#شاری_غەززەدوای حەوتی ئوکتۆبر@rasepardeh
انتشار: 2026/08/25 13:11 UTCدریافت: 2026/08/26 10:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 10:05 UTC
#شاری_غەززەدوای حەوتی ئوکتۆبر@rasepardeh
پستهای تلگرام — ڕاسپاردە
🔸قرآن چراغی است که تاریکی را میشکافد، به شرطی که در دست اهل معرفت باشد. اگر این نور به دست کجفکران، ظاهرپرستان و ریاکاران بیفتد، نه راه را روشن میکند، بلکه چشمها را کور میسازد؛ و به ظلمت گمراهی میکشاند!زانکه از قرآن بسی گمره شدندزان رَسَن قومی درونِ چَه شدندمر رَسَن را نیست جرمی ای عنودچون تو را سودای سربالا نبود#مولانا@rasepardeh
✔️ سەرشۆڒی هەواوهەوەس مەبه!ئازؽزی برای!ئەگەر وەڒاس خوەت خوەش ئەوێ...وریابه!وەها ڒێ بکه، پێت هەڵ نەکەوێ سەرشۆڒی هەواوهەوس مەبه، مردن هات...سەد ساڵی ژیان، وەسه خەیاڵێک و خەوێ...✍ کاک احمد موفتی زاده✔️ @ahmad_mofti_zadeh#شێعر #شعر
#شاری_غەززە دوای حەوتی ئوکتۆبر @rasepardehدنیا پڕە لە ئازار وکەچی هێشتاگێلاسەکان گوڵ دەگرن.#کوبایاشی_ئایساو: #جەبار_سابیر@rasepardeh
هر کسی از ظنِ خود شد یارِ من✍️حبیب الله مستوفیبه مناسبت دوازدهم ربیع الاولاز درمها نام شاهان برکَنندنام احمد تا قیامت میبرندگزارش قرآن از نخستین معلم و مبلغش کوتاه است؛ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ... بگو: همانا من بشری همچون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود... . (۱۱۰ کهف)این تعریف کوتاه در بازهٔ زمانی۱۵قرن، زمان و مکانهای متفاوتی را آزموده و در بستر اذهان و نحلههای فکری متنوعی بر اساس نوع نگاه، به گزارشهایی مشروح و مبسوط و البته قابل انتظار تبدیل شده است .به قول جلالالدین؛فلسفی از نوعِ دیگر کرده شرح باحثی مر گفتِ او را کرده جَرحمرور گزارشهای مسلمانان و غیر مسلمانان در این باره به یُمن علمِ امروز برای همگان ممکن و میسور است.اما نقش تفاوت نگرشِ را مولانا در داستانکی دیالوگ گونه از دیدار پیامبر با سرسخت ترین دشمن خود از سویی و از سوی دیگر با نخستین دوست، در حضور بعضی از یاران زیبا و البته بسیار عمیق به تصویر کشیده است؛دید احمد را ابوجهل و بگفتزشت نقشی کز بنیهاشم شکفتگفت احمد مَر ورا که راستیراست گفتی گرچه کار افزاستیدید صدیقش بگفت ای آفتابنی ز شرقی نی ز غربی خوش بتابگفت احمد راست گفتی ای عزیزای رهیده تو ز دنیای نه چیزحاضران گفتند ای صدر الوریراستگو گفتی دو ضدگو را ،چرا؟گفت ،من آیینهام مصقول دستتُرک و هندو در من آن بیند که هستپس خود را دریابیم زیرا به قول سهراب؛«ما هیچ، ما نگاه…»@rasepardeh
🔸تٲملی تاریخی بر جشن مولود در کردستان✍ اسماعیل شمس🔺 مولود، مولود نامه و مولودی خوانی بیش از هر مراسم دیگر اسلامی با فرهنگ و جامعه کردی پیوند یافته است. گویا خاستگاه اصلی آیین مولودی هم ، نه جامعه عربی که کردستان بوده است. بر پایه روایات تاریخی نخستینبار عید مولود در سال 604ق/1207م در دوران حکومت مظفرالدین کوکبری حاکم اربیل(هەولێر) و داماد صلاحالدین ایوبی به شکل گسترده و عمومی در این شهر برگزار شد. ابن خلکان (د 681ق/1282م)، مورخ کُرد ساکن اربیل و معاصر کوکبری، نحوه برگزاری این جشن در شهر اربیل را به تفصیل شرح داده است. بر پایۀ روایت او، کوکبری در فاصلۀ 8 تا 12 ربیعالاول شمار زیادی از فقها، متصوفه، شعرا، وعاظ و... را از بغداد، موصل، جزیره، سنجار، نصیبین و بلاد عجم برای شرکت در این جشن به اربیل دعوت میکرد. در روز عید مولود، تعداد زیادی گاو، گوسفند و شتر قربانی میشد و همراه با نوای موسیقی، دف و ساز و دهل، مراسم عید مولودی برگزار می گردید و مهمانان و مسافران و حاضران در جشن تا چند روز با گوشتهای مولودی مورد پذیرایی قرار می گرفتند.🔺اربیل در دوران ایوبیان به نماد مراسم مولود در سراسر جهان اسلام تبدیل شده بود و بسیاری از مردم هر سال از همه جا برای شرکت در این مراسم راهی آن شهر می شدند. در دیگر شهرهای کردستان و نواحی تحت حاکمیت ایوبیان هم این مراسم به شکل باشکوهی برگزار می شد.🔺 از نظر تاریخی نگارش کتابهای مولد النبی(ص) از قرن ششم و همزمان با حکومت ایوبیان آغاز شد و پیش از آن کتاب مستقل و مشهوری در این زمینه نوشته نشده است(برای آگاهی از عنوان ۳۶۲ مولد النبی نوشته شده پس از قرن ششم، نک : رسول جعفریان ،کتابشناخت مولد النبی).🔺به این ترتیب می توان گفت که جشن مولود به نوعی در پیوند با قرائت خاص کردان از آیین اسلام قرار داشت و باید آن را در چارچوب اسلام کردی تفسیر کرد.احتمال دارد این آیین از کردستان به سایر نقاط جهان اسلام منتقل شده باشد.:🔺از آنجا که میلاد پیامبر با فرهنگ ملی و روح جمعی انسان کرد در طول تاریخ گره خورده است، مولودنامە ها بیشتر از آن که صبغه مذهبی و دینی داشته باشند موضوعی فرهنگی و تاریخی هستند. در دنیای غرب، کریسمس یا زادروز عیسای مسیح (ع) بزرگ ترین جشن مردم است و هیچ امریکایی یا اروپایی با این استدلال که مسیح زاده فلسطین و قاره دیگری است و دین او هم بومی آن سامان نیست، کریسمس را طرد و نفی نمی کند. کریسمس برای مردم غرب جشنی ملی است و نشان می دهد که در آن جامعه، مذهب در درون ملیت و به عنوان عنصری از هویت ملی و تاریخی مردم پذیرفته شده است. تاریخدانان و مردم شناسان سکولار و حتی آتئیست غربی هرگز برای حذف عناصر فرهنگی دین از جمله جشنها از ساحت فرهنگ ملی تلاش نمی کنند، زیرا نیک می دانند که این کار منجر به دوگانگی فرهنگی و از هم گسیختگی روح تاریخی و جمعی ملت می گردد که عاقبتی جز اضمحلال هویت مشترک تاریخی مردم و کلیت جامعه ندارد🔺در اینجا نمی توانم تٲسف خود را از مقایسه اسلام آن روز علما و سیاستمداران کرد با اسلام امروز برخی از آنان پنهان کنم. آن روزها در حوزه میلاد پیامبر و بسیاری مسائل دیگر قرائت زندگی محور و مدارا مدار کردی از اسلام، گفتمان غالب در جهان اسلام بود و علمای ترک و عرب از هر سوی جهان اسلام خود را به اربیل می رساندند تا خود را در زیر بیرق آن نشان دهند. خواندن پیشینه جشن مولود و مولود نامه های کردی این پرسش بزرگ را برای من پیش آورده است که چرا برخی از علمای کرد معاصر در چارچوب جغرافیا و جامعه کردستان و همانند اسلاف خود پیش از قرن بیستم، نسبت مستقیمی با پیامبر اسلام و قرآن برقرار نمی کنند و چرا این رابطه را از طریق علما و سیاستمداران ترکیە و اعراب یا همان برادران بزرگ تر تنظیم می نمایند؟ به راستی چرا قولها و قلمها و قدمهای این گروه، ولو اندک ، نه در چارچوب مصالح و منافع مردم و سرزمین خود، که دنباله برخی سیاست بازان دین نمای ترکیە و دنیای عرب است؟مولود نامه کردی یک پیام مهم و بزرگ دارد و آن این که علمای کرد چند قرن قبل با صدای بلند اعلام کردند ما می خواهیم در جغرافیای خود و با زبان و فرهنگ خود و به طور مستقیم با پیامبر خویش ارتباط برقرار کنیم و زیر بیرق هیچ ارباب و پدرخواندە و برادر بزرگ تر نباشیم. این پیام ضمنی، پیام پیامبر ما هم هست که همه مسلمانان را برادر و برابر دانسته و قوم و گروهی از آنان را برده و بنده گروهی دیگر قرار نداده است..🔺 در فایل پیوست نسخه خطی مولودنامە به زبان کردی [ هورامی] است. این یادداشت، بازنشر شده است.t.me/kurdistanname

