🌐داستان شاهان و شیّادان و شبانان/چند نکته درباره شبان نامیدن کردان✍ اسماعیل شمس🔸شاید همه داستان م…
انتشار: 2026/08/02 20:18 UTCدریافت: 2026/08/08 02:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 02:30 UTC
🌐داستان شاهان و شیّادان و شبانان/چند نکته درباره شبان نامیدن کردان✍ اسماعیل شمس🔸شاید همه داستان موسی و شبان مولوی را شنیدهاید و میدانید که حضرت موسی(ع) پیش از پیامبری شبان حضرت شعیب(ع) بود. براساس آیات ۲۲-۳۲ سوره قصص و ۹-۳۹ سوره طه، موسی پس از آنکه راهی مدین شد و سر راه در آبدادن گوسفندان به دو دختر شعیب کمک کرد به خانه شعیب راه یافت و شعیب از او تعهد گرفت که در قبال ٨ تا ۱۰ سال شبانی یکی از دخترانش را به ازدواج او درآورد و پس از پایان ده سال، عصا به دست و در حال شبانی به پیامبری منصوب شد. وقتی خدا از او پرسید این چوب در دست راستت چیست؟ پاسخ داد: "قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ" ترجمه:گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست. در منابع حدیثی شیعه و سنی از جمله در صحیح بخاری، باب "رعي الغنم على قراريط" (باب چوپانی گوسفندان در برابر قیراطها) از قول پیامبر اسلام(ص) آمده است: «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيًّا إِلَّا رَعَى الْغَنَمَ» فَقَالَ أَصْحَابُهُ: وَأَنْتَ؟ فَقَالَ: «نَعَمْ كُنْتُ أَرْعَاهَا عَلَى قَرَارِيطَ لِأَهْلِ مَكَّةَ». ترجمه: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر آنکه گوسفندچرانی کرد.» اصحاب پرسیدند: «و شما هم؟» فرمود: «بله، من هم در برابر چند قیراط (سکهای به شکل تمر هندی و واحد وزن) برای اهل مکه چوپانی میکردم.»🔸حضرت موسی پس از مبعوث شدن به پیامبری و کسب همزمان فضیلت و قدرت و معرفت و ورود به شهر و مدنیت، مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفت. مولوی در این باره میگوید: دید موسی یک شبانی را به راهکو همیگفت ای گزیننده الهتو کجایی تا شوم من چاکرتچارقت دوزم کنم شانه سرتجامهات شویم شپشهاات کُشمشیر پیشت آورم ای محتشمدستکت بوسم بمالم پایکتوقت خواب آید بروبم جایکتای فدای تو همه بزهای منای بیادت هیهی و هیهای مناین نمط بیهوده میگفت آن شبانگفت موسی با کی است این ای فلانگفت با آنکس که ما را آفریداین زمین و چرخ ازو آمد پدید.وقتی موسی فهمید که شبان در حال گفتگو با خداست و او را اینگونه وصف میکند، خطاب به او گفت:...گفت موسی های بس مُدبِر شدیخود مسلمان ناشده کافر شدیاین چه ژاژست این چه کفرست و فُشارپنبهای اندر دهان خود فشارشبان جواب داد : گفت ای موسی دهانم دوختیوز پشیمانی تو جانم سوختیجامه را بدرید و آهی کرد تفتسر نهاد اندر بیابانی و رفت...خداوند پس از مشاهده ناراحتی چوپان و سرنهادن او به بیابان، حضرت موسی را سرزنش کرد و شبان را بنده راستین خود خواند و از موسی خواست دل شبان را به دست آورد و از او عذرخواهی کند:وحی آمد سوی موسی از خدابندهٔ ما را ز ما کردی جداتو برای وصل کردن آمدییا برای فَصل کردن آمدی؟هر کسی را سیرتی بنهادهامهر کسی را اصطلاحی دادهامهندوان را اصطلاحِ هند مدحسندیان را اصطلاحِ سِند مدح...در بیابان در پی چوپان دوید..عاقبت دریافت او را و بدیدگفت مژده ده که دستوری رسیدهیچ آدابی و ترتیبی مجوهرچه میخواهد دل تنگت بگوکفر تو دین است و دینت نور جانآمنی و ز تو جهانی در امان🔸آن روشنفکران دینی مولوی خوان و آن نئولیبرالهای ایرانشهری و فلسفهدان که پیرانهسر همدیگر را شیاد خطاب میکردند و میکنند و نیز آن دوستان پانترکی که همیشه نفرتپراکنیهایشان درباره کرد با یک آیه و حدیث شروع میشود، ای کاش فقط یکبار این مطالب را میخواندند. در فایل پیوست نقد مستند نگارنده بر سخنان عبدالکریم سروش درباره شبان و هیچندان خواندن کردان آمده است و عزیزان عضو کانال را به خواندن آن دعوت میکنم. این یادداشت را هم نوشتم تا به دوستان کرد که گاه از شبان نامیدن کردان شرمگین و خشمگین میشوند، بگویم: به این صفت افتخار کنید که خدا شبان را کسی معرفی میکند که کفر او عین دین پیامبرش است و از عذاب هم در امان است، زیرا جهان را برای بندگان خدا ناامن و ناآرام نکرده و همچون طغرل و چنگیز و تیمور و اسکندر و دیگر پادشاهان عالم خون خلق را نریخته و خاک آنان را به زور نگرفته و رشته انسانیت را از هم نگسیخته است. آنان که باید امروز در برابر انصاف و انسانیت عرق شرم بریزند، کسانیاند که خود را نوادگان آن شاهان خونریز میدانند و به وجود آنها افتخار میکنند. اگر روزی در این جهان محکمهای منصفانه برگزار شود طبق قوانین اسلام روشنفکرانه و حتی حقوق بشر غربی و مدنی نولیبرالانه چنان شاهانی باید به جرم نسلکشی و صدها جرم دیگر محاکمه شوند، نه اینکه در جهان جدید به عنوان الگوی جوانان معرفی شوند و آنان که نوای زندگی را نواختهاند، آماج تهمت و توهین قرار گیرند.@kurdistanname