#امام_رضا با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم تا محضر زلالترین کوثر آمدم قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم اما به شوق دیدن تو با سر آمدم گفتند زائر حرمت زائر خداست مُحرم تر از همیشه بر این باور آمدم اینک مدینه النبی ام مشهد الرضاست با نام تو به محضر پیغمبر آمدم از حس و حال روشن معراج پُر شدم وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم حسی کبوترانه گرفته ست جان من «پایین پای» تو شده هفت آسمان من در این حریم قدسی سر تا سر آینه روشن شده به نور تو چشمم هر آینه گرد و غبار صحن تو را می خرد به جان همواره بوده است بر این باور آینه پر می کشد از این همه قلب شکسته آه سر می زند از این همه چشم تر آینه عکس ضریح توست که در قاب چشم هاست یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه گم کرده دارم، آمده ام با نگاه تو پیدا کنم تمام خودم را در آینه لبریز روشنی است تمام رواق ها آیینگی ست جان کلام رواق هاشب های گریه تا به سحر حرف می زنم با واژه واژه خون جگر حرف می زنم شمعم که گریه می کنم و گریه می کنم با قطره قطره آتش تر حرف می زنم روح لطیف تو شده سنگ صبور من گویی که با نسیم سحر حرف می زنم گاهی کنار پنجره های ضریح تو گاهی در آستانه ی در حرف می زنم شب های بارگاه تو را درک کرده ام از «لیله الرغائب» اگر حرف می زنم بر لب رسیده از قفس سینه آه من حرف دل است روی زبان نگاه من روی تو را ستاره ی اشراق خوانده اند خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده اند دست تورا که خالق لطف و کرامت است روزی رسان انفس و آفاق خوانده اند باران مهربانی بی وقفه ی تو را شان نزول سوره ی انفاق خوانده اند در مذهب نگاه تو غم حرف اول است چشم تو را پیمبر عشاق خوانده اند هفت آسمان و رحمت «شمس الشموسی» ات ذرات خاک و لطف «انیس النفوسی» اتسیدمحمدجواد شرافت@rozeh_1
#وداع_محرم_و_صفربوی جدایی می رسد از گریه هایمبر درد هجرانت حسین جان مبتلایمدر این دو ماهی که عزادار تو بودمآیا قبولم کرده ای ای مقتدایم ؟با این گناهان بزرگ و بی شمارملایق نبودم تا کنی آقا صدایمامّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتیاز مجلس روضه نکردی تو جدایمرزق حلالم گریه بر داغ تو بودهآن گریه هایی که بُوَد آب بقایمیادش به خیر در اوّلین روز مُحرّمسوز دل و اشک و نوا کردی عطایمیادش به خیر هنگام هیئت بین گریهحس می نمودم زائر عرش خدایمیادش به خیر با هر سلام و عرض حاجترنگ حسینی می گرفت حال و هوایموقتی به تن کردم لباس مشکیم راگفتم دگر وقف شهید نینوایمپیراهن احرام حج کربلا راحالا چگونه از تنم بیرون نمایم ؟دل کندن از روضه برای من چه سخت استمشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایمهرساله مُزد نوکریم را حسین جانمی گیرم از دست علی موسی الرّضایمآقا به حقّ مادر پهلو شکستهامضا نما امشب برات کربلایممحمد فردوسی@rozeh_1
#وداع_محرم_و_صفرماه صفر تمام شد اما عزا بپاستاین هفته هفته ی غم اولاد مصطفاستجایِ غدیر را سخن دشمنان گرفتاین بدعتی که شد خودش آغاز ماجراستراه سخیفِ اهل سقیفه شروع شدپایانِ کار، خانه نشینیِ مرتضاستبا مهرِ حیدر است که عالم بنا شدهدنیای بی ولای علی پوچ و بی بهاستبیعت نکرد بیتِ علی با خلیفه ایراه غدیر و راه سقیفه ز هم جداستدشمن سه بار حمله بر این خانه کرده استبیتی که داغدار غم ختم الانبیاستیا صاحب الزمان نظری کن به پشت دراین مادر شماست که در بین شعله هاستمحسن به پشت در به چه جرمی شهید شد؟!قلب امام عصر بر این غصه مبتلاستای وای از غلاف... مرا می کشد همین......ردی که روی بازوی ریحانه ی خداستکوچه مقدّم است به گودال قتلگاهزیرا مدینه نقطه ی آغاز کربلا استمحمدجواد شیرازی@rozeh_1
#وداع_محرم_و_صفردو ماه زندگی ام خرج روضه های تو بودسلامِ روز و شبم سمت کربلای تو بوددلیل سجده ی ما تربت تو بود فقطدلیل گریه ی ما مجلس عزای تو بودنگاه کن به دلی که تپیده با غم تودلی که در همه حالات مبتلای تو بودشبی برای گدایان خود دعا کردیخدا هر آنچه به ما داد از دعای تو بودنوشته اند که جبریل هم دلش می خواستبه جای این همه منصب فقط گدای تو بودتویی که نور خداوند در تو جلوه نمودتویی همان که خداوند خونبهای تو بودچگونه سمت خداوند پر زدی که زمینسه روز بعد تو دنبال رد پای تو بودمیان گودیِ گودال سجده می کردی زمین کرب و بلا محو ربنای تو بوداحسان نرگسی@rozeh_1
#وداع_محرم_و_صفرامید ترک گنه، فرصت صعود گذشتمجال عرض ارادت به آن وجود گذشتبهار روضه ی غم بود و اشک بود عزابهار رفت و عزا رفت و هر چه بود گذشتدو ماه مستی ما طی شد و ندیدیمتچقدر جمعه دمید و ولی چه سود گذشتدو ماه هر شبه مهمان روضه ات بودیمچه سفره ای، چه طعامی ولی چه زود گذشتحدیث غربت اربابمان که می آمدهجوم سنگ به پیشانی اش فرود، گذشتحکایت قمر هاشمی امید حرمکه می زدند به فرق سرش عمود، گذشتو داستان غم انگیز شام و زخم زبانبه سمت قافله در موقع ورود، گذشتعروج دخترکی گوشه ی خرابه ی دردحدیث سیلی و آن صورت کبود گذشتبرات کرب و بلامان چه شد اباصالح؟مگو که مجلسمان بی ریا نیود و گذشتعباس احمدی@rozeh_1
#وداع_محرم_و_صفربوي فراق مي دهد اين گريه هاي من ماتم گرفته شال سياه عزاي من شرمنده ام كه از غم زينب نمرده ام آقا ببخش، درگذر از اين خطاي من با زعفران شهر خراسان نمي شود!؟ رنگي دهي امام زمان برحناي من از بس كه پاي طشت طلا گريه كرده ام چيزي نمانده مثل شما از صداي من با نوحه هاي اين دهه ي آخر صفر شب ها چقدر سينه زدي پا به پاي من! اي خوش حساب، مزد مرا زودتر بده بعد از دو ماه گريه چه شد كربلاي من؟ سر زنده ام به عشق حسن، خضر گريه ام اين چشم خيس، چشمه ي آب بقاي من من غصه ي بهشت خدا را نمي خورم جايي گرفته حضرت زهرا براي منوحید قاسمی@rozeh_1
#وداع_محرم_و_صفرپایان ماه روضه شده، غم گرفته امهیئت تمام گشته و ماتم گرفته امبعد از دو ماه گرفت صدا های ذاكرانتازه دلم شكسته شده دم گرفته امبعد از دو ماه كه در مطبت هستم ای طبیباز درد عشق گفتم و مرهم گرفته اممرهم برای درد دلم اشك روضه بوداینگونه بوده اشك دمادم گرفته امشبها چقدر گم شده ام بین كوچه هاوقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته اماز مادرت بپرس ، نوكریم را قبول كرد ؟آیا برات كرببلا هم گرفته ام ؟افسوس می خورم كه زخیرات سفره اتاز دست مهر مادرتان كم گرفته امدلتنگ می شوم به خدا بر محرمتخرده مگیریم زچه ماتم گرفته امای روضه خوان ادامه بده اشك و آه راشعر وداع نه ..... شور محرم گرفته امیاسر مسافر@rozeh_1