روی دیوار اتاقی که پر از تاریکی استخنده بر روی لب آینه هم ماسیدهچون در این خانه ی متروکه…
انتشار: 2026/08/05 11:22 UTCدریافت: 2026/08/05 20:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 20:52 UTC
روی دیوار اتاقی که پر از تاریکی استخنده بر روی لب آینه هم ماسیدهچون در این خانه ی متروکه سکوتی سنگینخاک بی حوصلگی را همه جا پاشیدهدر کجا مانده هوای خوش با هم بودن؟که نفس در قفس سینه ی ما تنگ شدهتازه فهمیده ام انگار فقط اینجا نیستآسمانِ همه جا بی تو همین رنگ شدهمن در این نقطه ی کور از همه جا دورم دورمثل یک تکه ی پازل که جدا افتادهیا شبیه پر کاهی که به دست طوفاندر دل آتشی از فاصله ها افتادهبوسه ای از لب شیرین تو را می خواهم تا کمی مزه ی تلخ غزلم خوب شودسایه انداخته شب بر تن شهرم..لطفا!کودتا کن! که شبم یکسره سرکوب شود#الهام_شیرازی
