتابمن بازگشتم از راهجانم همه امیدقلبم همه تپش♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#شاملو
"پستترین جای دوزخ برای افرادی است که در بحرانهای اخلاقی،بیطرفی را انتخاب میکنند."♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman📚کمدی الهی#دانته
داستان : پس از انفجارمجموعه داستان: پوکه بازنویسنده: کورش اسدیاجرا: رویا ایزدی@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
داستان: تاریکی در پوتیننویسنده: بیژن نجدیمجموعه داستان: یوزپلنگانی که با من دویده انداجرا: ژاله افشار@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
آشنایی با «پایتخت کتاب جهان»شهر «هی-آن-وای» (Hay-on-Wye) در ولز، کاملاً به کتاب اختصاص دارد و ۲۶ کتابفروشی در آن وجود دارد. جمعیت شهر ۲۰۰ نفر است؛ به ازای هر ۷ نفر، یک کتابفروشی وجود دارد. این شهر در مرز ولز و انگلستان واقع شده و شهرت جهانیاش به خاطر تمرکز فوقالعاده زیاد کتابفروشیهای دستدوم و عتیقه است. تعداد دقیق کتابفروشیها ممکن است بین ۲۰ تا ۳۰ باب نوسان داشته باشد، اما نسبت کتابفروشی به جمعیت همچنان یکی از بالاترینها در جهان است. هر ساله در ماه می، این شهر میزبان «جشنواره بینالمللی ادبی هی» (Hay Festival)، یکی از معتبرترین جشنوارههای ادبی جهان است. این رویداد دهها هزار نویسنده، شاعر، سیاستمدار و دوستدار کتاب از سراسر جهان را جذب میکند. بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق آمریکا، روزگاری این جشنواره را «وودستاک ذهن» نامیده بود.ایده تبدیل این شهر به بهشت کتابخوانها در سال ۱۹۶۱ توسط ریچارد بوث (Richard Booth) شکل گرفت. او کتابهای دستدوم و ارزانقیمت را از سراسر ایالات متحده و بریتانیا خریداری و به این شهر آورد. او مکانهای غیرمتعارف مانند ایستگاه آتشنشانی قدیمی و سینمای شهر را به کتابفروشی تبدیل کرد.با الهام از موفقیت او، سایر کتابفروشان نیز به این شهر سرازیر شدند و شهر به تجارت کتاب و گردشگری فرهنگی گره خورد.جاذبههای دیگر شهر:قلعه هی (Hay Castle): قلعهای قرون وسطایی در مرکز شهر که اخیراً بازسازی شده و میزبان رویدادهای فرهنگی و نمایشگاههای هنری است.کتابفروشی مبتنی بر صداقت (Honesty Bookshops): برخی کتابفروشیها در فضای باز و بدون فروشنده اداره میشوند؛ مشتریان کتاب را برمیدارند و پول آن را درون صندوقچه میاندازند.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷ما را دنبال کنید🔷@saranjoman
«از کنفوسیوس پرسیدند: برای رهایی از روزگاری سخت وسیاه چه تدابیر عاجلی باید اندیشید؟»او این جواب حیرتآور را داد: «باید کاری کرد که واژهها در معنای درست خود به کار روند. باید محتوای آنها را دریافت. بگذارید امیر امیر باشد، پدر پدر، و انسان انسان. اما مدام به زبان خیانت میشود، و واژهها دیگر با مدلول خود مطابقت ندارند. هستی و زبان از یکدیگر جدا میشوند…وقتی زبان آشفته گردد، همه چیز دچار آفت میشود. وقتی کلمات (نامگذاریها و مفاهیم) دقیق نباشند، حکمها روشن نیست، کارها رونق نمیگیرد، مجازاتها بهجا اعمال نمیشوند و مردم سر از کارها درنمیآورند.» «از این رو، انسان آزاده واژهها را چنان برمیگزیند که هیچ ابهامی پیش نیاید، و حکمهای خود را به صورتی درمیآورد که بتوان بیدودلی آنها را به عمل درآورد. انسان آزاده کمترین ابهامی را در سخنان خود برنمیتابد.»♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjomanکارل یاسپرس، #کنفوسیوس، احمد سمیعی، تهران، خوارزمی، ۱۳۸۸، صص. ۴۸-۴۹
و آیدین تا می آمد به پدر فکر کند که انگار همین دیروز با آن جسم کوچک از حجره به خانه بر می گشت، و با آن پاپاخ سیاه و پالتو طوسی رنگ، سنگین سنگین از پله بالا می رفت، ناگاه آن ابهت عجیب و آن حضور ماندنی، در خاطره اش محو می شد و در گورستان قدیمی شهر، زیر خاک به چند تکه استخوان بدل می گشت. ♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman📚سمفونی مردگان#عباس_معروفی #رمان_فارسی #ادبیات_فارسی #نویسنده #آناماکا
روزهای عمر ما میگذرند بیآنکه دیده شوند؛ از بس همزاد و همدیگرند، همه تکرار یک نُت و یک تصویر مکرر، که نه شنیدنی است نه دیدنی، عبور شبحی بیصورت و بیصوت در مه، و آیندهای عکس برگردانِ گذشته و زمان حالِ خالی! در این میان، روزهای کمی گذرا ماندگار میشوند؛ زیرا طرحی و رنگی دارند که در خاطرمان نقش میبندد و ما از برکت وجود آنها، از خلال پوستههای خاطره، منزلگاههای عمر را به یاد میآوریم، صاحب گذشته میشویم و از این راه به زمان حالِ خود —خوب یا بد— معنا میدهیم.♦️ انجمن ادبی سار ♦️🔷 ما را دنبال کنید 🔷@saranjoman📚 روزهای در راه (جلد اول، پیشگفتار)#شاهرخ_مسکوب
#روانشناسی_جامعهشناسی📌 انسانها اغلب از سرِ ادب، ملاحظه و احترام، بیش از آنچه لازم است به دیگران میدان میدهند؛ به امید آنکه این احترام، متقابل باشد. اما همیشه چنین نیست.بعضی افراد، نجابت را ضعف، سکوت را رضایت و گذشت را فرصتی برای پیشروی بیشتر میپندارند. مرزها را یکییکی جابهجا میکنند و تا جایی پیش میروند که آرامش و عزتِ طرف مقابل را نشانه میگیرند.ادب، زمانی ارزشمند است که با حفظ حرمتِ خود همراه باشد. زیرا احترام به دیگران، هرگز نباید به بهای نادیده گرفتنِ خویشتن تمام شود.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman📕حیوان اندیشمند#روبر_مرل
داستان: زن دوا فروشنویسنده: آنتوان چخوفاجرا:عفت قلی زاده@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
از کلاهت برای ما سرزمینی بیرون بیاوربرای ما مادرانی بیرون بیاورکه مریض نشونددوستانی که مهاجرت نکنندخانه هایی که جنگنشانی شان را نداندای جادوگر!از خرگوشها خسته شدهایم♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#کاتیا_راسم نویسنده و شاعر سوریترجمه ی سعیدهلیچی
یه خبر تازه 😍هر ۸ ساعت ۴۰۰ تومن درآمدهمستر کامبت رو یادتون میاد؟؟؟همستر فقط یه بازی بود که همه رو سر کار گذاشت اما این بازی بخاطر این ازش استقبال شد چون قبلش ناتکوین خیلی ها رو ثروتمند کرد. و یه خبر خوب 😍ناتکوین دوباره برگشته ایردراپ ناتکوین کاملا رسمی و مال خود تلگرامه و حالا قراره توی یک ماه هر 8 ساعت 2 دلار پول بده. 😍😍😍فرصتو از دست نده وارد کانال زیر شو یک دونه ویدیو آموزش یک دقیقه ای ببین و هر ۸ ساعت ۴۰۰ هزار تومن به جیب بزنhttps://t.me/newnotcoin1900
در «زوربای یونانی»، دو دیدگاه به زندگی روبروی هم هستند: تحلیل و فهم در برابر لمس و تجربه. زوربا دیوانه نیست؛ او زندگی را از پشت دیوار احتیاط تماشا نمیکند. او میرقصد، میخندد و عاشق میشود، زیرا از رنج و زخم نمیترسد. او میگوید: «طناب را ببر.»طناب، نماد گره خوردن به ترسها، قضاوت دیگران، نیاز به تأیید، گذشتهی تمامشده و روابط مرده است. انسان میتواند سالها در امنیت بماند بیآنکه زندگی کرده باشد. عقل میگوید «صبر کن و خطر نکن»، اما زندگی میگوید «تجربه کن، زمین بخور و بلند شو». دیوانگی زوربا، شجاعت زیستن در جهانی بدون تضمین است. عقل برای زنده ماندن لازم است، اما زندگی فراتر از آن است.گاهی باید طنابهای ترس، تردید، گذشته و «مردم چه میگویند» را برید. نه برای سقوط، بلکه برای فهمیدن اینکه همان چیزها مانع پرواز بودهاند. زوربا به مردی که زیاد فکر و کم زندگی کرده میآموزد: زندگی را نمیشود فقط فهمید، باید زیست. وقتی نقشهها و عقل پاسخ نمیدهند، نوبت رقص است. طناب را ببر، آزاد شو و با تمام وجود زندگی کن.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
آیا آن وجودی که آسمان را نگه میدارد، میتواند قلب من را نیز پابرجا نگه دارد؟ آیا آن کسی که این آسمان را تا این حد زیبا آفریده است، ممکن است برای زیباشدن زندگی من نیز اقدامی به عمل آورد؟♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#گلنن_دویل_ملتن📚جنگجوی عشق
داستان: خواب های پدرممجموعه داستان: شب نشینی با شکوهنویسنده: غلامحسین ساعدیاجرا: تهمینه رجایی@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
گفتند: «فرق میان دل مؤمن و منافق چیست؟»گفت: «دل مؤمن در ساعتی هفتاد بار بگردد و دل منافق هفتاد سال بر یک حال بماند.»♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman #ادبیات_کهن#تذکرة_الأولیا✍️ #عطار_نیشابوری 📖 ذکر #جنید_بغدادی
همدیگر را وداع گفتیماما تصویر تو تا ابددر دلم باقی ستمانند شبحی کم رنگاز بهترین سال های زندگی امشبحی شادی آفرینوفادار مانده ام و هیچ عشق تازه ای تصویر تو رااز دلم نخواهد زدودهمچون معبدی استوارکه همواره معبد استو همچون معبودیکه همیشه خداست♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman #میخاییل_لرمونتوف ترجمه زهرا محمدی
▪️سکانسی از فیلم «مشق شب (۱۳۶۷)» ساخته چالشبرانگیز و آموزشی #عباس_کیارستمی♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
داشتم از گرما مي مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما ميميرم. راننده كه پير بود گفت: «اين گرما كسي رو نميكشه.» گفتم: «جالبهها، الان داريم از گرما كباب ميشيم، شش ماه ديگه از سرما سگ لرز ميزنيم.» راننده نگاهم كرد. كمي بعد گفت: «من ديگه سرما رو نميبينم.» پرسيدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اينكه هوا سرد بشه ميميرم.» خنديدم و گفتم: «خدا نكنه.» راننده گفت: «دكترا جوابم كردن، دو سه ماه ديگه بيشتر زنده نيستم.» گفتم: «شوخي مي كنيد؟» راننده گفت: «اولش منم فكر كردم شوخيه، بعد ترسيدم بعدش افسرده شدم! ولي الان ديگه قبول كردم.» ناباورانه به راننده نگاه كردم. راننده گفت: «از بيرون خوبم، اون تو خرابه... اونجايي كه نميشه ديد.» به راننده گفتم: «پس چرا دارين كار ميكنين؟» راننده گفت: «هم براي پولش، هم براي اينكه فكر و خيال نكنم و سرم گرم باشه، هم اينكه كار نكنم چي كار كنم.» به راننده گفتم: «من باورم نميشه.» راننده گفت: «خودم هم همين طور... باورم نميشه امسال زمستان را نميبينم، باورم نميشه ديگه برف و بارون را نميبينم، باورم نميشه امسال عيد كه بياد نيستم، باورم نميشه اين چهارشنبه، آخرين چهارشنبه ١٧ تير عمرمه.» به راننده گفتم: «اينجوري كه نميشه.» راننده گفت: «تازه الانه كه همه چي رو دوست دارم، باورت ميشه اين گرما رو چقدر دوست دارم؟»... ديگر گرما اذيتم نمي كرد، ديگر گرما نمي كشتم...♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#سروش_صحت🗒 تاکسی سواری
چرا درخت سرو انقدر در ایران محبوب و نمادین است؟ داستان سرو های ایرانی اینجاست:انسانها عاشق ایدهی زندگی جاودانه هستند، البته طبعا جاودانگی برای چیزهای خوب و زیبا و دوست داشتنی. وگرنه نوعی کوسه در آبهای اقیانوس منجمد شمالی زندگی میکند که به طور میانگین سه برابر بیشتر از درخت سرو عمر میکند؛ ولی متاسفانه طرفداری ندارد و برعکس سرو تبدیل به نماد آزادگی و بردباری و مقاومت نشده.سرو دوست داشتنی است چون زیباست، سبز است حتی در زمستان که بقیه درختان چند شاخه چوب بیجان شدند راست میایستد و بلند قد است. حتی با ریشههایی در زمین و سری در آسمان تصور میشد پل میان دو دنیای مادی و ماورائی است.حتی انقدر پاک و قدسی که عیبهایش هم تبدیل به حسن میشوند:به سرو گفت کسی میوهای نمیاری؟/ جواب داد آزادگان تهی دستند.(سعدی)چنین درخت خوبی قطعا باید در فرش بارها و بارها به شکلهای مختلف بافته شود، در سنگ نگارهها حکاکی شود و در قلمکاری و سفالگری و همهی هنرهای زیبای دنیا رخ بنماید. لیاقتش همین است!♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#سرو_ایرانی #نقش_سرو #فرش_ایرانی #هنر_ایران #میراث_فرهنگی
کتابها مانند آینه، بازتابی از محتوای خود را به ما نشان میدهند. اما اینکه چه چیزی در این آینه میبینیم، کاملاً به وضعیت درونی ما بستگی دارد. اگر ذهن ما آماده پذیرش، کنجکاو و در جستجوی فهم باشد، کتاب میتواند گنجینهای از دانش، الهام و رشد برایمان باشد.این جمله از لیختنرگ، به زیبایی نقش خواننده در تعامل با کتاب را نشان میدهد. کتابها، خود به تنهایی، حامل دانش، اندیشه، هنر و تجربیات بشری هستند. آنها دریچهای به سوی جهانهای دیگر، افکار دیگران و عمیقترین لایههای وجود خودمان باز میکنند. اما همانطور که لیختنرگ اشاره میکند، اثرگذاری واقعی کتاب به چشمی است که به آن مینگرد.📚🌻در نهایت، این جمله به ما یادآوری میکند که کلید اصلی برای خواندن، نهفته در خودمان است. کتاب فقط ابزار است، اما میزان بهرهمندی ما از آن، به تلاش، گشودگی ذهن و عمق نگاه ما بستگی دارد.♦️ انجمن ادبی سار ♦️🔷 ما را دنبال کنید 🔷@saranjoman
داستان: کباب غازنویسنده: محمدعلی جمالزادهگوینده و تدوینگر: امیر کبیریان@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
طبیعت درسهای خویش را فریاد نمیزند، بلکه آنها را زیسته مینماید. پرندگان مهاجر گواهی بر این حقیقت ساده هستند: راه پیش رو همواره با اندیشیدنِ بیشتر یافت نمیشود. گاهی کافی است با دقت بیشتری گوش سپاریم و به حقیقتی بازگردیم که همواره در درون ما جاری بوده است. شاید جهت، چیزی نیست که باید آن را بیابیم، بلکه چیزی است که به آرامی خود را نمایان میسازد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷ما را دنبال کنید🔷@saranjoman#mindfulness
#مارش_ترکی یکی از مشهورترین و زیباترین آثار #موتسارت است؛ بشنوید داستان زندگی #موتسارت را بر ریتم این اثر!♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#موسیقی
«روشنگری، خروج انسان از نابالغیِ خودخواستهٔ خویش است.» ایمانوئل کانت در مقالهٔ مشهور «پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟» (۱۷۸۴) مینویسد: *Aufklärung ist der Ausgang des Menschen aus seiner selbstverschuldeten Unmündigkeit.* ترجمه دقیق: «روشنگری، خروج انسان از نابالغیای است که خود او مسئول و مقصر آن است.» مفهوم «selbstverschuldet» در آلمانی، به معنای انتخاب آزادانه و آگاهانه، «خودکرده» یا «ناشی از تقصیر خویش» است؛ وضعیتی که انسان خود مسئول تداوم آن است. از نظر کانت، نابالغی فکری نه ناتوانی، بلکه فقدان شهامت و اراده برای بهکارگیری عقل است. انسان به دلیل ترس، تنبلی یا وابستگی به قیمان فکری، از اندیشیدن مستقل باز میماند. روشنگری، رهایی از نابالغیای است که خود بر خویش تحمیل کرده است. این جمله بر «مسئولیت شخصی» و «تقصیر ناشی از عدم استفاده از عقل مستقل» تأکید دارد. در نگاه کانت، روشنگری لحظهای است که انسان از وابستگی فکری عبور کرده و جرأت مییابد عقل خویش را مستقل بهکار گیرد؛ همان دعوت معروف او: «جرأت دانستن داشته باش! (Sapere aude)»♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#کانت
"That's what makes you human."🌊♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
شعر: انهدامشاعر: نصرت رحمانیاجرا: الناز@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
روح هاى زيبا،روحها و شخصیت هاى زيبا رابه خوبی تشخيص مى دهند.به اصيل بودن ادامه بده،آدم هاى درستتو را پیدا خواهند كرد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
فکر کردنِ تنها کافی نیست؛ و مادامی که فکر را به رشتهٔ کلام درنیاورم، از وضوح و دقت کامل بهدور میماند: اندیشه را عیناً باید مثل سرباز یا تیر تلگراف به صف کنی، مثل خطآهن امتدادش دهی، از روی پل بگذرانی، خاکریز و پیچی احداث کنی و در محل آشنا، توقفگاهی ترتیب دهی. تنها آنوقت است که همهچیز روشن میشود.♦️ انجمن ادبی سار ♦️🔷 ما را دنبال کنید 🔷@saranjoman#لیانید_آندری_یف📚 یادداشتهای شیطان
☕️قطعهای از کتابتنها زمانی صبور خواهیم شد که صبر را یک قدرت بدانیم، نه یک ضعف.و آنچه ویرانمان میکند، روزگار نیستبلکه حوصلهی کوچک و آرزوهای بزرگمان است.📕#جان_شیفته✍🏻#رومن_رولان♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
داستان: گیاهی در قرنطینهنویسنده: بیژن نجدیمجموعه داستان: یوزپلنگانی که با من دویدهانداجرا: ژاله افشار@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepide
همه از من ایراد می گیرند؛ چون جسارت دارم که به روش خودم زندگی کنم!آن هم جلوی چشم همگان،و شاید با خرابکاری هایی بیش از دیگران؛اما با شرافت و حقیقتی بیشتر...♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#فرانسواز_ژیلو
یک نفرهایی در دنیا هستند که به هزارنفر می ارزند...♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
اگر صدا میتوانست شکل بگیرد،شاید شبیه همین حرکت میشد.موسیقی و پارچه،داستانی از تعادل میان سقوط و پرواز.این اجرا بیشتر شبیه «آزادی» بود یا «رهایی»؟♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#موسیقی#آزادی #رهایی #جاویدنیروانا #پرفورمنس_آرت
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: میبینی، لباسهایی هستند که راه میروند، دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند... کمتر لباسی آن بیرون است که درونش "انسان" وجود داشته باشد. بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman #رختکن_بزرگ #رومن_گاری
داستان: عاشقیت در پاورقینویسنده: مهسا محب علیمجموعه داستان: عاشقیت در پاورقیاجرا: آریا صدیقی@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
دانش، انسان را از بردهبودن ناتوان میسازد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
شاید این روزا کمانرژی نیستی...شاید فقط خستهای از حمل کردن چیزهایی که مدتهاست با خودت میکشی 🫂نگرانیها...فشارها...فکرهای ناتمام...گاهی انرژی ما از بین نمیره؛فقط صرف نگه داشتن تنشها میشه.🌱♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#آزاده_اسدی
تغییر حاصل رنج است🌱🪵📚...♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
دلِ من انارِ هزار دانه ای ستبا توان سرخ عشقی در هر دانه وقتی تو به من نگاه میکنی یکی از دانه ها سرخ تر می شود♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#محمد_ابراهیم_جعفری
داستان: ماهی و جفتشنویسنده: ابراهیم گلستانمجموعه داستان: جوی و دیوار و تشنهاجرا: ژاله افشار@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
انجمن داستان سار pinned «سلام همراهان خوب سار فراخوان اسپانسری جشنواره همونطوری که می دونین ما داریم یک جشنواره ملی مستقل داستان برگزار می کنیم. جشنواره ای که قراره در دوره های بعد در کنار بخش داستان کوتاه، جایزه کتاب سال رو هم داشته باشه و به امید خدا تبدیل بشه به یکی از معتبرترین…»
سلام همراهان خوب سارفراخوان اسپانسری جشنوارههمونطوری که می دونین ما داریم یک جشنواره ملی مستقل داستان برگزار می کنیم. جشنواره ای که قراره در دوره های بعد در کنار بخش داستان کوتاه، جایزه کتاب سال رو هم داشته باشه و به امید خدا تبدیل بشه به یکی از معتبرترین و شریف ترین جشنواره های ادبی ایران. سالهای ساله که ما در انجمن داستان سار برای ادبیات کارهای بزرگی رو انجام دادیم؛ از جمله مجله تخصصی داستان سار که پنج شماره اون در طاقچه منتشر شده و از جمله مجموعه ارزشمند «زیر سایه دوکل» که با نشر عینک منتشر شد و خیلی از جلسات و کارهای دیگه... و اما درباره جشنواره مستقل داستان سار. در این فرصت یک ماهه ای که تا پایان مهلت فراخوان جشنواره باقی مونده اگر خودتون تمایل دارید اسپانسر بخشی از جشنواره بشین یا دوستان دغدغه مندی رو میشناسین که ممکنه تمایل داشته باشن در این کار فرهنگی ارزشمند کنار سار باشن لطفا اونها رو به ما معرفی کنید. @Mohsen1990MY
گاهی اوقات، روح ما تنها به دنبال چیزی است که عمیقاً میل دارد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
نمیشود همیشه برای فرار از رنج، به لبخند پناه برد. گاهی باید ایستاد، به چشمهای درد خیره شد و گفت: "من از تو بزرگترم".انسان بودن یعنی همین؛ یعنی تواناییِ حملِ غمی سنگین، در حالی که هنوز هم میتوانی به زیباییِ یک گل فکر کنی…♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#رومن_گاری📚خداحافظ گاری کوپر
و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهمبه امید نور کمسویی که در دوردستها میدرخشد♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman👤 #اولگا_کنیپر
شعر: غزل ۴۳۵شاعر: حافظ شیرازیاجرا: مریم سادات کمری@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
تنها آنگاه که بر مرز باریک مرگ گام نهی، میتوانی ژرفترین شادی زیستن را دریابی. شادیای که واژهای برای بیانش نیست، تنها سکوت میتواند آن را در آغوش گیرد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman«شوگون»#جیمز_کلاول
همراهان سار اگر اینترنت بین الملل قطع شد ما را در دو کانال روبیکا و بله به آدرس های زیر دنبال کنید. روبیکا: https://rubika.ir/saranjomanبله: https://ble.ir/saranjoman
جهان را به شاعران بسپاریدمطمئن باشیدکلمات را بیدار میکنندو کرتها گل و گندم میکارندجهان را به شاعران بسپاریدبیابان و بارانهر دو خوشحال میشوندو هر دو جوانه میزننداز سرانگشت کودکان دبستانیجهان را به شاعران بسپاریدمطمئن باشید سربازان ترانه میخوانند وعاشق میشوندو تفنگها سر بر قبضه میگذارند وبیدار نمیشوند…♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#محمدرضا_عبدالملکیانجهان را به شاعران بسپاریدمطمئن باشیدکلمات را بیدار میکنندو کرتها گل و گندم میکارندجهان را به شاعران بسپاریدبیابان و بارانهر دو خوشحال میشوندو هر دو جوانه میزننداز سرانگشت کودکان دبستانیجهان را به شاعران بسپاریدمطمئن باشید سربازان ترانه میخوانند وعاشق میشوندو تفنگها سر بر قبضه میگذارند وبیدار نمیشوند…♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman#محمدرضا_عبدالملکیان
بخش بزرگی از اضطراب، از مقایسه مسیر زندگیمان با دیگران آغاز میشود: سنجش سرعت، موفقیتها، انتخابها و دستاوردها که ما را به این نتیجه میرساند عقب ماندهایم یا اشتباه رفتهایم. این میل وسواسگونه به شباهت، ضعف شخصیت نیست؛ بلکه بازتاب یکی از قدیمیترین سازوکارهای مغز است. در تاریخ تکامل، جدا شدن از قبیله به معنای از دست دادن امنیت و بقا بود. به همین دلیل، مغز متفاوت بودن را با خطر پیوند میدهد و با ایجاد اضطراب، ما را به مسیرهای آشنا، شلوغ و تأییدشده سوق میدهد؛ نه به خاطر برتری آنها، بلکه به خاطر امنیت ظاهریشان.با شناخت این سازوکار، دیدگاهمان تغییر میکند: متفاوت بودن را نشانه شکست نمیبینیم. هر زندگی معماری یگانهای دارد، همانقدر که اثر انگشت هر انسان منحصر به فرد است. مسیری که برای دیگری معنا دارد، الزاماً مقصد ما نیست.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman
داستان: مردی که برنگشتنویسنده: سیمین دانشورمجموعه داستان: شهری چون بهشتاجرا: نوشین فر احمدی@saranjoman🔻شما هم میتوانید داستانهای کوتاه و اشعار مورد علاقهی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید.جهت هماهنگی👇🏻@goudarzisepideh
رضا براهنی (۱۳۱۴–۱۴۰۱)، شاعر، رماننویس، مترجم و منتقد ادبی، از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران بود. آثاری چون «طلا در مس»، «خطاب به پروانهها» و «رازهای سرزمین من»، نقش مهمی در شکلگیری بحثهای ادبی چند دهه اخیر داشتند. نظریههای او درباره زبان، شعر و نقد ادبی، همچنین گرایشات و فعالیتهای سیاسیاش، موافقان و مخالفان بسیاری داشت؛ اما میتوان گفت که او بر گسترش نظریههای ادبی معاصر بیتأثیر نبود.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارا دنبال کنید🔷@saranjoman#رضا_براهنی