نگاهی به آئین همدلی و همراهی اهالی روستا و همسایگان در سال های قبل از دهه ۶۰....نوشته: آقای لطیف حق…
انتشار: 2026/07/29 15:01 UTCدریافت: 2026/08/02 16:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 16:52 UTC
نگاهی به آئین همدلی و همراهی اهالی روستا و همسایگان در سال های قبل از دهه ۶۰....نوشته: آقای لطیف حقی همولایتی گرامی از روستای قارلوق از بام روستا صدایی به گوش می رسید: آهای اهل آوادانوگ آهای اهل آوادانوگ، اهای اهالی روستا! فلانی به رحمت خدا رفته است. با شنیدن این خبر، همه اهالی به تکاپو می افتادند، از مردان روستا، عده ای برای کندن و آماده کردن قبر و تعدادی نیز برای تهیه و کشتن احشام و هماهنگی با صاحب متوفی اقدام می کردند؛ چند نفری هم برای شستشو و غسل کفن می رفتند و خانم های روستا هم از پخت نان و حلوا تا ساییدن کشک برای آش «ماستافا» (یا همان آش «ماست و آب» که ریشه اش به بروجرد و آن اطراف برمی گردد.) فعالیت می کردند.بعد از تشییع و خاک سپاری، زنان همسایه طبقهایی از خوراکی و نان آماده میکردند تا صاحب عزا در فکر خورد و خوراک خانواداش نباشد و به جای آن، مشغول عزاداری برای عزیز از دست رفته باشند؛ این زنان به منزل متوفی می رفتند.... فراموش نمی کنم کودک بودم چنین اتفاقی افتاد و من در کوچه همراه هم سن و سال هایم درحال بازی بودیم که زنده یاد مادر مرحوم بنده، به اتفاق چند تن از همسایه ها، که الان همگی رخ در نقاب خاک کشیده اند، سینی بر سر رد می شدند.یکی از هم بازی ها رو به مادرش که در آن جمع بود، گفت: ننه جان این خوراکی ها را کجا می برید؟ که مادر جواب داد: مگه نمی دونی؟ مادر فلانی فوت شده، خانه آنها می بریم.که بلافاصله آن کودک با ذوق و شوق گفت: ننه جان پدر من کی خواهد مرد؟! که با خنده خانمهای همسایه روبرو شد. برای فرد فوت شده مراسم ختم و خیرات می گرفتند و با دو نوع غذا پذیرایی میکردند، یکی آب گوشت و دیگری «ماستافا». برای پذیرایی هم معمولا فرستاده ای از طرف خانواده مرحوم می رفت به روستاهای همجوار و از بزرگان و آشنایان برای اطعام دعوت می کرد. به راستی که یادش بخیر؛ در چنین موقعیتی همه احساس وظیفه می کردند و همدرد بودند و نه درد.از هر خانه معمولا پدر خانواده و در نبود پدر پسر بزرگتر در مراسم احسان غذا بعد از خاکسپاری شرکت می کرد، و با وجودی که از چندین روستا میهمان می آمد، اما جمعیت بیشتر از ۳۰۰ نفر نمی شد.از رفتار های خوب اجتماعی آن زمان رعایت آداب مجالس بود، افراد خانواده متوفی به روی قبر خاک نمی ریختند؛ اما امروز با وجودی که جمعیت فراوانی برای مشایعت می آیند، اما معمولا همگی سرگرم گوشی هستند یا در اکیپ های چند نفره صحبت می کنند و گاهی خانواده و فرزندان مرحوم باید خاک روی عزیز خود بریزند؛ یا جمعیت فراوانی داخل مسجد می شوند، اما معمولا رغبت چندانی به خواندن قرآن نشان نمی دهند، در صورتی که در آن زمان اصل بر ختم قرآن توسط اهالی و بستگان بود و بعد از پذیرایی هم دعای سفره خوانده می شد که این روزها خیلی خبری از آن نیست و مردم آن قدر عجله دارند که معمولا نصف بیشتر مردم قبل از دعا، سفره احسان را ترک می کنند. آن زمان ها با وجودی که هیچ کسی سواد کلاسیک نداشت، اما مناعت طبع و چشم دل سیری بود و از هر خانه یک نفر بر سر سفره احسان متوفی حضور پیدا می شد، آن هم برای احترام به تازه درگذشته نه صرفا خوردن غذا ادامه دارد


