نمیشود قوی بود و قوی بود و قوی بود و ناگهان دیگر قوی نبود؟! نمیشود مقتدرانه جنگید و دیوار چین را…
انتشار: 2026/08/05 19:58 UTCدریافت: 2026/08/08 05:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 05:15 UTC
نمیشود قوی بود و قوی بود و قوی بود و ناگهان دیگر قوی نبود؟! نمیشود مقتدرانه جنگید و دیوار چین را بالا رفت و قلهی قاف را فتح کرد و ناگهان از کوچکترین موانع ترسید و کم آورد و به دنبال پناه گشت؟! نمیتوان بدون کمک از پس همه چیز برآمد و پیش رفت و دوام آورد و از یکجایی به بعد، دیگر نتوانست و نخواست؟ نمیشود از قوی بودن انصراف داد و از توانستن اعلام برائت کرد؟!اینجوریست که تو تمام مسیر، صدِ خودت را میگذاری و بیش از توانت میجنگی و هرچه داری و نداری رو میکنی و در نهایت میبینی که برد را آنکسی کرده که نصفه و نیمه خودش را وقف ماجرا کرده، یک دهم خودش را هم نگذاشته و قوی نبوده و از همه چیز ترسیده و نتوانسته و بلد نبوده و پناه برده!!!نمیشود پس از یک دورهی طولانی قوی بودن و یکتنه همه چیز را پیش بردن، ضعیف بود و جسارت نداشت و به کسی تکیه داد و پناه برد؟!حالمان حال درختیست که سالهای سال سنگینیِ کیسهای را روی شاخههایش حمل کرده و در نهایت فهمیده درون کیسه، اَره پنهان کردهبودند. میخواهم حمل نکنم، نجنگم، به خودم سخت نگیرم، میخواهم قوی نباشم و نتوانم!

