این نوشته کوتاه، مقدمهای بود بر نشست امروز:برای ما درمانگران، رخدادهای سهمگین اجتماعی فقط اتفاقاتی…
انتشار: 2026/06/20 04:31 UTCدریافت: 2026/08/15 03:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:14 UTC
این نوشته کوتاه، مقدمهای بود بر نشست امروز:برای ما درمانگران، رخدادهای سهمگین اجتماعی فقط اتفاقاتی نیستند که در بیرون از اتاق درمان رخ میدهند. تجربه ماههای گذشته به ما نشان داد که چطور این رخدادها چالشهای جدی در فرایند درمان مراجعانمان و حتا در درک و نگرش ما نسبت به کاری که میکنیم،ایجاد میکنند. نشان داد که چگونه دیوارهای آجری و سیمانی اتاق درمان میتواند به پرچینهایی به راحتی نفوذپذیر تبدیل شود که واقعیت بیرونی از روی آن مثل سیلابی وارد فضای درمان شود و بر واقعیت روانی غلبه کند. چه بسیار جلساتی که کنسل شد، درمانهایی که قطع شد، و مسیرهایی که نیمهکاره رها شد. شاید بخشی از همه اینها، شاید بخش زیادی از همه اینها، ناشی از شرایط اقتصادی باشد که آن هم واقعیتی بیرونی است، اما به عنوان یک درمانگر تحلیلی نمیتوانم هیچ سهمی برای داینامیک روانی قائل نباشم.جنگ پدیدهای بود که فروید را به بازتعریف مهمی در تئوری خودش هدایت کرد و محصول آن، تعریف درایو مرگ بود. نیرویی قوی که با وعده رهایی از همه تنشها، رسیدن به بهشت بیتنشیِ مطلق، ما را به سوی بیجان بودن سوق میدهد. وقتی تنش در دنیای بیرون از طاقت افزون میشود، انگار نیروی غریزه مرگ هم بیشتر میشود و کمر به قطع همه چیز میبندد. از درمان گرفته تا رابطههای دیگر و حتا امید به آینده. بیون نیز که به طور جدیتری درگیر تجربه جنگ بود همین مفهوم را در تئوری خودش توسعه داد و بازتعریف کرد و نشان داد چگونه جنگ میتواند نفرت از "واقعیت" را در ما گسترش دهد. چون اگر بخواهی واقعیت را درک کنی آن وقت متوجه خواهی شد که موشک بعدی ممکن است در خانه تو فرود آید. چنین شرایطی میتواند ما را به موجوداتی بدون "خاطره" و بدون "آرزو" تبدیل کند که امید و عشق و رابطه ها را نابود کنیم و دست به خودکشی روانی بزنیم.حالا که ظاهرا دیو جنگ کمی آرام گرفته دوباره فرصتی فراهم شده است تا درباره احساساتی که تجربه کردیم تامل کنیم، شاید به تعبیر پیروان بیون بتوانیم آنها را "آلفالایز" کنیم، اهمیت رابطه هایمان را دوباره به یاد بیاوریم، و شاید راهی برای جوانه زدن بذر امید به آینده پیش رویمان بگذارد. چراکه به زبان حکیم توس:نداند به جز ذات پروردگارکه فردا چه بازی کند روزگار




