🔹ما از جنگ خاطره داریم.✅ دیشب در خیابان شهید صدوقی یا همان زنبیلآباد قم یک میز بزرگ و چند کلاشینکف…
انتشار: 2026/07/23 16:19 UTCدریافت: 2026/08/15 00:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:54 UTC
🔹ما از جنگ خاطره داریم.✅ دیشب در خیابان شهید صدوقی یا همان زنبیلآباد قم یک میز بزرگ و چند کلاشینکف گذاشته بودند و آموزش اسلحه میدادند. جماعتی از مردم هم دور تا دور میز جمع شده بودند تا یاد بگیرند چگونه از آن استفاده کنند. من را به یاد سال ۱۳۵۹ و روزهای آغازین جنگ عراق علیه ایران انداخت. آن روزها من یک نوجوان یازدهساله بودم که با اشتیاق اینگونه آموزشها را دنبال میکرد. البته به دلیل این که منزل ما فاصلهی چندانی با خط مقدم نداشت و احتمال میرفت عراقیها سرزده و ناگهانی در کوی و برزن پیدایشان بشوند، به برخی از ما یک اسلحهی "اِم یک" میدادند که شبها آن را به منزل برده و در صورت نیاز از خودمان دفاع کنیم. چند باری هم نوبت من و سهراب(برادرم) شد که با "اِم یک" به خانه برویم. شبها وسط حیاط بزرگ منزل پدری میخوابیدیم. اسلحه را هم میگذاشتیم زیر بالشمان. یادش بهخیر! چه احساسِ غروری به ما دست میداد. یادمان میرفت که من یازده و سهراب چهارده ساله است. صبح قبل از این که ما از خواب بیدار شویم، مادرم اسلحه را بر میداشت و قایم میکرد. گاهی هم میگفت: " اگر عراقیها آمدند اول با همین اسلحه من و خواهرانتان را بکشید بعد اگر تیری باقی مانده بود دشمن را بزنید." این حرف را روی حسابِ قداستِ ناموس میزد. او و بسیاری دیگر گمان میبردند که اگر عراقیها پایشان به محلّه برسد ناموس همه تهدید خواهد شد. ترسشان تا اندازهای بهجا بود. با این حال، خواهرانم هر وقت این جمله را از مادرم میشنیدند رنگشان عین گچ سفید میشد و نگاهی ملتمسانه به ما میکردند. خدا را شکر که هیچ وقت کار به آنجا نکشید. هیچ وقت اتفاقی نیافتاد که از آن استفاده کنیم. بیشتر حالت اسباببازی داشت. بعد از عملیّات فتحالمبین فاصلهی خانهی پدرمان و خط مقدم جوری شده بود که دیگر نیازی نبود اسلحهای را به منزل ببریم. دیشب وقتی شور و اشتیاق و کنجکاوی مردم برای تماشا و یادگیری کار با کلاشینکف را دیدم، آرزو کردم که هیچ وقت نیازمند استفاده از اسلحه بر علیه دشمن در خیابانهای شهر نشویم. البته احتمالا این کار برای تقویّت روحیّهی مقاومت، مسئولیتپذیری، و آمادگی برای مبارزهی معنادار و دفاع از کشور است و دشمن خواب حضور در این سرزمین را خواهد دید. ما از جنگ خاطره داریم. خاطرههایی که کمکمان میکند تا از خودمان در برابر هر تهدیدی دفاع کنیم؛ ولی همان خاطرها ما را مردمانی اهل مدارا، صلحطلبی، و البته مقاومت و جنگیدن کرده است. سایهی جنگ از این ملّت به دور باد!مهراب صادقنیا۱۴۰۵/۵/۱@sadeghniamehrab t.me/sadeghniamehrab
