تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 19:40 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
ریمایند : یادآوری ، بیادآوردناشکایی که رو گونم میلغزن واسه به یادآوردن خاطراتِ توعه :)
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 273 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
Remember:گاهی باید احساست رو نادیده بگیری و ارزش و لیاقت خودت رو حفظ کنی؛ اینکه کسی رو دوست داری دلیل نمیشه که بهش اجازه بدی باهات نادرست رفتار کنه.
امان از 12تا5صبح ...
همه چی به نظر خوبه، تا اینکه شب میشه.
مایکل همیشه آدمی بود که سعی میکرد همهچیز رو کنترل کنه؛ احساساتش، تصمیمهاش و حتی ترسهاش رو.اما سارا برای اولینبار کسی بود که لازم نبود جلوش این کنترل رو حفظ کنه.سارا قرار نبود مایکل رو نجات بده؛امنیتی بهش میداد که باعث میشد خودش رو کمتر پنهان کنه.از طرفی، مایکل هم برای سارا فقط یک عشق نبود؛ کسی بود که بهش اجازه داد از نقش «پزشکی که باید همیشه قوی باشه» فاصله بگیره و احساسات خودش رو تجربه کنه.از نظر روانشناسی، این یکی از ویژگیهای یک رابطهی امنه:اینکه کنار یک نفر، نه ضعیفتر بشی و نه وابستهتر؛فقط احساس کنی لازم نیست همیشه در حالت دفاعی باشی.شاید برای همین رابطهی مایکل و سارا اینقدر موندگار شد؛چون هر دو، کنار هم فقط عاشق نبودن، احساس امنیت میکردن.
بپذیریم يا نپذيريمآدمى كه دوستمون داشته باشه،نميتونه ازمون بى خبر بمونه...نميتونه پیام ندهنميتونه توجه نكنه...نميتونه زنگ نزنه...حتى اگه بتونه بعد از یه تايمى نميتونه دووم بياره ،اگه دووم آورد يعنى هيچوقتدوستمون نداشته...!
شلوغترین ذهنهارو، آدمهای درونگرا دارن.
سریالYouیک درام جنایی جذاب که براساس یک رمان با همین نام نوشته شده و حول محور شخصیتی به نام جو گلدبرگ است که شخصیتی سایکوپات دارد؛قسمت جالبتر اینکه وقتی سریالو تماشا میکنید بعضی جاها با شخصیت جو همزادپنداری میکنین و اغلب کارهایی که جو انجام میده هم ما انجام…اشاره ایی به سریال یو دوستان حتما تماشا کنید
دنیا عجیبه؛ یه روز همهچی رو برات میذاره کنار، یه روزم کاری میکنه بفهمی هیچچیز قرار نیست همیشه همونطور که میخوای بمونه…
ای کاش زندگی دکمه توقف در زمان داشت.
موسیقی بیکلام اینجوریه کهمیدونی داره یه چیزی بهت میگه، ولی نمیدونی چی، اما هر چی که میگه خوبه.
من اون رابطهای رو میخوام کهیه روز باهاش برم یهجای لاکچری،یه روز باهاش برم ساندویچی کوچه خیابون، یه روز بشینیم واسه هم کتاب بخونیم، یه روز باهم PS5 بازی کنیم،تو خیابون آخر شب بلند بلند بخندیم،یه روز باهم انقدر عکس بگیریم که حافظه گوشیمون پر بشه، جفتمون همو خیلی دوست داشته باشیم و از موندن پیش هم مطمئن باشیم،یه موزیکو ۲ تایی بلند بلند بخونیم،باهم دعوا کنیم سر هم داد بزنیم ولی آخرش همو بغل کنیم،بهم کمک کنیم تا به آرزوهامون برسیم،اشتباهات کوچیک همو ببخشیم،هم دیگه رو تنبیه بکنیم... اما عوض نه.
چیزی را کم دارمشاید امید شاید فراموشیشاید یک دوست و شاید خودم را ..
فرويد اولين كسی بود كه اظهار داشت پیوند عاطفى كودک به مادر، مبناى تمام روابط بعدى او هست.
اگ استرس منو نکشه ، خوردن این حجم از کافئین حتما ی روز کار دستم میده.
خودت رو آماده کن برای روزایی که جز خودت کسیو نخواهی داشت. اونقد قوی باش که اگه بی هوا زیر پاتو خالی کردن زمین نخوری. به کسی امیدوار نباش و از کسی انتظار نداشته باش. اینجا کسی حواسش به تو نیست، خودت حواست به خودت باشه. جایی که آدما برای منفعتشون هرکاری میکنن، همین که زمینت نزنن برنده ای.
اینکه یه زمانی مردم عادی میرفتن سرکارهای معمولی و با پولش خونه میخریدن برام یه کانسپت غیر قابل باوره.
زندگیم پر شده “از مهم نیست”هایی که مهمن.
مهم نیست چند ساعت خوابیده باشم، بیدار شدن همیشه سخته.
جدی بعضی وقتا جملهی "بیا چایی بخور" میتونه یه آدم رو از خودکشی نجات بدهکاملا جدی و بدون شوخیلطفا بیشتر با همدیگه چایی بخورید و همدیگه رو به چایی خوردن دعوت کنید، جدی میگم
از تو در من شبی جا مانده که هرگز صبح نخواهد شد.
چمیدونم مثلا یهو تکست بده بگو بیا همه چی رو از اول شروع کنیم.
قبول دارىكسايى كه افكارشون به ما نزديكتره لوكيشنشون از ما دورتره ؟ مثلا همين رفيق صميمى مون..
یه مرحله از زندگی هم هست که بهش میگن بیتفاوتی ناشی از صبر بیش از حد؛ اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودنها بیقراری نمیکنی، بابت دیر جوابدادنها ناراحت نمیشی، حساسیتهات کمتر میشه، حسودی کردنات کمرنگتر میشه و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید با لیاقتشون تنها بذاری.
زنان در قوطیهای خالی کنسرو،شمعدانی میکارند.و در حلبهای خالی روغن،درخت.زنان همیشه همهچیز را از مرگ پس میگیرند.
اگر انسان بتواند در برابر دوست داشته نشدن دوام بياورد، تقريبا هيچ چيزى در جهان نمیتواند او را بهم بريزد.
روانشناسی میگه: «اگر زمانی که اوضاع روبهراه نیست، میری تو تنهاییهای خودت غرق میشی و از بقیه فاصله میگیری، یعنی احتمالاً تو دوران کودکیت مجبور بودی بیشتر مشکلاتت رو خودت تنهایی حلشون کنی و هنوزم فکر میکنی که تنها راهحل همینه.»آدمها فکر میکنند بعد از رفتنشان باید مانند صندوقپستی زنگ زده و باران خورده درست در نقطهای که رهایت کردهاندتا ابدیت منتظر پیغامشان بمانیاما نه..همیشه این طور نیستآدمها دل دارندپا دارندبند دلشان که پاره شودبند کفشهایشان را محکم میکنند و میروند.دوست داشتن فصل دارد.دوست داشتن زمان دارد.کدام باغی را دیدهای زمستان که میشود لباسی از شکوفه بپوشد؟کدام مسافری را دیدهای که چمدان به دست سالها در ایستگاهی متروکه چشم به ریلها بدوزد؟تو دیر به سراغم آمدی.تو دیر برآورده شدی آرزوی کوچک من.مثل برآوردهشدن آرزوی کودکیام در بزرگسالی؛ دوستداشتنت دیگر به کارم نمی آید؛ دیگر اندازهام نمی شود...گفته بودم نه؟دوستداشتن فصل دارد، دوستداشتن زمان دارد...
بعضیها تو رابطه بیشتر دنبال نزدیکی جسمی و جنسیان، تا از صمیمت هیجانی و عاطفی رابطه اجتناب کنن.
انسان دو نوع معلم داردآموزگار و روزگارهرچه با شیرینی از اولی نیاموزی، دومی با تلخی به تو می آموزد.چوانگ تزو
نمیگذرد؛نمیدانم شاید هم میگذرد،اما در پس این گذر؛ از من چه باقی خواهد ماند؟
نوتیف یدونه باشه ولی از اونی که میخوای باشه.
لابلای وسایلم، چیزهایی هست که نه به کارم میان؛ نه دلم میاد دور بندازمشون.توو سرم هم همین وضعیت حاکمه.من گذشتهای رو از بَرم؛ که نه میتونم فراموشش کنم؛ نه دوست دارم مرورش کنم!
ریزش ساختمون بعد از زلزله مثل گفتن حرف ها و رفتار هاییه ک هزاران بار بدتر از زلزله تمام وجود ادمو دچار تنفر. ، غم و اندوه میکنن. اندوه پس از فهمیدن اینکه ادم های اشتباهی رو وارد زندگیشون کردن.اندوه پس از فهم اینکه چقدر تفکرات ادمای دورش با خودش متفاوته .چقدر تنهاس و چقدر اینهمه مدت تنها بوده.رفتار های شما بازتاب طینت و باطن شماست!یاد بگیرید کلماتتون رو درست انتخاب کنید.کلمات بیشتر از گلوله ها زخم میزنن!و بیشتر از گلوله ها ادم رو نابود میکنن و موجب میشن تا مدت ها اورثینک کنی.پس یاد بگیرید ب روحیات هم احترام بزارید و کمتر همدیگه رو ناراحت و ازرده خاطر کنید.«پایان»
ترجیح میدم گربه ها دوسم داشته باشن تا آدما.
امروز 8 August,روز جهانیِ گربه هاست.
همیشه تهتهته مغزم این بوده که یه آدم خوبی برای همه باشم، که اگه یه روزی یه جایی یه چیزی ازم دیدن بگن عه یادته چقدر این با همه فرق داشت؟هیچوقت تو زندگیم دوست نداشتم اشتباهاتم رو دوبار تکرار کنم ولی اگه یه روزی برگردم به لحظاتی که گذشته، دوباره همینکارا رو میکنم.میدونم منظورم از گذر زمان یهچیز نسبیه و صرفا بسته به موقعیت تو تغییر میکنه.ولی زمان تو ساخته شده از تکتک لحظات زندگیته، برای همین معنای زندگی در زمان خلاصه میشه.بماند به یادگار.
واقعا آدمایی که اول صبح ساکتن و زیاد باهات حرف نمیزنن خیلی قشنگن.
بدتر از چند سال رابطهای که به ازدواج نرسه، ازدواجیه که بعد از چند سال بفهمی نباید انجامش میدادی، گاهی تموم شدن یک رابطه، شکست نیست؛ پیشگیری از یک شکست بزرگتره، و این هزینهایه که پرداختی تا با آدم اشتباه ازدواج نکنی، همه رابطهها قرار نیست به ازدواج ختم بشن.
من وقتی شرایط سخت میشه نمیرم؛ من وقتی میرم که ببینم تلاشهام به چشم نمیآد. وقتی میرم که ببینم هرکاری کنم باز کافی نیستم. وقتی میرم که بدونم ارزش کارهام دونسته نمیشه. وقتی میرم که بدونم قد من احترام گذاشته نمیشه. من وقتی میرم که بفهمم اندازهای که برای من مهمه، برای طرف مقابل مهم نیست.
دوست صمیمی خیلی جالبه. اینطوری که ساعتها حرف برای گفتن دارید، رفرنسهای همدیگه رو متوجه میشید، از اتفاقات زندگی هم باخبرید، توی اکثر خاطرهها هستید، برای اینکه بیشتر پیش هم باشید هرکاری میکنید و مهمتر از همه، عادتهای مستی و دیوونه بازی های همدیگه رو بلدید.
یک روز از خواب بیدار میشوی و به تو میگویند این آخرین روز زندگی توست. از جایت بلند میشوی دلت به حال خودت میسوزد، با خودت فکر میکنی امروز چقد میتوانی بیشتر زندگی کنی، بیشتر از زندگی لذت ببری! دوش میگیری، از کمدت بهترین لباسهایت را انتخاب میکنی و میپوشی، جلوی آینه میایستی موهایت را شانه میکنی، به خودت عطر میزنی و غرق فکر میشوی که امروز باید هرچه میتوانی مهربان باشی، بخشنده باشی، بخندی و لذت ببری!از خواب بیدارش میکنی به او میگویی در این همه سال که گذشت چقد دوستش داشتی و نگفتی، چقد عاشقش بودی و نمیدانست ، به او میگویی مرا بیشتر دوست بدار، بیشتر نگاهم کن، بگذار بیشتر دستانت را بگیرم و به این فکر میکنی فردا دیگر نمیبینیاش و چقد آن لحظهها برایت قیمتی میشود، لحظههایی که هیچ وقت حسشان نمیکردی!دوتایی از خانه میزنید بیرون میروی ته مانده حسابت را میتکانی ، کادو میگیری برای مادرت و پدرت به سراغشان میروی و به آنها میگویی که چقد برایت مهم هستند که چقد مدیونشان هستی، مادرت را بغل میکنی، پدرت را میبوسی و اشک میریزی چون می دانی فردا دیگر نیستی...آن روز جور دیگری مردم را نگاه میکنی، جور دیگری به حیوان خانگیات اهمیت میدهی ، جوری دیگر میخندی، جور دیگری دلت می.لرزد، جور دیگری زنده هستی و دائم به این فکر میکنی که چقدر حیف است اگر نباشم...، آن روز میفهمی هیچچیز به اندازهی بودنت و ماندنت با ارزش نبوده و نیست!شب که میشود جشن میگیری و در کنارش احساس میکنی چقدر خوشبختی ولی حیف که آخرین شب زندگی توست، پس بیشتر بغلش میکنی بیشتر نوازشش میکنی بیشتر نازش را میخری و بیشتر ... می گویی: آه کاش فردا هم بودم!خوب اگر فردا هم باشی قول میدهی همین گونه باشی یا نه؟قول میدهم!ممکن است فردا باشی، قدر لحظههایت را بیشتر بدان، چون هیچچیز به اندازهی خودت و ماندنت ارزش ندارد...
Takahiro Kido – Where Time Goesجز بیکلامهای مورد علاقهی خودمه.
چشمهایتان را ببندید و تکتک نُتهای موزیک رو ثانیههای زندگیتون در نظر بگیرید.
دلم میخواد یه روز بزنم به جاده و سفر کنم. حالا چه تنها چه با یه نفر دیگه. دلم میخواد جاهای جدید رو کشف کنم، شبا تو ماشین بخوابم و صبح با نور آفتاب بیدار بشم. زیاد بین راه توقف کنم و از مناظر اطرافم لذت ببرم. رستوران و کافههای جدید رو امتحان کنم و طعم قهوهی جاهای مختلف رو بچشم. حین رانندگی آهنگ و آلبومهای موردعلاقهمو گوش کنم و باهاشون هم خونی کنم. یه دوربین عکاسی بخرم و از هر چیزی که دلم خواست به یادگار عکس بگیرم؛ درواقع دلم میخواد خاطراتمو در قالب عکس نگه دارم. توی جنگلها بدوم و از استشمام بوی درختها مست بشم. قورباغهها رو دنبال کنم. چند ساعتی توی باغها بچرخم و یه تاج از گلها درست کنم. باد رو توی موهام حس کنم. سوغاتی بخرم. با آدمای جدید آشنا شم. زندگی رو تو جاهای مختلف تجربه کنم. دلم میخواد زنده بودن رو با تمام وجودم لمس کنم.
نمیشود قوی بود و قوی بود و قوی بود و ناگهان دیگر قوی نبود؟! نمیشود مقتدرانه جنگید و دیوار چین را بالا رفت و قلهی قاف را فتح کرد و ناگهان از کوچکترین موانع ترسید و کم آورد و به دنبال پناه گشت؟! نمیتوان بدون کمک از پس همه چیز برآمد و پیش رفت و دوام آورد و از یکجایی به بعد، دیگر نتوانست و نخواست؟ نمیشود از قوی بودن انصراف داد و از توانستن اعلام برائت کرد؟!اینجوریست که تو تمام مسیر، صدِ خودت را میگذاری و بیش از توانت میجنگی و هرچه داری و نداری رو میکنی و در نهایت میبینی که برد را آنکسی کرده که نصفه و نیمه خودش را وقف ماجرا کرده، یک دهم خودش را هم نگذاشته و قوی نبوده و از همه چیز ترسیده و نتوانسته و بلد نبوده و پناه برده!!!نمیشود پس از یک دورهی طولانی قوی بودن و یکتنه همه چیز را پیش بردن، ضعیف بود و جسارت نداشت و به کسی تکیه داد و پناه برد؟!حالمان حال درختیست که سالهای سال سنگینیِ کیسهای را روی شاخههایش حمل کرده و در نهایت فهمیده درون کیسه، اَره پنهان کردهبودند. میخواهم حمل نکنم، نجنگم، به خودم سخت نگیرم، میخواهم قوی نباشم و نتوانم!
اگه گفتید تو این هوا چی می چسبه؟ آفرین زمستون.
یه آرامشی هست که وقتی به دست میاد، دیگه دلت نمیخواد با هیچ چیزی عوضش کنی. آرامشِ اینکه خودت رو پذیرفتی، اینکه لازم نیست همه دوستت داشته باشن و اینکه ارزش تو با نظر بقیه تغییر نمیکنه. رسیدن به این نقطه شاید طول بکشه، ولی ارزشش رو داره.
در ناخودآگاه ما چیزی به اسم زمان وجود نداره! یعنی برای ذهن ناخودآگاه، گذشته هنوز داره اتفاق میفته. به همین دلیل یه زخم عاطفی از کودکی میتونه در بزرگسالی هم مثل روز اول دردناک باشه.تو منطق ناخودآگاه، اون صحنه هنوز تموم نشده، تا وقتی که در حوزه آگاهی ما دوباره ازش صحبت و درمان بشه.به همین دلیل آدمها ممکنه در ظاهر بالغ بشن، اما از درون هنوز در لحظه زخمی موندن!برای همین درمان فقط حرف زدن درباره گذشته نیست! درمان یعنی برگردی اون لحظهی ناتمام گذشته رو که ذهن ناهشیارت توش گیر کرده رو تموم کنی.
توصیه من به شما ، تا میتونید از ادمای مودی فاصله بگیرید چون اینجور ادما زاده شدن تا بهت حس بد بدن و رسما روانتو بهم بریزن در نتیجه فاصله از اینجور ادما یعنی سالم نگه داشتن روانتون.
حتی اگر یک درصد احتمال موفقیت وجود داره، بجنگ
۲۵ سال دیگه، نه تو خیابون قراره شماره بگیری، نه کسی توی اینستا مختو بزنه، نه قراره از کافه رفتنت استوری بگیری یا با کسی برنامه کنی!۲۵ سال دیگه، وارد دوران میانسالی و پیری میشی. اون موقع یه پسر خوشتیپ یا یه دختر خیلی رو فرم نیستی!اون موقع چیزی به جز اینکه چقدر برای خودت تلاش کردی، چقدر به خودت رسیدی و چقدر پیشرفت کردی، چقدر دوستای مثبت یا یه پارتنر درست و خوب پیدا کردی به چشمت نمیاد.پس یکیو پیدا کن که تو دوران میانسالیت، بتونی کنارش لبخند بزنی و با آرامش یه قهوهی گرم دو نفره بخورید. یکی که تعطیلات کنارش خوش بگذرونی، یکی که مطمئن باشی توی هر شرایطی کنارت میمونه و امنه.
یه توصیه قبل خواب بهتون بکنمو شب بخیر بگم : عزیزان احساسات خود رو سرکوب نکنید و تا جایی میشه نشونش بدین چون در غیر این صورت انسان ها احساساتتون رو به شکلی که خودشون دوست دارن باور میکنند.
بهم گفت :زندگی بهم ياد دادآدما رو بر اساس، اهميت و ارزشی كه بهم ميدناولويت بندى كنم، نه بر اساس اينكهچقدر دلم براشون تنگ ميشهو من عميقاً حسش كردم.
آدما خیلی دیر میرسن، خیلی دیر محبت میکنن، خیلی دیر میفهمنت، خیلی دیر پشیمون میشن و دقیقا بین همین فاصلههاست که از چشمت میوفتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.
امیدوارم اتفاق بعدی که خواست قوی ترم کنه، بکشتم.
بعضى آدما حتى لياقت ندارن كه بهشون بفهمونى چقدر سرشون اذيت شدى، شكستى و گريه كردى، آدم بى لياقت همه جوره بى لياقته.
تو قشنگ نیستی!تصویری که ازت توی ذهنم دارم قشنگه!
«دلم میخواست خانهات بودم؛تا از تمامِ خستگیهایت به من برگردی.»
عاشق مواقعیم که خدا برام یه نشونیهایی میفرسته که بدونم صدامو شنیده و از درد دلم خبر داره ❤️
میخوام بهت بگم کهاگه اضافه وزنت تو رو اذیت میکنه، رژیم بگیر!اگه بهنظرت چهرت با عمل جراحی زیباتر میشه، امتحانش کن!اگه فکر میکنی مویِ کوتاه بیشتر بهت میاد، یه سر به آرایشگاه بزن!همهی اینها رو انجام بده اگه حس میکنی تو رو به یک ورژن شادتر و بهتری از چیزی که الان هستی تبدیل میکنه.انجام بده چون خودت دلت میخواد،نه چون بقیه میگن!
هیچوقت برای کسیآنقدر خودت را تغییر ندهکه وقتی به آینه نگاه میکنی،دیگر خودت را نشناسی.
در حالی که منتظریم تکلیف جنگ مشخص شهتکلیف زندگیمون مشخص شهرسیدیم به اواسط برج ۵اصن نفهمیدیم ۱۴۰۵ چجوری گذشتانگار این مدتو زندگی نکردیمدر صورتی که این جوونیمونه که تو بلاتکلیفی داره تموم میشه.
ولی خیلی از آدمهایی که میتونن پارتنر خوبی باشنمعمولا سینگل هستن؛چرا؟چون به خوبی میدونن توی رابطه رفتن مثل پذیرفتن یک مسئولیته؛پاسخ درست به احساسات پارتنرشون، توجه، احترام، آرامش؛و از خودشون سوال میپرسن:آیا کسی لیاقت این توجه رو داره؟
از آدمایی هم که همیشه فکر میکنن مشکل اصلی واکنش توئه، نه رفتار خودشون فاصله بگیرید.
از آدمای مودی فاصله بگیرید تا بفهمن تغییر رفتارِ بیدلیل، جذابیتِ خاصی واسه هیچ آدمی نداره و قرار نیست همیشه کنارشون بمونید.مسئولیتِ کمبود عاطفی و مشکل روانیِ ملت به عهده روانشناسه نه شما.
یه افسانهی خیلی قشنگی هست که میگه: «اگه لایقش باشی بهت تعلق میگیره و اگه لیاقتِ بیشتر از اونو داشته باشی ازت گرفته میشه…»پس بیخود برای چیزایی که از دست دادید ناراحت نباشید، حتماً قراره بهترش گیرتون بیاد!
و ناگهانخودم را خسته و غمگین یافتم.میدانی؟گاهی تلاش برای داشتن چیزی که متعلق به تو نیست، روحت را فرسوده میکند.
اگه نیاز دارید گریه کنیدپیشنهاد میکنم .
دلتنگی ، دلیل خوبی برای تکرار یه اشتباه نیست...
همیشه ترجیح میدم به جای دوست و همدم خوب یه موزیک خوب پیدا کنم، چون موزیک جای هر دوشون رو پُر میکنه 💙
۱۰ نشونه از مردهایی که صرفاً دنبال رابطه جنسیان:۱. لمس کردنت از همون شروع رابطه (یعنی از همون قرارای اولیه استارتشو میزنه) بازم بعضیا محافظه کارن و یه ذره دیرتر شروع میکنن. ۲. شروع و تموم شدن مکالمتون با حرفای جنسی ختم میشه. ۳. کل تعریفش فقط از برجستگیای بدنت و ظاهرته، زیاد نمیبینی از شخیصتت و اخلاقت تعریف کنه.۴. نگاهش هم اینجوریه که بیشتر به هیکلت نگاه میکنه. ۵. اصلاً علاقهای به فهمیدن زندگی شخصیت نداره و واسش مهم نیست.۵. تفریحات بیرون رو دوست نداره، و فقط میخواد بری خونه و مکانای خلوت رو مناسب میدونه. ۶. هر موقع میبینمتت از فرصت استفاده میکنه و بدون سکس ولت نمیکنه. ۷. تو رو از دوستاش و خانواده مخفی میکنه چون جدی نیستی براش و فقط یه سرگرمی. تو رو قاطی هیچکدوم از دوستا و آشناهاش نمیکنه، کاملا مخفیانه هستی.واسه رابطه اسم نمیذاره، میگه مهم نیست هدف رابطه چیه، مهم اینه لذت ببریم.۸. وقتی قهر میکنید آخر شبا برای آشتی برمیگرده و بعد آشتی بحث سکس رو پیش میکشه. ۹. اگه به درخواست سکسش جواب منفی بدی عصبی میشه و باهات بد رفتار میکنه. ۱۰. درسته که اکثر پسرها مسائل جنسی براشون مهمه و بعد چندوقت درخواست میکنن، اما اگه تو نخوای و اون دوستت داشته باشه اصرار نمیکنه و ترکت نمیکنه. اگه کرد هم خوشحال باش یه آدم هوس بازی که تو رو نمیخواد رو از دست دادی!
با این عصر جمعه اتون رو بسازید!(از چیزی که هست بدترش کنید).
از آدمايى خوشم مياد كه ميان ميگن "ازت خوشم مياد، ازت بدم مياد، دلم برات تنگ شده، معذرت مى خوام، اشتباه كردم، الان راحت نيستم حرف بزنم، نمى خوام باهات ارتباط داشته باشم"؛ اينا روابط انسانى رو پيچيده نمى كنن.
دلم یه رابطه درست میخواد؛ رابطهای که نیاز نباشه بگم آنفالو کن، نیاز نباشه بگم نکن نرو نیا، خودش خوب و بد رو تشخیص بده، خودش حدشو با آدما بدونه، نیاز نباشه نوبتی زنگ بزنم یا پیام بدم،نه اینکه من کاری نکنما نه، فقط میخوام اونم به اندازهی من ارزش بذاره.