جامعه از بسیاری از مردها انتظار دارد قوی باشند، تحمل کنند، اشک نریزند، نترسند و همیشه از پس همهچیز…
انتشار: 2026/08/09 05:58 UTCدریافت: 2026/08/13 09:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:30 UTC
جامعه از بسیاری از مردها انتظار دارد قوی باشند، تحمل کنند، اشک نریزند، نترسند و همیشه از پس همهچیز بربیایند.اما مغز انسان، زن و مرد نمیشناسد.وقتی اضطراب، غم، احساس شکست، تنهایی یا فشارهای مزمن برای مدت طولانی سرکوب شوند، از بین نمیروند؛ فقط شکلشان عوض میشود.گاهی به صورت خشم ظاهر میشوند. گاهی به شکل پرخاشگری. گاهی اعتیاد، فرسودگی شغلی یا انزوای عاطفی. و گاهی هم در شدیدترین حالت، افسردگی عمیق یا افکار خودکشی.یکی از تلخترین واقعیتها این است که بسیاری از مردان، سالها با درد روانی زندگی میکنند، اما هیچوقت درباره آن حرف نمیزنند؛ نه چون احساس ندارند، بلکه چون از کودکی یاد گرفتهاند که آسیبپذیری، نشانهی ضعف است.وقتی جملههایی مثل: «مرد که گریه نمیکنه...» «خودت رو جمع کن...» «قوی باش...» بارها تکرار میشوند، مرد کمکم یاد میگیرد احساساتش را پنهان کند؛اما احساسات دفنشده، خاموش نمیشوند.آنها در بدن، رفتار و روابط راهی برای دیده شدن پیدا میکنند.سلامت روان، امتیاز نیست؛ یک نیاز انسانی است.مردها هم به شنیده شدن نیاز دارند. به امنیت برای بیان احساساتشان نیاز دارند. به این نیاز دارند که بتوانند بدون ترس از قضاوت بگویند: «حالم خوب نیست.»شاید یکی از بالغترین شکلهای مردانگی، این نباشد که همیشه قوی به نظر برسد؛ بلکه این باشد که بداند چه زمانی برای دردش کمک بخواهد.چون پیشگیری، همیشه آسانتر از درمان یک بحران است.💥@rraavvaann
