📚 تازهترین اثر ربیدان منتشر شدنشر ربیدان با خرسندی، انتشار کتاب «قلمی شکسته در سایه نخل»، اثر اکبر شفیعی را به دوستداران فرهنگ و جامعه بلوچستان اعلام میکند.این کتاب مجموعهای از یادداشتهای کوتاه نویسنده درباره فرهنگ، جامعه و مسائل اجتماعی بلوچستان است؛ یادداشتهایی که از دل دغدغههای فکری و اجتماعی برآمدهاند و با نگاهی تأملبرانگیز، خواننده را به اندیشیدن درباره برخی از مهمترین مسائل فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی دعوت میکنند.«قلمی شکسته در سایه نخل» بیش از آنکه در پی ارائۀ یک پژوهش باشد، تلاشی است برای ثبت اندیشهها، طرح پرسشها و گشودن باب گفتوگو درباره موضوعاتی که با زندگی و فرهنگ مردم بلوچستان پیوند خوردهاند.نشر ربیدان امیدوار است انتشار این اثر، زمینهای برای تأمل، گفتوگو و توجه بیشتر به مسائل فرهنگی و اجتماعی این سرزمین باشد و مورد استقبال پژوهشگران، علاقهمندان و همه دوستداران فرهنگ بلوچستان قرار گیرد.#قلمی_شکسته_در_سایه_نخل#اکبر_شفیعی#نشرربیدان#ربیدان_شنگکاری#بلوچستانبا ما همراه باشید 👇rabeydaan@gmail.com@rabeydaan_publications
نقد ،با مفهومی امروزی که ما با الهام از دنیای شهرنشینان (متمدن )، در کتاب های ترجمه شده خوانده ایم ، خاص دنیای شهری (مدنی) است !وهیچ مناسبتی با زندگی قبایلی و عشیره ای ندارد !این مشکل امروز ما است ، که در یک تناقض تاریخی گیر مانده ایم .ذهنی انباشته از ارزش های کهنه و گاه غیر ضرور و عصبیت های طایفه ای و تفاخر پیشا تمدنی ،از یک سو و هجوم سیل آسای مفاهیم و مظاهر دنیای تمدن جدید که بخشی از مردم دنیا از آن بهره مند شده و بخشی در حال حرکت از گذشته به سوی آینده هستند .اما ما فقط با دیدن خوبی های تمدن جدید ،با هیجان دست دراز می کنیم ،که ما هم می خواهیم!غافل از اینکه توان ذهنی و بدنی ما از حمل باری که مربوط به گذشته است ،خسته و درمانده است ، تا بخشی از بقچه ی گذشته را از دوشمان زمین نگذاریم ، بار امروز و فردا (آینده ) را نمی توانیم بردوش بگیریم . قوه قضاوت صحیح ،که لازمه ی آن آگاهی ، انصاف ، شکیبایی و جامعه محوری و دوری از خودخواهی و طایفه محوری است، هنوز جایی در ذهن ما ندارد.هنوز قانون فرهنگی گپ په هدا بجن! لتت په برات ! در اذهان ما حاکم است !در دهه ۶۰ پدیده ی خوبی در هیاهوی افکار سوسیالیستی در بلوچستان پیش آمد ،که بسیاری از هواداران گروه های چپ گرا ، با جسارت از پدران و پدریزرگان خود ، به نفع زحمت کشان (به اصطلاح ) نقد کردند ،و راه خود را با گذشتگان خود جدا کردند !امروز حق و باطل در هم آمیخته است ، پدر و پدر بزرگ ،با عنوان مولانا ، حاجی ، سردار ، خان ، ریش سفید ، بزرگ شده ی پول گازوییل ، تریاک ، اسلحه داری دیگران ، آدم فروشی ، قلم به مزدی ، منبر به مزدی ، عضویت شورا ، نمایندگی مردم در مجلس ، نمایندگی شورای نگهبان در مجلس ، نماینده ی شورای نگهبان و مجلس در میان مردم ، همه و همه منسوب به یک طایفه ،قبیله و پدر ، برادر و خویشاوند کسانی هستند ، که نقد آن ها را بر نمی تابند !علاوه بر تابو بودن نقد ، یک قدم جلوتر گذاشته ، این و آن را بدون هیچ مناسبت و استدلالی بابای بلوچستان و قهرمان و مبارز و.....هم می نامند !نقد فرهنگ خاص خودش را می طلبد که ما سال ها از ان فاصله داریم.ما هنوز جسارت معرفی حقوق بگیران کمپانی شرقی و کنسولگری انگلیس در نصیر اباد (زابل ) و همسایه ی آن کنسولگری تزار روس را در دو قرن گذشته ،را در بلوچستان (خراسان ، سیستان ، فراه ، هرات ، کرمان ) را پیدا نکرده ایم !که شامل صدها خان ، سردار ، ملا ، درویش و صوفی و مباشر و کارپرداز قلعه می شود .در حالی که سرنوشت شوم و وضعیت گریه آوری که بلوچان امروز گرفتار آن هستند ، بخشی از آن نتیجه ی نا آگاهی ، بی سوادی ، خود خواهی و گاهی خیانت آگاهانه ی تعدادی از همین عوامل است !و......عبدالعزیز دولتی بخشان ، تهران ، ۱۲- ۵ - ۱۴۰۵@rabeydaan_publications