#حضرت_زینب#اربعین_حسینینمیخواهم بگویم آنچه دیدمنمیخواهم بگویم ماجرا راکجا رفتم چه ها دیدم بماندنکرد…
انتشار: 2026/07/27 10:50 UTCدریافت: 2026/08/08 04:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 04:15 UTC
#حضرت_زینب#اربعین_حسینینمیخواهم بگویم آنچه دیدمنمیخواهم بگویم ماجرا راکجا رفتم چه ها دیدم بماندنکرده هیچ کس با من مدارابه روی شانه بار غم کشیدممیان سینه ام غیر از تبت نیستهمین اندازه می گویم برادردگر این زینبت آن زینبت نیستاگر چه زنده ام-اما به سختیخودم را تا مزار تو رساندممرا با زور از پیش تو بردندخودم ناراحتم این جا نماندمتنت روی زمین ماند و سرت همفراز نیزه بالای سرم بودچهل روزه است روز وشب ندارمغم تو بغض و آه حنجرم بودرسیدم از سفر آن هم چگونهپر از دردم، غمینم ،نیمه جانمشکسته حرمتم در کوچه بازارشهیدِ طعنه و زخم ِ زبانم دم دروازه ها یادم نرفتهسرت را نیزه دار تو تکان دادمیان حلقه ی نامحرمان همیکی با دست طفلت را نشان دادهمان بهتر که سر بسته بماندمصیبت های سنگینی که دیدماگر چه دور بودم از تو اماولی شکر خدا پیشت رسیدممحمدحسن بیات لو@rozeh_1