تولدکاش کلماتی داشتمجز شب-آن مرکب همیشهجاریِ سیاه-جز کوچه-که شاعران در خلوتش سایهی یکدیگر را با ت…
انتشار: 2026/07/25 13:49 UTCدریافت: 2026/08/14 13:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 13:50 UTC
تولدکاش کلماتی داشتمجز شب-آن مرکب همیشهجاریِ سیاه-جز کوچه-که شاعران در خلوتش سایهی یکدیگر را با تیر میزنند-جز باد که زوزه و تنهایی را به خاطر میآوردآنگاه جملههایی دیگر میساختمشعرهایی میگفتمکه از دل هرکدامشان خورشیدی زاده میشد با همین ده انگشت بیقرارکه تمام دارایی من در این دنیاست در همین خانهی تاریک که صدای ریختن جوهر در آن پیچیده بر همین کاغذ سفید که زیر نور ترسناک ماه تولدی دیگر را انتظار میکشد کاش پس از هزارهها چکچکسکوت آغاز شود کاش صبحی که میآیدمادرِ روزی بلند باشدمانا آقایی📎لینک دسترسی در وبسایت:sayeha.org/mana-agahee-poem/%E2%9C%8F%EF%… خانهی ادبیات معاصر@saaayehaaa





